خودکشی

بعدازظهری بسیار دلتنگ از ماه فوریه بود یکی از دوستان قدیمی با من تماس گرفت. خودکشی
او میخواست درباره خودکشی همسرش صحبت کند. اخیراً  همسرش  بعداز مرتب کردن خانه  تعدادی قرص از قفسه داروها برداشته و خورده  بود وسپس مچ دست و بازوهایش ر ا بریده بود. او امیدوار بود که من بتوانم او را تسلی دهم  و چیزهایی که باعث سردرگمی او شده بود را برایش روشن کنم و از من انتظار داشت که بتوانم دردهایش را تقلیل دهم. من مایل بودم که چیزهای قوی و عمیق برایش بگویم اما  درواقع چیزی برای بیان کردن نداشتم.
به عنوان یک شبان ، نمی توانستم به چیزهای زیادی فکر کنم. من دوست داشتم کمتر در مراسم تشیع جنازه و کفن و دفن ایمانداری که خودکشی کرده است شرکت کنم . ضد و نقیضها مرا از دیگران فراتر برده بود. آیا من درباره ی مشیت الهی و ملکوت خداوند صحبت کنم یا از مرگ فرزند  خدا ؟ این حس بسیار سنگین بود. آیا من برای قلب رنج دیدهای باید درباره قدرت و حضور خدا  صحبت کنم.  بله،  شاید من بتوانم  در مراسم تدفین صحبت کنم . اما درباره قربانی چه بگویم؟ آیا رحمت و فیض  الهی برای این عمل نابسنده وجود داشت؟ این واقعه  بسیار سخت بنظر میرسید.  حتی عبارت (قربانی خودکشی) خود در ظاهر مهمل و در واقع درست  است. مطمئناّ  این مهملات  را افرادی مانند دوستان و خانواده حس کرده اند و محبت ایماندار را به خانواده  و خدمت به مسیح را تشویق میکنند. باید شخصی با دل و جرات ، به محاکمه برود، اما چه کسی؟ شخصی که زندگی اش را خودش به اتمام رسانده؟ ما هم بطریقی او را رد میکنیم؟ ممکن است خدا یا کلامش او را رد کند؟
خودکشی یک مسیحی غم انگیزتر از خودکشی یک بی ایمان نیست، اما این بیشتر ما را متحیر میسازد. بعداز همه اینها، ایمانداران متعهد شده اند به زندگی جدید در مسیح و امید به زندگی کردن ، در حالی که غیر مسیحیان مسیح را نمیشناسند  و در روح ساکن نمیشوند. با نبود چنین نگرشی ، در جهان خودکشی مسیحی و غیر مسیحی به طور قابل توجهی مشابه یکدیگر میشوند. تجربه ی درد و رنجهای غیرقابل تحمل ، بیزاری میان فردی و ناامیدی بین هر دو گروه مشابه است. در هر دوی آنها کشمکش همراه با احساس نارضایتی و اعتقادی که راه حلی برایش وجود ندارد مشابه است.  تفاوتی که بین اینها بنظر میرسد این است که غیر مسیحی نور و راستی ندارد و به دنبال کمک است که ما به آن بت میگوییم ( خدای دروغین) ، در حالیکه مسیحیان  نور و راستی دارند اما توجه نمیکنند. این مهملات موجب تمرکز کامل میشود زمانیکه مسیحی قصد خودکشی دارد میخواهد بداند که آیا او نجاتش را از دست خواهد داد. این  تضاد در افکارش بوجود میآید همان خدایی که قدرت   محکوم کردن ابدیت او را دارد ، اکنون این  قدرت را ندارد که به او  کمک کند و در نظر او  از طرف خدا شکست خورده است. تجربیات احساسی و تفکرات که به خودکشی منجر میشود از همان  افسردگی نشات میگیرد. همین حقایق یعنی غم و خودکشی در کتاب مقدس  بیان میشود. بیان شده که نیت برای ارتکاب به خودکشی بحرانی است که ما بایستی با نشانه های گوناگونی که  شخصی نقشه کشیده  زندگی اش را به پایان برساند آشنا شویم. زمانیکه درشخصی علائم خودکشی  پدیدار شده است ما  نیاز داریم تا بدانیم که چگونه مداخله کنیم. من امیدوارم  پیشنهاداتی که در این کتاب ارائه دادم بتواند موثر واقع شود.
دنیای درونی  شخصی که قصد خودکشی دارد
بیایید اول افکار و احساسات شخصی که قصد خودکشی دارد را مطرح کنیم اما  به یاد داشته باشید این توصیفها تفسیر خاصی ندارند.  بیماریهای روانی و بیزاری میان فردی و ناامیدی اینها دلایلی برای خودکشی شخص نیست. اگر چه بیماری افسردگی میتواند بخشی از جنبه های زندگی ما مانند آرزوها و ارزشهای اخلاقی را سرکوب کند حتی اگر زمانی که آنجا دلایل زیستی برای افسردگی وجود دارد،  تفاسیر و تجارب و واکنشها در افکار و قلب ما  ریشه  دوانیده است. بر طبق کتاب مقدس آنچه که سرانجام تجارب و انتخابهای ما را تعیین میکند این است که ما زندگیمان را از طریق ذره بین ارتباط با عیسی مسیح میبینیم. بنابراین ما میببینیم که خودکشی عملی است نشات گرفته از قلب گناه آلود و این نمیتواند از طریق تجارب روانشناختی کاهش یابد.
به یاد آوردن اهمیت  تراژدی خودکشی میتواند بسیارمشکل باشد زمانی که شخصی دست به خودکشی میزند ما برای توضیح انتخابش راهی را جستجو میکنیم آن رازی که بایستی حل شود و مدارک معدودی که باقی مانده نمیتواند راه حلی برای ما نشان دهد. بنابراین ما اغلب  به توضیحاتی نظیر این جملات تکیه میکنیم : " او خودش را کشته است به دلیل اینکه ناامید بوده  است " . "او خودش را کشته است به دلیل این که او نمیتوانسته خودش را ببخشد". اکثر اوقات ، ما نمیتوانیم به عمق قلب ناامید افرادی که دستخوش حوادث شده است نفوذ کنیم در حالیکه زمانی مکان آرامش و راستی بوده است،  نظر بروکور درباره بیهودگی بنیادی گناه مناسب میباشد.
بنابراین ، پس از هر بار گناه کردن و تفسیر نکردن مفهوم آن ، و در جایی که مفهومی پیدا نمیشود هر تصوری از اعتراف نکردن ممکن است کسی نتواند مفهومی را پیدا کند در جایی که مفهومی ندارد و معنی کند چیزی را که معنا ندارد.
همه این باور را ندارند نمیدانند که  گناه کمترین قدرت را دارد و یا اثری روی واقعیت  یا روی "راستی " ندارد. چگونه باید درک کنیم که گناه در عوامل ترکیب شده بیان شدنی نیست و نمیتواند "قابل توضیح" باشد. ما میبینیم که هر آغازی در آن سمت فقط میتواند به پایان برسد، دورکردنی نیست، نمیتوانیم خود را تبرئه کنیم ....  نامفهوم بودن گناه برای انسان ، راز گناه انسان است....
گناه حقیقتا" مبهم و غیرقابل توضیح است برای اینکه گناه  پیش فرض  و علتی و حتی انگیزه واقعی هم ندارد
توضیحات درباره ی چگونه تامل کردن درباره خودکشی درآخر نمیتواند این عمل را توضیح دهد. ما باید افرادی را که با خدا زندگی میکنند و ارتباط دارند را ملاحظه کنیم.
مخلوق و عهد و پیمان با موجودات زنده
انسان خلق شده  و عهد و پیمان با موجودات زنده بسته است . در دوم قرنتیان: ۴ ، پولس ایمانداران را  شبیه ظروفهای سفالی تشبیه کرده است بطور غیرمنتظره ای سفالگر آن را مفید و باارزش میسازد بوسیله گنجهای  مسیح  که در درون آن اندوخته شده است. ماهمگی برای این بوجود آمده ایم تا متقاعد سازیم که قدرت و احترام ازآن خداست (۴ : ۷ و داوران ۷: ۲-۳ )، اما ما همچنین در معرض مشکلات و سختی ها هستیم. اغلب ما خدا را در نیمه شب میطلبیم و فریاد برمیآوریم. پولس، همچنین لحظاتی از دلتنگی اش را شرح میدهد (دوم قرن  ۴: ۷ - ۹ ).
بنابراین در پایان ، او آنها را فرا میخواند به  " نور و درد و رنجهای زودگذر            " (دوم قرن ۴ : ۱۷). چرا؟
اول ، برای اینکه در کل زندگیش ، حتی در بزرگترین مشکلاتش او با هدف زندگی کرده است (۴ : ۱۰- ۱۲، ۱۵) . او سختی را تحمل میکرد بدلیل اینکه از رنجهایش ثمراتی بدست آورد.
دوم ، کل زندگیش ارتباط به  آینده داشت ( ۴ : ۱۷ -  ۱۸ ). رنج و عذاب " میشود" پرثمر ( دارای ثمر) و لحظات ( بردباری ) زمانی متقابلا"  فعال میشود که ما چه ذخیره کرده باشیم:  این مشکلات و رنجهای زودگذر درما به ما کمک میکندتابه شکوه وعظمت ابدی برسیم واین از همه آنها مهمتر است." (۴ : ۱۷ ).
سوم، پولس در تمام زندگیش روزانه خود را با روح القدس تازه میکرد (افسسیان ۳ : ۱۶ ، کولسیان ۱ : ۱۱ ) . در متنهای دیگر، پولس شرح میدهد  تازه شدن مثل صاحب اختیار شدن و قوی شدن است. توجه کنید که منظور از تازه شدن ، تازه شدن با چه چیزی است. او تقویت میشد برای وظایفی که خداوند قبلا" به او عطا فرموده است. هر تازه شدنی حس خوبی به انسانها نمیدهد، اما ظرفیت تحمل کردن آن از طریق رنجهای کشیده شده مسیح بدست میآید.
پولس در فیلیپیان ۳ : ۱۰ یک نگاه مشابهی به این مسئله میاندازد :  " و تا او را قوت قیامت وی را و شراکت در رنجهای وی را بشناسم و با موت او مشابه گردم ." این به طور خاص موضوعی را روشن میسازد که شخص بعد از خودکشی از میان مردگان برمی خیزد. زحمات وارده از هر طرف و سنگین ترین حکمها  نتوانست پولس را از پای درآورد، آشفتگی او را به یاس و ناامیدی هدایت نمیکرد  و اذیت و شکنجه  باعث نمیشد که  از خدمت خدا دست بکشد.( دوم قرن ۴ : ۸ -  ۹) . این همان پیمانی است که با آفریده بسته شده است.
خودکشی یک عمل گناه آلود است . به این دلیل که این عمل زاییده درد و غم است ، من این مشکل را بعضی اوقات در بحثهای خانوادگی و دوستان یافتم. بیشتر اوقات بسیار واضح است و احتیاجی نیست که ما به آن اهمیت دهیم. بنابراین من بیشتر از این میخواهم درباره عمل خودکشی صحبت کنم میبینیم که  شخصی افسرده شده اما در ابتدا هیچ کس با وی صحبت نمیکند و او را از این مرحله بحرانی خارج نمیسازد. بطور کلی خودکشی  گناهی است تقبیح شده و کاری بی ارزش که بایستی جلوی آن را گرفت. به هر حال ، تحقیقات درون شخصی را که درباره خودکشی بحث میکند و گناه را طلای ناب میداند آشکار میسازد. که در واقع شخصی که قصد خودکشی دارد خود را ضعیف میبینید، زمانیکه انجیل خودکشی را گناه میخواند، به طور واضح آشکار میسازد که شخص باید در افکارش تغییراتی  بدهد و آن عمل را انجام ندهد. هدف من این نیست که بسادگی شخص را به توبه برسانم که ( خودکشی ) یک عمل غیرقانونی است، اما هدف من از بنیه خراب کردن الگوهای گناه آلود و تمرکز کردن شخص به درست تفکر کردن است.خودکشی یک عمل کاملا" فجیع است، اما در نهایت ما شخص را به خلاف آن تفکر هدایت کنیم یعنی به بیانی دیگر او را متمرکز سازیم بر اینکه ما  خلق شدیم و مسئول هستیم دربرابر یک آفریدگار.
این خودمحوری زمانی بروز میکند که شخص به خود میگوید : " زندگی غیرقابل تحمل است و من احتیاج به رهایی دارم" این خودمحوری روی افکار او تسلط پیدامیکند. چنانچه شخص به سمت تصمیم اش پیش میرود ،  او این موضوع را طور دیگری برای خود حل و فصل میکند. او باید این موضوع و چیزهایی را که منجر به ضرر شخصی او شده را کمتر به خانواده ربط دهد در برابر گناه خود احساس مسئولیت  و ندامت کند. پس شخصی که  تحقیر شده میگوید: " زمانیکه من میروم آن ها دیگر احتیاج به من ندارند، آنها هیچ حسی نسبت به من ندارند." او استعداد شایستگی را همراه با فقدان دست بالا میگیرد و میگوید : " بچه ها قوی هستند و آنها میتوانند خود را  بالا بکشند." با توجه به تجربه بدی که دارد او حقیقت  را رد میکند  و میگوید: " آنها درک خواهند کرد درد مرا که غیرقابل تحمل است. آنها هم اگر جای من بودند همان کار را انجام میدادند." در این طریقها، شخص میخواهد بطورمنطقی  تصمیمش را توجیه کند و خودش را بکشد.
علاوه براین، ما باید در نظر بگیریم:  همه اشخاصی که افسرده شده اند خودکشی نکرده اند و همه اشخاصی که خودکشی کردند افسرده نبودند. تلخی، خشم و بی میلی به بخشیدن خصوصیات مشترکی است که در افکار افراد انتحار کرده به چشم میخورد . در بعضی موارد، "آخرین کلمه " در یک بحث منطقی خودکشی است. خودکشی راهی برای مجازات کردن همسر، والدین، دوست، یا حتی بچه ای برای مقداری جراحت و یا توهین کردن میتواند باشد. اگر خشم میتواند تجلی خودمحوری باشد ، پس خودکشی نیز عمل پرخاشگرانه از خودفریفتگی است.
خودمحوری الهیاتی شخصی میتواند در حقیقت دیده شده باشد که خودکشی  بیانی بسیار وسیع ازخودمختاری اعلام کردن  است. آن شخص در مقابل توصیفات انجیل درباره موجودات زنده میایستد چون  آنها میدانند  توسط خالقی بوجود آمدند و  با خالقشان ارتباط دارند. مثل  مخلوقها، ما طراحی شده بودیم، حمایت شدیم، و توسط خدا اقرار کردیم. بیانات ایجاد طراحی اش ( مزامیر ۱۳۹: ۱۳) و خدا بطور دائم از هستی محافظت میکند ( کولسیان. ۱: ۱۷ ). آفرینش توسط بیان کردن جلال و شکوه  خدا را خشنود میسازد.( مزامیر ۱۴۸ : ۷) . در جمله کوتاه بگوییم، خدا دارای همه چیز است. او به بشریت که سر آفرینش است مسئولیت میدهد و او انسانها را برکت میدهد تا بر تمام موجودات زمین فرمانروایی کند. ( پیدایش ۱ : ۲۸).  چقدراین  میارزد ، هرچند ما کاملا" این را میدانیم و نسبت به آن واکنش نشان میدهیم؟
در رومیان ۱ اشاره میکند بر تفکر فردی ایماندار یا غیرایماندار که قصد خودکشی دارد که باید او را منع کنیم زیرا روح القدس نیز شهادت میدهد بر اینکه  او به شباهت خدا خلق شده و زندگی اودردستان خداوند است.به طورخاص در( رومیان ۱ : ۱۸ -  ۲۰) آشکار میسازد ، که خدا حقیقت وجود خود را به آنها  کاملا" روشن ساخته است. همچنین به خیریت شخص شهادت اخلاقی میدهد ( رومیان ۱ : ۳۲ " اگرچه آنها احکام نیکوی خدا را میدانند اما  کارهایی انجام میدهند که سزاوار مرگ میشوند... " )
خدا فرمان مخالفت خود  در برابر به  قتل رساندن انسانها را به نوح بعد از توفان داد ( پیدایش ۹ : ۶ ) که این اخبار جدیدی نیست، اما قلب شخص گناهکار مانع انجام آن میشود. انسان به صورت خدا به تصویر کشیده شده است. و روزهای  زندگی انسان را فقط خدا تعیین میکند ( ایوب ۱۴ : ۵ ). البته ، من به  مسیحیان افسرده شده و ناامید مشاوره خواهم داد که احتمالا" آنها هم موافقت خواهند نمود که ایشان به شباهت خدا آفریده شده اند و در زندگیشان به خداوند وابسته هستند. حتی اگرچه آنها مشکلاتی در ایمانشان هم داشته باشند  باید دیگر حقایق انجیل را به آنها عرضه کرد. اما چون آنها از مقام شبیه بودن خود به خداوند آگاهی قابل ملموس را دارند ؟ چطور باید با آگاهی ، رفتار و اخلاق آنها را کنترل کنیم؟ گفته های  پولس نشان میدهد که انسانها آگاهانه فرامین نیکوی خداوند را بدون در نظر گرفتن عواقب و محکومیت آن رد میکنند ما بایستی با آگاهی دادن بیشتر به انسانها درباره ی داوری ، محکومیت و مرگ به آنها کمک کنیم.این غیر طبیعی نیست، وقتی که یکی از اعضای خانواده مان میمیرد و از ما جدا میشود ما دچار  ترس و وحشت میگردیم و احساس میکنیم زندگی ما هم در خطر افتاده است  و نتیجتا" ما دچار بیماری و افسردگی می شویم. شخصی که قصد خودکشی دارد باید روح القدس  را در خود خفه کند. برای اینکه مطمئنا" خداوند بااینگونه افراد و اغلب هم با ایماندارانی که قصد خودکشی دارند با صدای بلند صحبت میکند که لزوما" به خاطر این نیست که او خلق شده است ، بلکه بخاطر پیمانی که با او بسته شده است: یا نمیدانید که بدن شما هیکل روح القدس است که در شما است که از خدا یافته اید و از آن خود نیستید زیرا که به قیمتی خریده شدید پس خدا را به بدن خود تمجید نمایید.(اول قرنتیان  ۶ :  ۱۹ -  ۲۰).
بنابراین ما تلاش میکنیم کسی را که از نجات خدا غافل است و در زندگی خود دچار یاس و غم و اندوه گشته و توان و نیروی خود را از دست داده و خودکشی را تنها راه نجات برای خود میداند به او کمک کنیم تا از این افکار نجات یابد.
خصوصیات  مشترک در افکار کسانی که قصد خودکشی دارند
چگونه می توان نگرش مختل شده یک شخص درباره زندگیش را تغییر داد و یا او را مدد کرد؟ به تعدادی از خصوصیات مشترک فکری در کسانی که قصد خودکشی دارند اشاره می کنیم :
-  درد و رنجی که از لحاظ روانی افزوده است و به یک روانشناخت احتیاج دارد.
-  نظر خودمان هم نسبت به شخص این است که او نمیتواند دردهای زیاد را تحمل کند
- حس ناامیدی او را فراگرفته و باور دارد که نمیتواند مشکلاتش را حل کند.
- شخص مایل نیست که تعلیم داده شود ، یا مراقبت شود، و یا نمیخواهد حمایت شود. چون  کم کم به این باوررسیده که اشخاص نمیتوانند و نباید او کمک کنند پس گوشه نشینی و گریز از دیگران را در پیش می گیرد،.
- تنها راه فرار از مشکلات و دردها افکار تکراری پایان دادن به زندگی هست .
زمانی که به این خصوصیات فکر میکنیم،چیری که به ذهنمان خطور میکند اینست که اینها به تنهایی دلیلی برای خودکشی نمی تواند باشد. بیشتر خصوصیات از قبیل افسردگی ، ممکن است از طریق تجربه ی سختی که شخص داشته و یا زیاد به طول انجامیده است در آن زمان است که  شخص تمایل به خودکشی دارد. از همه مهمتر اینکه خصوصیات فردی وجود ندارد که شخص خودش را بکشد. من میدانم که بسیاری  از مردم با دردها و رنجهای مزمن و روانی در طرف هستند. اما همه آنها تمایل به خودکشی ندارند. و میدانم بسیاری از مردم حس ناامیدی و بیچارگی دارند . اما همه آن ها تمایل به خودکشی ندارند. خودکشی نشان میدهد که از اثر متقابل این عناصر بوجود می آید. آن حس ناامیدی، که با ضعف ترکیب شده ، محدودیت برای تحمل درد و رنج ، و گریز از کمک همه اینها کمک میکند شخص را به سمت خودکشی سوق دهد. علاوه براین، این گروهها وابسته به راههای دیگر هستند. برای مثال، ناامیدی با منشا درد روانی و نتایج آن میتواند باشد. عقیده شخص  باید  ناتوانی اش را در این چیزها  تغییر دهد که احتمالا" مفید خواهد بود برای تجربیاتش که میتواند درد و رنجهایش را تحمل کند. بخاطر بیاورید، حس نهایی ، این عناصر نمیتواند مسبب همه اینها شود. آنها رابطه خود و قلبشان را با مسیح نشان میدهند.
ما بایستی کسی را که خودکشی کرده درک کنیم چون در پس این عمل یک تصمیم قاطع وجود داشته است. این یک تعریف رسمی است برای ایجاد ارتباط بین ما و آن شخص و کمک و شفاعت طلبیدن به او، میتواند به او کمک کند :  ارتباط مداوم قلب شخص با علائم افسردگی ،  و انواع استرسها در محیط اطراف خود، و تضعیف موقعیت روانی و کشمکش های زندگی ، او را دچار افسردگی میسازد و نهایتا" به طرف خودکشی سوق میدهد.
درد شدید روانی
درپس هر خودکشی انگیزه مشترکی وجود دارد و آن این است که اشخاص احساس میکنند که ناراحتی روانی آنها غیرقابل تحمل است. هدف از خودکشی اغلب براحتی از  درد فارغ شدن  است: " من میخواهم دردهایم را دور کنم." مرگ به معنی به انتها رسیدن است ، نه اینکه خود را به پایان رساندن. " من میخواهم بمیرم" بیشتر اوقات به این معنی است ، " من میخواهم احساسات بدم را از خود دور  کنم."
درد روانی توصیف کردنش مشکل و محدود کردن آن غیر ممکن است. اگرچه، درجه تجربیات دردناک شخص عاملی برای تصمیم به خودکشی است. اغلب ما درد عاطفی و اندوه را زمانی چشیده ایم. هدایای‌‌ کتاب مقدس به روشهای مختلف است که به طورصریح در مزامیر توضیح میدهد (۲۲,۳۸,۴۲).
زمانیکه به آنها درد روانی را توضیح میدهد در گفته هایش چیزهای مثل ," آن حس بسیار سنگین است ... من حس میکنم چیز سنگینی روی قفسه سینه ام حمل میکنم," اما آن به طور نرمال بین درد روانی و ناراحتی  جسمی تمایز ایجاد میکند. درواقع، آنها اغلب درد روانی را به دردهای جسمی فرعی هدایت میکند،مانندسردردهاوحالت تهوع.
پس آنها سعی دارند سرچشمه این درد را تعریف کنند، اشخاصی که استرس دارند ممکن است به تجربیات خاص ربط داده شوند ( گناه، شرمندگی ، تنهایی، بیگانگی، دل کندن از وابستگیها، ناامیدی), اما آنها احساس میکنند که این دردها و رنجهای زندگی بر روی تمامی قسمتهای زندگی آنها سایه افکنده است. آن ها میخواهند درد و رنج خود را در قالب ثمره ناتوانی درونی خود توضیح دهند( از دست دادن تمرکز، از نو ترسیدن، درماندگی در تصمیم گرفتن) و در خارج شخص ( بیکاری ، از دست دادن دوستان، مشکلات مالی). حوزه دید شخص درباره ناراحتی مثل ویران شدن زندگیش , مخصوصا" زمانیکه او اعتقاد دارد که حیات ابدی دارد  این بخشی از باورهایی است که باعث میشود که شخص خودکشی کند.
شما میتوانید به شخصی که گرفتار اندوه  و رنج است کمک کنید تا افکار او روشن شود و روش خود را با نگرش و اراده خدا مقایسه کند. مردم افسرده به علت ناراحتی ها و از دست دادن چیزهایی در زندگیشان احساس خودکشی را بصورت طبیعی بیان میکنند. دوم، ایشان به باور رسیده اند که  درد و ناراحتی غیر قابل تحمل است و با "حس نارضایتی" همدم شده اند.  سوم، آنها احساس ناامیدی کرده، و فکر میکنند که خود و موقعیتی را که در آن هستند را نمیتوانند تغییر دهند.
سواستفاده از دارو. بدلیل اینکه درد و آگاهی  به یکدیگر ارتباط دارند، پی بردن به آن بسیار مهم است که چه مقدار شخص میتواند درد را بوسیله آگاهی و هوشیاری کنترل کند. زمانیکه شخص میخواهد داروهای خواب آور یا مسکن استفاده کند او آگاهی اش را دگرگون میسازد تا دردش را تسکین دهد. درباره نحوه استفاده از داروهای ضد استرس ( والیوم، آتیوان، کلونیپین) باید مطلع شویم , این داروها و الکل آرام بخش و تسکین دهنده میباشند و مورد استفاده زیادی دارند در اشخاصی که فکر میکنند  به آنها حس راحتی میدهد.
مصرف این داروها با دوز بالا منجر به بحران در زندگی افراد میشود و خواسته ها و امیال آنها را در کنترل خود میگیرد تا  دیگر حسی در اونماند. براساس این نمونه ها، شخص برای کمی استراحت مایل به  استفاده از این دارو میباشد بدون توجه به اینکه ممکن است بمیرد. استفاده از این داروها با دوز بالا مانع از خودکشی افراد نمیشود و مصرف کننده فرصتی برای کمک گرفتن و یا تلاش برای گریه و فریاد برای رهایی خود ندارد.
دلایلی که میتواند مرتبط باشد. اول ، استفاده خودسر از داروها میتواند باعث مرگ شود. بعضا"  تصور میشود بیشتر مصرف کردن دارو تحمل انسان را در مقابل درد زیاد میکند و ناراحتی را دور میسازد. اما برعکس حتی در مردمی که پیش زمینه ی مصرف این داروها را دارند میتواند افکار آنها را خراب کند و از بین ببرد. دوم , یک عادت شکل گرفته در ذهن افراد ، فرار از واقعیات است که یکی از خصوصیات مشترک افسردگی میباشد. سالی نیست که بررسی سوابق ملی نشان ندهد که در مقایسه ای بین افرادی که قصد خودکشی کرده اند و یا اقدام  آنها منجر به مرگ شده است، طبق تحقیقات تخمین زده میشود که بین افراد ۲۵ -  ۸ ساله که تلاش به خودکشی کرده اند، خودکشی یکی از آنها منجر به مرگ شده است و خودکشی در بانوان و جوانان  نسبت به مردان و افراد مسن بیشتر است. گفتن این مساله بسیار ساده است که شخصی که دائم خود درمانی میکند و دارو مصرف میکند و این " تمرینی " است که شخص آسانتربه سمت خودکشی برود ای کاش  نیتش را تغییر دهد.
بحران موقعیتی
بحران موقعیتی  به طور معمول بر خودکشی اثر میگذارد و نقطه مرکزی افکار و احساسات شخص میشود.
بحرانهای موقعیتی شامل این موارد میتواند باشد :
-  مشکلات مالی بیکاری، مدیریت نداشتن،قرض گرفتن،یابه حقوق کسی تجاوز کردن
-  بیماری جدی در عضوی ازخانواده که به مراقبتهای ویژه احتیاج دارد.
-  مرگ یکی از اعضای خانواده یا دوست، و ناتوانی در رهایی از این غم.
-  ناسازگاری، سواستفاده جنسی ، جدا شدن یا طلاق گرفتن .
-  افشا و ناسازگاری عمومی، که ممکن است نتیجه کارهای نامشروع یا فعالیتهای غیرقانونی باشد.
در برخی موارد، مخصوصا" اگر شخصی تاریخچه مزمن افسردگی داشته باشد  کمک میکند که مشکلاتی بوجود بیاید. بیکاری با دائم الخمری میتواند عاملی برای خودکشی برای شخص یا همسرش باشد.  در موارد دیگر، مشکلات زیاد کنترل شخص را در دست میگیرد و حس ناامیدی به او دست میدهد.
تحریف تفکر.  نوع و وسعت مشکلات اغلب موضوعی برای تحریف کردن تفکر است. مشکلات ممکن است به صورت مصیبت وانمود شوند اما اینطور نیستند. پیشگویی ها درباره آینده میتواند اختیاری و غیرواقعی باشد. احتمالات غیرواقعی و (تونل دید) محدود شده است، و استدلال کردن درباره اشخاص و رویدادها بسیار دشوار شده است. تفکر شخص که میخواهد انتحار کند به دو چیز منتهی میشود: درد و رنج یا نداشتن آگاهی .
همه این دلتنگیها از کجا میآید؟ ۴ این بوسیله خواسته های از دست رفته است که بوجود میآید و تجربه های شخصی هم نشان میدهد که به آنها احتیاج دارد : " من آن چیزی را که از دست داده ام احتیاج دارم و امیدی نیست که دیگر آن را بدست آورم." این ناامیدی ها زندگی اشخاص را دربرمیگیرد. برای مثال، مردی که تضمین و امنیت را از دست داده است ( یا مقام ، هویت یا شخصیت ، نظارت، آزادی)  یا به دلیل مصیب مسائل مالی : " من برای امنیت و آرامش احتیاج به پول دارم بدون آن دیگر نمیتوانم زندگی کنم و زندگی برایم غیرقابل تحمل میشود." زنی که همسرش به او خیانت کرده یا دیگر با والدینش رابطه ای ندارد یاس و ناامیدی او میتواند بخاطر از دست دادن عشق ، اثبات موضوع و تلاش برای حل آنkHhhh باشد: " من متعلق به آن شخص هستم بدون او نمیتوانم زندگی کنم." حس عمیق شرمندگی تجربه های نوجوانی در شکست تحصیلی ( ورزشها، یا در عشق تخیلی): " من احتیاج دارم برای رسیدن به آن و نرسیدن به این ها خفت و خواری میآورد. من شاید به انتها رسیده باشم. " صرفا" موقعیت تنگدستی ، شکست ، مردود شدن ، نمیتواند این بحران را بوجود بیاورد. این خواسته ها بر روی زندگی تسلط پیدا میکند و موقعیت را تفسیر میکند که به طرف فقدان و ناامیدی و سپس خودکشی راه پیدا میکند.
از چه طریقی شما میتوانید به آنها کمک کنید ؟
تصور کنید مردی که همسرش او را ترک کرده میخواهد خودش را بکشد . او تحت فشار مسائلی چون  حس از دست دادن، شرمندگی، بخشش ، گناه ، و دلتنگی و اضطراب قرار گرفته است. او برای رفتاری که با همسرش انجام داده است مورد بررسی قرار گرفته است. خودکشی به نظر میرسد که تنها راهیست که به انتها میرود و تنها این روش است که رسیدن به آن ، هدف را هموار میسازد. شما از چه طریقی میخواهید او را کمک کنید؟
اول ، آگاهی واقعی نسبت به درد شخص. در یک چنین بحرانی، حس یک دلی افزایش مییابد ، نه کاهش. تشخیص شدت دلتنگی او این معنی را نمیدهد که شما کشتن خودش را تایید کنید یا تفکرش را تحریف کنید. شما بدبختی و بیچارگی اش را آسان نگیرید یا فکرش را از خودکشی کردن دور نکنید اصلا" هم  به او نگویید  که مشکلاتش هم بسیار سخت نیست! واقعا" از تجربیاتش و احساساتش آگاه شوید اغلب کمک میکند  که مسائل آسانتر حل شود.
دوم ، به او کمک کنید تا بتواند رابطه بین دردش و نیازش را ببیند ( نه بین دردش و چگونگی وقوع آن) ، بدون اینکه فورا" او را متهم کنید که برای چی به این صورت زندگی میکند. من بکرات به شخصی که دایره لغات را به اشتباه بکار میگیرد و با ترس بیان میکند کمک کردم و جملاتش را اصلاح کردم . بطور مثال ، " من نمیتوانم بدون همسرم زندگی کنم"  اینطور اصلاح میشود " زندگی بدون همسرم غیرقابل تحمل خواهد بود زیرا ... . " در آن نمونه ، مردی که قصد خودکشی داشت گفت که مرگ بهتر از با شرمندگی سخن گفتن به خانواده اش  درباره طلاق گرفتن است. واکنش شخصی ممکن است تمرکز کردن روی ناشایستگی اش باشد.  زنی که  قصد دارد زندگیش را به پایان برساند به دلیل اینکه اخیرا" همسرش فوت کرده و او بوده که از همه چیز مراقبت و محافظت میکرده است. ما نیت او را اینچنین مطرح میکنیم ، " من نمیخواهم زنده بمانم به دلیل اینکه من نمیتوانم مسائل و مشکلات مالی را حل کنم." در سومین مثال ، نیت شخصی که قصد خودکشی دارد اینچنین مطرح شده بود مثل ، " من نمیخواهم زنده بمانم به دلیل اینکه طلاق این معنی را میدهد که من دوست محبوب او نیستم." حس احتیاجات خاص اغلب آن را آشکار میسازد که او برای چی هست ، و به نقض کردن آن شروع میکند.
سوم ، جمع آوری اختیارات و افکار غیر منطقی. راه های تشخیص کمک های مردم در افکار آنها پراز تناقض و دروغ است. من شاید از کسی که طلاق میگیرد بپرسم: " چگونه قبلا" شما با شکست و گناه خودتان رفتار کردید؟ آیا شما بخشایش خدا را لمس کرده اید ؟ آیا شکستهای شما بسیار بزرگ بود و آنها غیرقابل بخشش بودند؟ آیا شما گناه های دیگر حتی گناه های کوچک همسر خود را بخشیده اید؟ اگر عیسی مسیح میتواند شما را ببخشد ، او میتواند کمک کند که شما همسرتان را ببخشید بهتراز این است که شما خودتان را در ناامیدی و تلخی نابود کنید آیا اینطور نیست؟ آیا خودکشی را واقعا" شما انتخاب کرده اید؟  آیا رسیدن به این مسئله هم انتخاب شما بوده است؟ آیا شما فقط دو راه را انتخاب کرده اید یک دردهای غیر قابل تحمل و دیگری به پایان رساندن دردها توسط مرگ ؟ " من میخواهم بپرسم که چه اعتقاداتی و ایده هایی افکار ایشان را تحت کنترل قرار داده است. او درباره چه چیزهایی فکر میکند و آن ها درست هستند؟
من میخواهم شما را به راه حل ها ، استراتژی های جستجو شده را که قبلا" شما آنها را "انجام نداده اید" دعوت کنم. چه چیزی آنها را غیر عملی ساخته است؟ منظورش از انجام دادن و انجام ندادن چیست؟ آیا او تعریفی غلط و غیر ممکن از موفقیت میکند؟ یا او تعریفی درست دارد ، اما نتیجه ای نگرفته است؟ تعدادی از مردم خیلی زود منصرف میشوند، یا چیزهایی را جستجو میکنند که دور از توانشان است ( مثل شخصی را تغییر دادن) "، یا بدون تشویق ، راهنمایی، و حمایت سعی کردن. پیشنهاد کمک کردن به شخصی استراتژی عملی است برای شخصی که میخواهد خودکشی کند و ما هم میخواهیم آن را از این بحران بیرون ببریم. پیشنهاد انتخابهای درست و اعتقادات میتواند کمک کند به شخص که موقعیتش را به وضوح  ببیند.
چهارم ، کشف درک ناامیدی او.  باخردمندی توجه می کنیم که ناامیدی یک یقین کامل است که برایش راه حلی نیست و شخص کاملا" ارزشش را از دست داده است. ناامیدی را میبیند. از نظر احساسات، ناامیدی از بدبختی و ناامیدی و یا ترس و وحشت از آینده نشات گرفته است. او ناامیدی را حس میکند. تحقیقات نشان میدهد که ناامیدی قویترین عامل  برای خودکشی کردن است. آنها مانند افراد الکلی رفتار میکنند و آنقدر مینوشند تا خودکشی  کنند. این پیشگویی که کردیم بهترین نوع خودکشی است که شخص در زمره ی افسردگی از مواد مخدر هم استفاده میکند. در ادامه همان افسرده شدن ، تفاوتی بین احساس و نیت خودکشی است.
از دید و نظر خدا، مردمی هستند که برای ناامیدی خود دلایل خوبی دارند : "آنچه بدکاران از آن می ترسند بر سرشان می آید ،................ اما امید بدکاران بر باد میرود ." ( امثال ۱۰ :  ۲۴ و ۲۸ ). اما عیسی مسیح انقلابی ایجاد میکند. برای آنهایی که خداوند پدر آنهاست و عیسی مسیح نجات دهنده آنهاست،" امید درستکاران به شادی میانجامد، ... نیکان به آرزوی خود میرسند. " ( امثال ۱۰ : ۲۴ ، ۲۸ ) اگر شخصی مسیح را دارد ، امید دارد که مسیح از او دور نخواهد شد ، او را تعقیب خواهد کرد و هرگز اجازه نمیدهد که او برود، برای او یک تفاوتی قائل خواهد بود تا راه طولانی را طی کند. ایمانداران مسیح ، به دلایل محکم و استوارامیدوارترین مردم روی سیاره هستند. اگر مسیحی ناامید هست و خودش را ناامید میبیند ، آن علامتی است که تفکرش خارج از اراده خدا است.
ناامیدی شکستی دربرابر شناخت معرفت خداست. ایمان و اعتقاد شخص را از نیکویی و معرفت خدا آگاه میسازد. زمانیکه مسیر قبلی ما اشتباه باشد درجه ایمانی ما آنجا مشخص میشود. در چندین موقعیت مردانی را مشاوره کرده ام که به رابطه جنسی با بچه ای  اقرار کرده اند. انتخابهای قبلی آنها را تا لب خودکشی آورده بود. پیش بینی فاش شدن، حقارت ، مسائل مالی سخت، پیگرد قانونی ، و از دست دادن خانواده توسط گناهان مرتکب شده. ناامیدی زمانی وارد میشود که ما انکار کنیم که خدا بهترین ها را برای فرزندانش میخواهد. هدف ما این است که به آنها اعتماد بدهیم که محبت خدا در مسیح است ، و خدایی که توبه ی آنها را محترم میشمارد. انجیل مردان تحقیر شده را به تصویر میکشد که هنوز امید داشتند :( مزامیر ۳۲ ، لوقا ۲۳ :  ۳۹ -  ۴۳/)
ناامیدی  و شکست درامیال خود و خواسته های خدا است. یعقوب ۴ کشمکشی چون جنگ در بدست آوردن امیال و خواسته ها را به تصویر میکشد ( ۱ -  ۳ ) . ناامیدی زمانی وارد میشود که امیال جسمانی و گناه آلود امید ما را احاطه کرده است و خدا پاسخگوی امیال ما نیست. او در عوض ما را میخواند به سوی چیزهای بهتر و زندگی کردن دور از آن خواسته ها و قدردانی بنیادی و اساسی از مسیح.    ( فیلیپیان ۳ : ۷ -  ۱۵ ، ۴ : ۳ -  ۹ ، کولسیان ۲ : ۶، ۳ : ۱ -  ۴ ).
ناامیدی به اینصورت بوجود میآید که به کارهایی که خدا انجام داده رغبت خود را از دست بدهیم. آن زمانی وارد میشود که ما به دنبال پاداش برای کارهای خوبمان هستیم و امید خود را جستجو میکنیم در حالی که خدا ما را به حیات ابدی  دعوت میکند. من این مسئله را به کسانی که میخواهند خودکشی کنند باز خواهم کرد: او امید به همسرش دارد یا مسیح ؟ اعتبارش یا مسیح ؟ تغییر کردن یا مسیح؟
این موضوعی است که انجیل صراحتا" دنبال میکند :  رومیان  ۸ : ۱۸ - ۲۴،       دوم قرنتیان ۴ : ۱۷- ۱۸،۵ :۷  -۸ ، عبرانیان ۱۱ : ۱، اول پطرس ۱ : ۱۳ .
پنجم ، کمک کن به شخص برای  جدا کردن  از درد و رنج و نیازمندبودن بوسیله تنظیم درک او  از طبیعت و سرچشمه احتیاجاتش. زمانی ما نظری را قبول میکنیم که احتیاجات ما برانگیخته شود و مشکلات روانی و درد که بخاطر نارضایتی یا خنثی کردن احتیاجات ، و ما  قانون گناه را که در زندگی ما نقش دارد  در تجربه زندگی ما نادیده میگیریم. مردی که زنش او را ترک کرده و احتیاج به آن نداشته است. او برای از دست دادن آن ، صدمه میبیند، بله. این مشکل است. او تحقیر شده است. ترسها و دردهای قلبی که فقط آخرین روز تسکین پیدا خواهد کرد. اما او احتیاجی ندارد که خود را بکشد. مزامیر ۷۳ که درست برای امروز است و ارزش یا اهمیتی که شخص برای هر واقعه قائل می شود درست به اندازه خود آن بحران اهمیت دارد. برای مثال، طرد شدن برای افراد مختلف معانی متفاوت دارد. اگر اجازه دهم دیگران شخصیت مرا تعریف کنند، در این صورت طرد شدن از طرف آنها برایم ویران کننده خواهد بود. اما اگر به موافقت (تأئید) دیگران در مورد خودشناسی ام وابسته نباشم، کوتاهی یا طرد شدگی تأثیر کمتری بر من خواهد نهاد (۱ قرنتیان ۴: ۱ - ۴) از این مهمتر، چنان چه تشخیص بدهم که شیوه برخورد من با دیدگاه مردم یکی از پیامدهای طبیعت گناه آلود من است، عملاً تجربه طرد شدن منجر به رشد من خواهد شد.
چگونه خطر خودکشی را تشخیص بدهید؟
متنهایی وجود دارد که با آن میشود ارزیابی کرد اشخاصی راکه آرزوی مردن داشتند برای اینکه نه راهنما داشتند و نه راه و روشی را میدانستند من ممکن یک چیزهایی را ارائه دهم که این هم اختیاری است. مطمئنا" ارزشیابی از طریق مکالمه تلفنی خیلی مشکلتر از ارزشیابی کردن عضو کلیسایی که شما آن را میشناسید. همیشه، پیش بینی های اولیه  بیشترین علتها و سببها را ارائه میدهد , و من سعی کرده ام این ها را در اینجا بیاورم.
ارائه دادن مشکل. ارزیابی باید بصورت معمولی آغاز شود بوسیله مرور کردن حوادث که این بحران را بوجود آورده است. این چیزی است که به شخص مربوط میباشد. بعضی اوقات شما ممکن وسوسه شده باشید این بحثها را از قلم بیاندازید به این دلیل که شما گمان کرده اید که شخص در خطر است و شما میخواهید از حالت افسردگی و یا نیت خودکشی او را بپرسید. اما معمولا" فکر شخص را مختل میسازید به دلیل اینکه برای آن شخص دلیل اتفاق مهم است. اگر چه شخص تصمیم خودکشی را میخواهد انجام ندهد و یا اینکه به نظر میرسد که حتما" میخواهد انجام دهد، معمولا" بهتر است که تصویر کاملی داشته باشیم که شامل حوادثی که سنجیدن آن برای شخص در افکارش بسیار سنگین است.
سابقه اطلاعات. سعی کنید به جایگاه خصوصی که این بحران در آن جا اتفاق افتاده بروید تا متنهایی از تاریخچه زندگی شخص پیدا کنید مانند : ارتباط با مسیح، الگویی از موفقیتها و شکستها و کتیبه ای از مهارتها. زیر فشارقراردادن الگوها  و هویت شخص که باعث مشکلاتی شده است ، مانند انواع  مشکلات، مشاوره کردن درباره تجربه های قبلی ، تاریخچه کوتاه پزشکی ، بد خوابیدن و غیره.
سواستفاده از مواد مخدر یک عامل خطر است. یک ارتباط قوی بین استفاده از مواد مخدر و  خودکشی است. برحسب اطلاعات جمع آوری شده از موسسه ملی سلامت روانی گزارش داده شده که قویترین عامل خطر برای وسوسه شدن خودکشی در بزرگسالان افسردگی بوده، استفاده از الکل ، استفاده از کوکائین ، و ترک کردن  و طلاق گرفتن. قویترین عوامل الکل و مواد مخدر و پرخاشگری یا رفتارهای نفاق افکن خطر خودکشی در جوانان افسرده بوده است. شخصی که وسوسه میشود خودکشی کند قبلا" به سختی از الکل  و مواد مخدر استفاده میکرده است. این بدان معنی نیست که هر شخصی که الکل یا مواد مخدر استفاده میکند خود را میکشد و یا استفاده از مواد مخدر علل خودکشی او بوده است. اما آگاه باشید که این دو دست به دست میدهند و شخص را به سمت خودکشی میکشاند.
شیوع استفاده از مواد غیر قانونی در بین مسیحیان انجیلی کمتر از مردم عادی است و کمتر افسرده میشوند و جزو مسیحیانی که خودکشی میکنند نیستند.
ارزیابی کردن عامل خطر استفاده از مواد مخدر یا پیش بینی کننده خودکشی مسیحیان، باید موارد زیر را در نظر بگیریم:
- ارائه دادن مرحله استفاده
- مدت استفاده
- مرحله وسوسه شدن برای استفاده کردن بوسیله شخص گزارش میشود
- گرفتاری مواد مخدر یا الکل بوسیله حمایت گروهها
برای اشخاص افسرده  که بیش از ۶ ماه از مصرف مواد مخدر و الکل  آنها میگذرد میتوان خطر بسیار بالایی را برایشان گزارش کرد. بخش اصلی قابل بررسی ، سروکار داشتن شخص با محیطهایی که کاملا" استرس زا بوده و احساس پریشانی بوجود میآورد. این مرحله از ویرانی بسیار مهم است :  مردمی که از مواد مخدر و الکل استفاده میکنند "ویران شده " هستند زمانیکه آنها حس بدی دارند آماده میشوند برای تغییر دادن هوشیاری و به تسکین و آرامش رسیدن. تکرار استفاده میتواند افسردگی را بدتر کند ، انسان را به سوی شرارت هدایت میکند، گناه یک سری نامسئولیتی میآورد، خود را سرزنش کردن ، حالت افسردگی، ادامه دادن پیشرفت، و غیره.
منابع موجود.  از حامیان شخص که شخصیت او را میشناسند و میتوانند اطلاعاتی در مورد افسردگی قبلی و تلاش برای خودکشی کردن او ارائه دهند سئوال کنید که شامل خانواده، دوستان، کلیسا، و مشاوران قبلی. دوستان و اعضای فامیل باید با اشخاصی که اسمشان را شنیده اند که با او ارتباط داشته گفتگو کنند. آنها بعضی اوقات درباره تجربیات او بیشتر میدانند و میتوانند شرایط مشکلاتش را عرضه کنند. این به شما کمک خواهد کرد که بفهمید چه مقدار ازاین بحران را برای شما ارائه میدهند.
نیت و تفکر کسی که میخواهد خودکشی کند. ارزیابی نیت خودکشی آسان نیست. همه چیز آنطور که هست همیشه به نظر نمیرسد. این درست است که تفکر کار را جلو میبرد ، اما لزوما" این درست نیست که تفکر بیشتر درباره ی خودکشی  به معنی انجام آن باشد. مردم عادی  میتوانند راهنمایی کنند ، آنها نمیتوانند آگاهی و تشخیص را جایگزین کنند.  د. س. کلرک و جی . فاوست پیشرفت کردن را در " بالا بردن "  تحقیق درباره افکار و خصوصیت رفتاری کسی که میخواهد خودکشی کند پیشنهاد میکند. به این معنی  که شما باید سئوالات کلی از آن شخص درباره تمایل او به خودکشی بپرسید تا مقدار وسعت پیشرفت او را در نقشه هایش برای خودکشی و جزئیات آن را کشف کنید.
از اینرو درد ، پیش زمینه ی بسیاری از خودکشی هاست ، من پیشنهاد میکنم اولین تجربه ای را که شخص حس کرده ارزیابی کنید. مقداری ارج نهادن به درد شخص میتواند کمک کند احتمال خودکشی کردن شخص را ارزیابی کنید.
من معمولا" از مردم دردهایشان را با شماره گزاری میپرسم ( ۱ - ۱۰ ), و تا برای  هر شماره ای توضیحی بدهند. من اغلب از آنها می پرسم که این شماره گذاریها بستگی به " غیرقابل تحمل بودن" مشکل است. من معمولا" میپرسم افسردگی و شخص که قصد خودکشی دارد رابطه اش با کدام مرحله از درد و حیطه رفع مشکل است. چکار میکنید زمانیکه درد شماره ۴ را حس کردید؟ چه کار باید بکنید که درد شماره ۴ را دور کنید؟ چطور میتوانید درد شماره ۶ را کاهش دهید، و در حقیقت شماره ۲ را شما از دست داده اید؟ اینها کمک میکند که طرز تفکرتعریف شده برای شخص برای شما مشخص شود میزان دردها، و همچنین نشان میدهد که شخص ایمان دارد که نمیتواند از دردهایش رهایی یابد. اساسی ترین حکم شفاعت برای شخصی که میخواهد انتحار کند این است : شاید میزان درد و رنج را تا حدودی کم کنیم ، تا شخص امکان زنده بودن را انتخاب کند.
زمانیکه شما نیت شخص را در مورد انتحار ارزیابی میکنید ممکن بگویید، " زمانی که مردم این روش را ترجیح میدهند برای آنها که آرزو میکنند بمیرند تا از درد رهایی یابند غیرمعمول نیست.  آیا شما چنین افکاری داشته اید؟ " اکثر مردمان افسرده درباره خودکشی فکر میکنند در هر زمان و به طور یقین این پاسخ را خواهند داد .
قدم بعدی این است تعیین کردن اینکه اشخاص چگونه فکر خودکشی میکنند و چگونه مشتاقانه یا از روی اجبار به این عمل اقدام میکنند پاسخ به این سئوال فردی را که شخص با او درباره خودکشی صحبت کرده را دربرمیگیرد افراد قبل از خودکشی اغلب با شخصی بطور مستقیم یا غیرمستقیم این مسئله را مطرح میکنند. قصد و نیت همچنین میتواند از طریق پرسیدن درباره وقایع اتفاق افتاده یا از طریق توجه کردن به هر تغییر رفتاری او نظیر نقاشی کردن چیزهای باارزش از دست رفته یا بطور ناگهانی میخواهد دین ها یا ناسازگاریهای پیشین را ادا کند.
طرح ریزی برنامه جهت خودکشی مراحل زیر را در برمیگیرد انتخاب روشی ، فراهم کردن آنچه که جهت خودکشی به آن نیاز دارد و برای جلوگیری از مداخله دیگران راهی را ترتیب میدهد. شما ممکن است از شخصی برای نامگذاری راههای مختلف خودکشی سئوالی کنید او راههایی که خودش درباره خودکشی فکر کرده است را میگوید، نظیر گلوله زدن ، غرق کردن ، داروی زیاد مصرف کردن و آویزان کردن خود و غیره. پس از استفاده از آن لیست، هر روشی را مورد بحث قرار میدهیم در نظمی و ترتیبی که در آن روشهای خودکشی نشان داده شده این ایده بایستی نمایان سازد که شخص چگونه زمان زیادی صرف کرده تا جزئیات خودکشی را از طریق آن روش ایجاد کند. زمانیکه شخص به نظر میرسد که مجذوب متد خاص شده است و خصوصا" زمانی که او شروع به برنامه ریزی یا تمرین خودکشی از طریق آن نقشه میکند او در ریسک بزرگی قرار دارد. آیا او آنچه که برای نقشه خودکشی نیاز دارد آماده کرده است؟ آیا در نقشه اش مداخله احتمالی را به حداقل رسانده است؟ به چه میزان از استفاده دارو ضرر میبیند اگر او در تلاشش جهت خودکشی موفق واقع نشود؟
همچنین شما باید سئوال کنید که آیا شخص تا حالا شخصی را که در حال خودکشی بوده تجربه کرده است؟ آیا او تعدای قرص خورده است تا ببیند چه احساسی به او دست میدهد؟ سعی کرده است که چیزی را دور گردن بیندازد، یا با سرعت رانندگی کند یا با یک تفنگ خالی شلیک کند. استفاده از سلاح سرد البته ( بدون مهمات ) به شخص برای دلسردی ناگهانی نسبت به خودکشی کمک میکند. تعدادی از این اقدامات آزمایشی محکم ترین شاخص ها هستند که خودکشی پیرامونش رخ میدهد. زمانیکه درباره استفاده از سلاح سرد ( بدون مهمات) سئوال میشود شخص ممکن است بگوید که نمیخواست خودش را بکشد و اقداماتی که میخواسته انجام دهد را انکار کند. با وجود این استفاده از سلاح سرد بدون مهمات قویترین شاخصهای نیت به خودکشی هستند و نباید مورد بی توجهی قرار گیرد.
باشکوهی مرگ
گاهی اوقات شخص ارزش زندگی را ، دلایل زنده بودن یا مردن را منعکس میکند و تصور نادرست از باشکوهی مرگش دارد مرگ میتواند شبیه یک عمل غیر خودخواهانه باشد که اجازه میدهد دوستش داشته باشی برای اینکه کمتر تحمیل کند و بنابراین قادر به گذراندن زندگیشان باشند. زنی رنج کشیده یکبار به من گفت که خودکشی  ( تنها عمل صحیحی ) بود که در سراسر زندگیش انجام داده است. او میخواست زیبایی کارش را در پیشقدمی اش برای این عمل بیان کند. این باید به عنوان شاخصی شوم و شخص به عنوان ریسکی بالا آنرا  در نظرگرفته باشد.
در این سالها من با کسانی که مشاوره کتاب مقدسی انجام میدادم درگیر شده ام ، من بطور کامل عمق ناامیدی و یاس را و اعتقادی را که مرگ بیش از زندگی برایش جذابتر است درک نکرده ام. من دعا میکنم این ناتوانی من در این مسائل صرفا" فقدان یکدلی با شخصی که در این مسائل دست و پا میزند نباشد. من امیدوارم که آن دید مسیح و پادشاهی او از حقیقت معنی خودکشی که از خارج از نظر من است محافظت کند. مشاوران کتاب مقدسی، ما دید پولس را درباره مصیبتها و مجدلات زندگی قبل از کلیسا را در نظر داشته باشیم و دعا با امید کنیم که ما هرگز احتیاج پیدا نکنیم به اشخاصی که مفهومی از نامفهومی دارند.
خودکشی غمی عظیم است. عمق تحمل درد و ناامیدی در شخص انتحار کننده چقدر است. و زمانی که یک مسیحی در مورد خودکشی میاندیشد یا سرسپرده آن مِی شود، آنها با هم فجیع وگیج کننده است.
نیت سرسپردگی به خودکشی بحرانی است که این عمل گناه آلود، از دردها و غمها متولد میشود. به هرحال زندگی جدید در مسیح و با امیدواری زندگی کردن وعده داده شده است ، بعضی از ایمانداران دیدشان را به آن نقطه نگاه نمیدارند که این حقایق وجود دارد. خداوند قدرت کمک کردن دارد.
در اینجا ما یاد گرفتیم علائم خودکشی و راهنمایی برای شفاعت طلبیدن زمانیکه با شخصی که خودکشی کرده روبرو شویم.

کلیسای ایرانیان دُبی

رادیو مژده

رادیو مژده

معرفی نرم افزار مژده

نرم افزار مژده

بالای صفحه