خدا چه شکلی دارد؟

خدا چه شکلی دارد؟
روزی پسر بچه‌ای از مادرش یک تکه کیک شکلاتی و مقداری میوه گرفت و راهی بیرون شد. مادرش از او پرسید: کجا می‌روی؟ او گفت: "می‌روم خدا را ببینم!" مادرش از تعجب شاخ درآورد و بدون اینکه چیزی بگوید در را برایش باز نمود. آن پسر بچه کوچک به راه خود رفت و در مسیرش به پارکی رسید که در آنجا پیرزنی تنها بر روی نیمکت نشسته بود. آن پسر بچه رفت و کنار او نشست و با لبخند به صورت آن پیرزن خیره شد. آنگاه از کیسه‌ای که همراه داشت، کیک و میوه در آورد و آنها با هم از آن خوراکیها خوردند و ساعتها با شادی و محبت با هم صحبت کرده و به هم لبخند زدند. وقتی پسر بچه پیر زن را در آغوش کشید و از او جدا شد به خانه برگشت، شاد و خندان و آن پیرزن هم در همان روحیه به منزل خود رفت. مادر از پسر بچه خود پرسید: "خوب، امروز چه کار کردی؟ کجا رفتی؟" پسر بچه با خوشی جواب داد: "من امروز با خدا غذا خوردم و صحبت کردم!" وقتی پسر آن پیرزن هم از او پرسید که مادر امروز در پارک کسی را ندیدی؟ او پاسخ داد: "چرا پسرم، امروز با خدا غذا خوردم و صحبت کردم!"
این تنها یک داستان بود که ذهن شما را برای شنیدن حقیقتی بسیار عمیق باز کند. این حقیقت تکان‌دهنده را می‌توان در انجیل یوحنا ۱۸:۱ یافت: «خدا را هرگز کسی ندیده است؛ پسر یگانه‌ای که در آغوش پدر است، همان او را ظاهر کرد.»
در مورد خصوصیات ظاهری و چهره خدا و رنگ مو و پوست و غیره، حقیقتاً‌ من هنوز کسی را پیدا نکرده‌ام که پاسخ را بداند و فکر می‌کنم منطقی‌ترین کار برای یافتن پاسخ این سئوال صبر کردن است چون روزی همه ما بر چهره خداوند خود نظر خواهیم افکند و او را روبرو خواهیم دید، ولی تا وقتی که در این جسم هستیم یعنی بر روی زمین زندگی می‌کنیم، به لحاظ ترتیبی که خدا برای محافظت از جان ما قرار داده نمی‌توانیم او را با چشم انسانی ببینیم چون او مقدس است و ما در جسم، گناهکار و خدا در کلامش بارها تأکید کرده است که انسان نمی‌تواند خدا را ببیند و زنده بماند. ولی چون او ما را دوست دارد و ما هم طاقت ندیدن او را تا وقتی که در جسم هستیم نداریم، وی خود را از طریقی که خود بر اساس حکمت آسمانی و کاملش می‌دانسته به ما ظاهر نموده است. از نظر کتاب‌مقدس، عیسی مسیح آمد تا خدا را به ما نشان دهد. یعنی خدای قادر مطلق، برای دلایل بسیاری از جمله ظاهر کردن خدا، شفا و تعلیم و نجات انسان و آزادسازی او از اسارت‌های مختلف جسم انسانی پوشید و بر روی زمین آمد. در واقع او از آسمان آمد تا ما را نیز به آسمان ببرد. پس عیسی مسیح، خدای مجسم است. اگر شما بخواهید به مورچه‌ای کمک کنید تا مسافتی را بر روی دیوار تا منزلش طی کند و سنگینی باری را که بر دوش دارد احساس نکند قطعاً‌ با دیدن انگشت غول آسایی که به سمتش می‌آید فرار خواهد کرد و تنها راهی که شما برای کمک کردن به آن مورچه دارید این است که شبیه او، یک مورچه شوید! ‌خدا هم با ما چنین رفتار کرد.
مسیح که در صورت خدا بود، با خدا برابر بودن را غنیمت نشمرد، لیکن خود را فانی کرده، صورت غلام (انسان) را پذیرفت و به شباهت مردمان شد. عیسی مسیح، خدا را پدر خود می‌خواند، از این رو ما نیز خدا را پدر خود می‌دانیم. وقتی یکی از شاگردان عیسی از او پرسید: «ای استاد، پدر را به ما نشان بده»، عیسی پاسخ داد: «در این مدت با شما بوده‌ام، آیا مرا نشناخته‌ای؟ کسی که مرا دیده است پدر را دیده است.» پس هر که عیسی مسیح را آنطور که در انجیل درباره او نوشته شده، امروز در زندگی مردم نمایان می‌شود، ببیند خدا را دیده است. ملاحضه کنید که پولس رسول، کسی را که خدا را دیده بود در نامه خود به کلیسای کولسی درباره شخصیت مسیح چه می‌نویسد:
«او صورت خدای نادیده است و فرزند ارشد بر تمامی آفرینش.» (کولسیان ۱۵:۱)
هر چقدر بیشتر با خدا رابطه برقرار کنید بیشتر او را خواهید شناخت و چهره او برایتان ملموس‌تر خواهد شد پس برای یافتن پاسخ تا آخرین لحظه عمر خود، دعا کنید کتاب‌مقدس بخوانید و برای پیرزنی که در پارک منتظر است، خوراکی ببرید! مطمئن باشید قطعاً پس از مرگ چهره زیبای خداوند را از نزدیک خواهید دید.

کلیسای ایرانیان دُبی

رادیو مژده

رادیو مژده

معرفی نرم افزار مژده

نرم افزار مژده

بالای صفحه