مقاله ها

منشاء عهد جدید

به بررسی کتب عهد جدید خوش آمدید . با كمك این مجموعه تعلیمی فرصت خواهید داشت تا كتاب مقدس را بشناسید. نخست در مورد منشاء هر كتاب نویسنده و محل نگارش آن یاد خواهیم گرفت . دمنشاء عهد جدیدوم ، در مورد نحوه تقسیم بندی كتاب یاد خواهیم گرفت . سوم ، در مورد محتوای اصلی و پیغام هر كتاب یاد خواهیم گرفت و بالاخره یاد خواهیم گرفت كه چگونه بعضی قسمتهای سخت كتاب را درك كنیم .

یاد آوری این مطلب مهم است كه در مورد تاریخ وقایع عهد جدید چندین فرضیه مختلف وجود دارد . تاریخ هایی كه ما در این بررسیها استفاده می كنیم گرچه قطعی نیستند اما بر اساس بهترین تحقیقات دنیاست .

ما در این مقاله به بررسی منشاء اناجیل، كتاب اعمال رسولان و نامه های پولس، و در نهایت منشاء نامه های عمومی و مكاشفه . بعد از آن ، نحوه انتقال رونوشت كتابهای عهد جدید را شرح خواهیم داد . ما نامه های عمومی را به ترتیب زمان نگارش آنها بررسی خواهیم کرد

منشاء اناجیل

نكته 1 . منشاء عهد جدید .

كتب عهد جدید با چهار اتفاق مهم بوجود آمدند . اول . آمدن مسیح یعنی عیسی مسیح به این جهان . دوم . دعوت شاگردان به اینكه شاهدان مسیح باشند . سوم . انتقال شفاهی تعالیم رسولان ( اعمال 2 : 42 ) . چهارم . شرایط خاصی كه منجر به نوشتن هر كتاب شد .

اول . آمدن مسیح موعود یعنی عیسی مسیح به این جهان .

هر چهار نویسنده انجیل ، انجیل خود را در مورد بزرگترین وقایع تاریخی بشر نوشتند : یعنی آمدن مسیح موعود ، عیسی مسیح به دنیای انسانها . از زمان نخستین انسانها یعنی آدم و حوا ، و سرتاسر عهد عتیق ، انبیاء خدا ، آمدن عیسی مسیح یعنی نجات دهنده جهان را پیشگویی كرده اند . زمانیكه او آمد كارها و سخنانش آنچنان تاثیری بر مردم جهان داشت كه بسیاری از مردم اخبار مربوط به عیسی مسیح را در سرتاسر جهان منتشر نمودند .

لوقا نوشت ، ‘‘ بسیاری كوشیده اند شرح زندگی عیسی مسیح را به نگارش در آورند (لوقا 1 : 1) . پدران اولیه كلیسا فقط چهار انجیل را می شناختند كه در كلیساها از آنها استفاده می شد یعنی اناجیل متی ، مرفس ، لوقا و یوحنا . و یوحنا نوشت ، ‘‘ من گمان می كنم اگر تمام رویدادهای زندگی عیسی در كتابها نوشته می شد دنیا گنجایش آن كتابها را نمی داشت.’’ (یوحنا 21 : 25 ) . هر نویسنده انجیل هدفی خاص داشت و مهمترین كارهایی را كه عیسی انجام داد و بیان كرد انتخاب كرده و آن را در انجیل خود نوشت .

دوم . دعوت شاگردان به اینكه شاهدان مسیح باشند .

حیات ، مرگ و قیام عیسی و همچنین اعمال و سخنانش در گوشه ای ناشناخته اتفاق نیفتاد (اعمال 26 : 26) . شاهدان بسیاری وجود داشتند كه هر آنچه عیسی انجام داد و بیان كرد را با چشمان خود دیدند و با گوشهای خود شنیدند و طبق اول یوحنا 1 : 1 - 3 آنها آنچه دیدند و شنیدند را به بسیاری از مردم در سرتاسر جهان شناخته شده منتقل ساختند .

قبل از اینكه عیسی به آسمان صعود كند شاگردان خود را منصوب ساخت كه تا به انقضای عالم شاهدان او باشند ( اعمال 1 : 8 ) . پطرس رسول در دوم

پطرس 1 : 16 نوشت ،‌‘‘ زمانی كه ما درباره قوت و بازگشت خداوندمان عیسی مسیح با شما سخن گفتیم داستانهای ساختگی برایتان تعریف نكردیم زیرا من با چشمان خود عظمت و جلال او را دیدم . ’’ و یوحنای رسول در یوحنا 19 : 35 نوشت ، ‘‘ كسی كه این وقایع را دید آنها را عینا نوشت تا شما نیز ایمان آورید . شهادت او راست است و او می داند كه حقیقت را می گوید . ’’ و لوقا در لوقا 1 : 1 – 4 نوشت که او شرح وقایعی را مینویسد که در عهد عتیق پیشگویی شده بودند و اکنون در میان آنها به انجام رسیده اند . او میگوید که این مطالب " ار طریق شاگردان و شاهدان عینی وقایع در دسترس ما قرار گرفته اند ". بیست و پنج سال بعد از قیام عیسی ، بیش از 500 نفر از شاهدان نخستین قیام او هنوز زنده بودند . ( اول قرنتیان 15 : 5 - 6 )‌. همه آنها می توانستند تایید كنند كه آنچه رسولان ادعا كردند و بعد ها در كتابهایشان نوشتند حقیقت دارد .

علاوه بر شاهدان بسیار ، دشمنان مسیحی زیادی هم وجود داشتند كه اگر اشتباهاتی وجود داشت سریعا همه را به سمت آنها جلب می كردند . اگر رسولان چیزهایی را كه در مورد عیسی مسیح تعلیم دادند و نوشتند حقیقت نبود ، دشمنانشان توجه جمعیت را به آنها جلب كرده و رسولان را به عنوان شاهدین كاذب رسوا می نمودند . آنها كار خود را با دقت انجام داده اند چون در بین جمعیت هزاران نفر وجود داشتند كه شاهدین عینی كارهای عیسی و شاهدین عینی سخنان او بودند . اما حتی یك نفر رسولان را به دروغگویی متهم نساخت . یكی از قویترین دلایل اثبات شهادت رسولان این بود كه به دانسته های دشمنانشان استناد می كردند . آنچه مهم است این است كه آنها اعتماد داشتند كه جمعیت از آنچه در اطرافشان اتفاق می افتد آگاهی دارند . برای مثال در اعمال 2 : 22 پطرس گفت ، ‘‘ ای مردان اسرائیل … كه خود می دانید خدا به وسیله عیسای ناصری معجزات عجیب ظاهر كرد . ’’ رسولان به چیزهایی استناد می كردند كه جمعیت مردم خودشان دیده و شنیده بودند.

سوم . انتقال شفاهی تعالیم رسولان .

پیغام انجیل قطعا قبل از اینكه در چهار انجیل حاضر ثبت شوند موعظه شده بودند . رسولان همیشه مهمترین قسمت زندگی عیسی و مهمترین كارها و سخنان خدمت او را برای مردم موعظه می كردند . در حالیكه انجیل بارها و بارها به انسانهای مختلف در مناطق مختلف موعظه می شد پیغام آن به تدریج شكلی را به خود گرفت كه ما امروز به عنوان چهار انجیل مكتوب در دست داریم . سه قسمت اصلی عبارتند از : یك . مقدمه ای به عیسی كه شامل منشاء تولد و آغاز خدمت او است. دو . خدمت علنی به جمعیت و خدمت خصوصی به شاگردان . سه . مرگ ، قیام و صعود او . به این ترتیب لوقا توانست در اعمال 2 : 42 بنویسد كه مسیحیان جدید خود را ‘‘ وقف ’’ تعالیم رسولان كردند . و پولس توانست در اول قرنتیان 15 : 3 بنویسد ، ‘‘ من مهمترین حقایق انجیل را همانطور كه دیگران به من رساندند به شما اعلام كردم . ’’ پس تعالیم رسولان الگو و محتوایی مشخص داشت . هر كس كه سعی می كرد تعالیم رسولان را تغییر دهد در معرض محكومیت ابدی است (غلاطیان 1 : 6 - 9) .

چهارم . الهام و هدایت روح القدس .

در یوحنا 14 : 26 و 16 : 13 - 14 خداوند عیسی مسیح به شاگردانش وعده داد كه روح القدس همه چیز را به آنها تعلیم خواهد داد هر چه او به آنها گفته است به یادشان خواهد آورد و آنها را به راستی هدایت خواهد كرد . آنچه از عیسی است را از او خواهد گرفت و آن را برای آنها آشكار خواهد ساخت . پس نویسندگان انجیل ، اناجیل خود را تحت الهام روح القدس نوشتند كه خودش روح عیسی مسیح است .

شاگردان عیسی مسیح گروهی یگانه از مردم بودند چون فقط آنها دارای شرایط موجود در اعمال 1 : 21 - 22 بودند . آنها مردانی بودند كه شاگرد عیسی مسیح بوده و تمام وقت او با آنها رفت و آمد می كرد یعنی از زمان یحیی تعمید دهنده تا به زمان صعود عیسی به آسمان . فقط چنین اشخاصی می توانستند شاهد زندگی مرگ و قیام عیسی مسیح باشند . روح القدس فقط از شاهدین عینی و شاهدین شنیداری برای نوشتن انجیل و سایر كتابهای عهد جدید استفاده كرد . پس كتاب مقدس در دوم تیموتائوس 3 : 16 تعلیم می دهد ، ‘‘ در واقع تمام قسمتهای كتاب مقدس را

خدا الهام فرموده است از این جهت برای ما بسیار مفید می باشد زیرا كارهای درست را به ما می آموزد اعمال نادرست را مورد سرزنش قرار می دهد و اصلاح می كند و ما را به سوی زندگی خدا پسندانه هدایت می نماید . ’’ روح القدس نه تنها به شاگردان عیسی مسیح در نوشتن اناجیل الهام كرده است بلكه آنها را در انتخاب و استفاده از منابع شفاهی و ادبی هدایت كرده است . به همین علت است كه لوقا در مقدمه خود در لوقا 1 : 1 - 4 می گوید ، ‘‘ بسیاری كوشیده اند شرح زندگی عیسی مسیح را به نگارش در آورند و برای انجام این كار از مطالبی استفاده كرده اند كه از طریق شاگردان او و شاهدان عینی وقایع ، در دسترس ما قرار گرفته است اما از آنجا كه من خود این مطالب را از آغاز تا پایان به دقت بررسی و مطالعه كرده ام چنین صلاح دیدم كه ماجرا را به طور كامل و به تربیت برایتان بنویسم تا از درستی تعلیمی كه یافته اید اطمینان حاصل كنید . ’’ برطبق دوم پطرس 3 : 16 پطرس رسول با نامه های پولس آشنا است و آنها را كلام خدا می خواند . همچنین در عهد عتیق می خوانیم كه نویسندگان الهام یافته به غیر از كتاب خودشان ، حداقل با اطلاعات مكتوب دیگر آشنایی داشتند برای مثال نویسندگان عهد عتیق از ‘‘ كتاب تاریخ پادشاهان اسرائیل ’’ و ‘‘ كتاب تاریخ پادشاهان یهودا ’’ استفاده می كردند ( اول پادشاهان 14 : 19 ، 29 ) . و دانیال از كتاب ارمیاء استفاده كرد ( دانیال 9 : 2 ) . پس باید نتیجه بگیریم كه درست مانند فیض خدا كه مسئولیت انسان را از او نمی گیرد، همچنین الهام خدا نیز تحقیقات هوشمندانه انسان را از او سلب نمی كند .

نكته 2 . شرایط خاصی كه منجر به نوشتن سه انجیل اول شد .

اول . به چهار دلیل سه انجیل اول یعنی متی ، مرقس و لوقا شبیه همدیگر هستند .

یك . تمام این سه انجیل سخنان و اعمال مشابه ای از عیسی مسیح خداوند را ثبت كرده اند .

دو . هر سه انجیل كاملا بر اساس سنن شفاهی هماهنگی است كه بین زمان مرگ و قیام عیسی و زمان نگارش انجیل وجود داشت . جوامع اولیه مسیحی پیغام انجیل را همانند كلام خدا پذیرفتند و به آن ایمان داشتند و كار كلام خدا را در زندگیشان تجربه نمودند . و آنها هم در عوض پیغام انجیل را به انسانهایی كه در مناطق دیگر زندگی می كردند منتقل نمودند . سنن شفاهی انجیل به دقت منتقل می شوند چون اعتقاد بر این بود كه به همان اندازه ای كه دریافت می شود معتبر بماند و منتقل گردد . در اول تسالونیكیان 2 : 13 و 1 : 8 می خوانیم كه پولس در مورد تسالونیكیان می گوید ، ‘‘ وقتی كه پیغام خدا را به شما اعلام نمودیم آن را سخنان انسانی نپنداشتید بلكه گفته های ما را به عنوان كلام خدا پذیرفتید كه البته همینطور نیز هست این پیغام وقتی به آن ایمان آوردید زندگی شما را دگرگون كرد … اكنون كلام خداوند به وسیله شما در همه جا پخش شده و به گوش مردم سرزمینهای دیگر نیز رسیده است هر جا قدم می گذاریم سخن از ایمان حیرت انگیز شما به خداست . ’’

سه . تمام سه انجیلی كه امروزه آنها را به زبان یونانی در اختیار داریم ارتباط ادبی نزدیكی دارند . پدران اولیه كلیسا می گویند كه متی اولین سندی بود كه به نام ‘‘ لوگیا ’’ نوشته شد و در مورد اعمال و سخنان عیسی و به زبان آرامی بود . هر سه انجیل احتمالاً از این نوشته های ابتدایی تر متی استفاده كرده اند .

مرقس در حدود 44 - 46 میلادی اولین كسی بود كه انجیلی به زبان یونانی و بر اساس موعظه های پطرس رسول نوشت كه با او كار می كرد و از یادداشتهای متی استفاده كرد .

متی در حدود 62 میلادی دومین انجیلی بود كه به زبانی یونانی و بر اساس انجیل مرقس ، یادداشتهای شخصی خود به زبان آرامی و تحقیقات خود او نوشته شد .

لوقا یعنی همكار پولس در حدود 62 - 63 میلادی سومین كسی بود كه انجیلی به زبان یونانی و بر اساس انجیل مرقس ، یادداشتهای متی به زبان آرامی و بخصوص بر اساس تحقیقات وسیع خود نوشت .

چهار . هر سه انجیل یك نویسنده اولیه دارند كه آن هم روح القدس است كه به آنها الهام كرد .

دوم . به چهار دلیل سه انجیل اول با هم خیلی متفاوت هستند .

یك . خود عیسی پیغامش را به صورت های متفاوتی موعظه كرد و اعمال مشابه ای را در مناطق متفاوتی كه پا گذاشت انجام داد .

دو . شاهدین متفاوت كارها و سخنان مشابه عیسی ، مشاهدات متفاوتی داشتند . زمانیكه سه انسان با شعور و عاقل معجزه ای مشابه را می بینند و پیغامی مشابه را می شنوند آنچه می بینند و می شنوند معمولا كاملا مشابه نیست و مطابق با شخصیت گذشته هر یك از این سه شاهد تفاوت خواهد داشت . پس گرچه سنن شفاهی كه آنها دیدند و شنیدند از نظر محتوا هماهنگ بود اما از نظر ویژگی چند گانه بودند .

سه. در ارتباط با رابطه ادبی ، نویسنده هر انجیل به اندازه كم یا زیادتر از نوشته های ابتدایی متی به زبان آرامی استفاده كرده و بر طبق هدفی كه داشته این نوشته ها را در جاهایی متفاوت قرار داده است .

چهار . در استفاده از منابع شفاهی و مكتوب هر نویسنده انجیل مطابق با شخصیت ، تحصیلات ، و زمینه كلی خودش و با توجه به دركی كه از هدف مشخص خود دارد دارای قضاوتی شخصی است . اما با این وجود همه نویسندگان انجیل توسط یك روح القدس به سوی جمیع راستی هدایت شده اند . روح القدس نه تنها به نویسندگان انجیل كمك می كند تا هر آنچه عیسی كرده است و تعلیم داده است را به یاد آورند بلكه بر آنچه تصمیم می گیرند اضافه كنند و یا كنار بگذارند نیز مسلط است . یوحنای رسول در یوحنا 2 : 30 - 31 بوضوح تاكید می كند كه او از میان آنچه عیسی كرد و گفت بنا به اهداف خاص خود انتخاب كرده است . او می گوید ، ‘‘ شاگردان عیسی معجزات بسیاری از او دیدند كه در این كتاب نوشته نشده است ولی همین مقدار نوشته شد تا ایمان آورید كه عیسی ، همان مسیح و فرزند خدا است و با ایمان به او زندگی جاوید بیابید . ’’

نكته 3 . دلیل كاملا متفاوت بودن انجیل یوحنا .

اول . یوحنا تعالیم كاذب مربوط به عیسی مسیح را رد می كند .

یوحنای رسول بیش از سایر رسولان زندگی كرد . یوحنا انجیل خود را بین 80 - 98 میلادی نوشت . در آن زمان معلمی كاذب به اسم سرینتوس وجود داشت و هر دوی آنها در افسس واقع در تركیه امروزی زندگی می كردند . این معلم كاذب این تعالیم كاذب را تعلیم می داد . او عیسی را از مسیح جدا می كرد . او می گفت كه عیسی فقط انسان بود یعنی از نظر نسل طبیعی پسر یوسف و مریم بود ، در حالیكه مسیح فقط الهی بود . او گفت كه هنگام تعمید عیسی ، مسیح الهی بر عیسای انسان نزول نمود و بر او ماند بدون اینكه با او اتحادی واقعی و ماندگار پیدا كند . شب قبل از اینكه عیسی انسانی بمیرد ، مسیح ذات الهی ، ذات انسانی را ترك گفت به طوریكه عیسی انسانی رنج كشید مرد و قیام كرد اما نه مسیح الهی . و البته این تعلیمی كاذب است .

پدر كلیسا ایرنیوس می نویسد كه یوحنای رسول انجیل را اعلام می كند تا با این تعالیم كاذب سرینتوس در كلیسای مسیحی مخالفت كند . پیغام واضح انجیل یوحنا این است كه عیسی ، مسیح است یعنی پسر خدا . یوحنا تعلیم داد كه خدا در عیسی مسیح یك انسان شد یعنی عیسی مسیح در كنار داشتن ذاتی الهی ، ذات انسانی را پذیرفت و دیگر هرگز آن را كنار نگذاشت. در اولین نامه اش یوحنای رسول می نویسد ،‌ ‘‘ دروغگوی واقعی كیست ؟ هر كه بگوید عیسی همان مسیح نیست دروغگوست او همان دجال است زیرا نه به خدای پدر ایمان دارد و نه به فرزند خدا . كسی كه به عیسی مسیح ، فرزند خدا ایمان نداشته باشد امكان ندارد خدای پدر را بشناسد اما كسی كه به فرزند خدا ایمان دارد خدای پدر را نیز می شناسد . ’’

دوم . یوحنا در مورد ذات الهی و مقام مسیحایی عیسی مسیح نوشت .

هدف یوحنا این نبود كه زندگینامه كامل عیسی مسیح را بنویسد بلكه حقیقتی را كه مسیحیان پذیرفته بودند تائید كند و بخصوص این حقیقت كه عیسی ، مسیح موعود و خدایی است كه انسان شد . یوحنا دقیقا مواردی را انتخاب كرد كه در سه انجیل یافت نمی شوند و كاملا برای آشكار شدن جلال خداوند عیسی مسیح مناسب هستند یعنی ذات الهی مقام مسیحایی عیسی مسیح را آشكار خواهند كرد . متمایز با سه انجیل اول ، یوحنا زیاد از ملكوت خدا به عنوان خود پادشاه صحبت نمی كند . در فصل 1 - 12 او خدمت عمومی عیسی مسیح را ثبت می كند . او جلال عیسی مسیح را همراه با خدای پدر در آسمان و قبل از اینكه بر روی زمین انسان شود آشكار می كند . او تاكید می كند كه از همان ابتدا عیسی مسیح تاكید می كند كه مسیح موعود است یعنی همان كسی كه موسی و انبیاء در مورد او نوشتند ( یوحنا 1 : 45 ) . او شرح می دهد كه عیسی چطور خودش را بر گروههای انبوهی از مردم آشكار نمود . او نشان می دهد كه خدمت مسیح متجاوز از یك دوره حداقل سه ساله بود اما به جز بعضی موارد استثناء فقط خدمت او در یهودیه را ثبت می كند . او اشاره می كند كه عیسی توسط سامری ها كه نیمه یهودی بودند پذیرفته شد و یونانی ها كه غیر یهودی بودند عیسی مسیح را جستجو می كردند اما یهودی ها در یهودیه و جلیل او را رد كردند . در یوحنا فصلهای 13 - 21 او خدمت خصوصی عیسی مسیح را ثبت می كند . او مفصلا گفتگوی عیسی در شب قبل از مصلوب شدنش ، دعای كهانت اعظم او ، دستگیری تا محاكمه ، مرگ ، قیام و ظهور او به صورت مسیح قیام كرده را ثبت می كند . یوحنا بر ویژگی روحانی كار عیسی مسیح بر روی زمین تاكید می كند .

نكته 4 . هدف و محتوای چهار انجیل .

هدف اصلی هر انجیل متفاوت است . متی تعلیم می دهد كه عیسی مسیح ، نبی اعظم است . او بخصوص برای یك شنونده یهودی می نویسد . مرقس تعلیم می دهد كه عیسی مسیح ، پادشاهی قادر است . لوقا تعلیم می دهد كه عیسی مسیح ، كاهن اعظمی است كه همدرد است . و یوحنا تعلیم می دهد كه عیسی مسیح ، پسر خدا یا كلمه خدا است . تمام چهار انجیل ترتیبی زمانی كلی و مشابه ای را دنبال می كنند اما همه اناجیل از تمام كارها و سخنان عیسی مسیح بر طبق هدف اصلی خود انتخاب می كنند .

سه قسمت اصلی اناجیل عبارتند از :

1- مقدمه ای به عیسی مسیح كه شامل منشاء تولد و آغاز خدمت او است.

2- خدمت عیسی مسیح به جمعیت مردم و به شاگردانش .

3- مرگ ، قیام و صعود عیسی مسیح .

منشاء كتاب اعمال رسولان و نامه های پولس

نكته 1 . منشاء كتاب اعمال رسولان .

اول . نویسنده ، تاریخ و مكان نگارش كتاب اعمال .

بر طبق اعمال 27 : 1 تا 28 : 16 زمانیكه پولس به عنوان زندانی به روم سفر می كرد لوقا همراه او بود . در كولسیان 4 : 14 ، پولس خودش به ما می گوید كه در نخستین حبس او در روم از 60 - 61 میلادی لوقا با او بوده كتاب اعمال بلافاصله بعد از 61 میلادی نوشته شد چون این كتاب با نخستین حبس پولس در روم به پایان می رسد . انجیل لوقا و كتاب اعمال باید قبل از خرابی اورشلیم توسط رومیان در سال 70 میلادی نوشته شده باشد . چون این خرابی در لوقا 19 : 41 - 44 و 21 : 20 پیش گویی می شود . كتاب اعمال بایستی قبل از آتش سوزی بزرگ روم در تابستان 64 میلادی نوشته شده باشد . این آتش سوزی احتمالا توسط قیصر ظالم به نام نرون انجام شده كه می خواست با محكوم كردن مسیحیان توجه را به سمت خود جلب كند . این آتش سوزی سه چهارم روم را تخریب ساخت . جفایی بزرگ بر علیه مسیحیان آغاز شد و آنها را علنا به چوبه مرگ می بستند و می سوزاندند و یا آنها را در تماشاگاه جلوی

حیوانات وحشی می انداختند . اما به دلیل اینكه كتاب اعمال هنوز در همه قسمتها از دولت روم به طور مثبت سخن می گوید این كتاب باید قبل از 64 میلادی نوشته شده باشد . لوقا برای انجیل خود و اعمال رسولان تحقیقات بسیاری انجام می دهد و یادداشتهای ابتدایی خود را در اورشلیم ، قیصریه ، آسیای صغیر و اخائیه نوشت . اما احتمالا صورت نهایی كتاب خود را در روم نوشت . انجیل لوقا احتمالا در 62 - 63 میلادی و كتاب اعمال در 63 میلادی در روم نوشته شد . بعد از آن تاریخ پولس خودش می گوید كه طی دومین حبس در روم حدود 64 / 65 میلادی فقط لوقا با او بود ( دوم تیموتائوس 4 : 11 ) .

كتاب اعمال رسولان یكی از موثق ترین كتابهای تاریخی جهان است .

دوم . سه هدف از نوشتن كتاب اعمال .

اولین هدف لوقا از كتاب اعمال این بود كه در مورد عیسی مسیح بنویسد . در انجیل لوقا هدف نوشتن چیزهایی بود كه عیسی آغاز به انجام و تعلیم آنها كرد . در كتاب اعمال ، هدف او شرح ادامه كار و تعالیم عیسی از طریق روح او و شاگردانش بود . هدف اصلی لوقا در كتاب اعمال شرح كار عیسی مسیح در توسعه كلیسای مسیحی از اورشلیم تا به انقضای عالم است .

دومین هدف لوقا از نوشتن کتاب اعمال نجات اندیشمندان بود . لوقا می خواست مسیحیت در روم و بخصوص میان افراد تحصیل كرده ساكن روم شناخته شود . در روم مرسوم بود كه گروهی از مردم به اتفاق هم جمع شده و به كاری ادبی و جدید كه توسط نویسنده آن و یا شخص دیگر بلند خوانده می شد گوش می كردند . اگر تئوفیلس یكی از نمایندگان گروههای خواندن یا گوش دادن هوشمندانه بود پس كتاب اعمال فرصتی بود برای لوقا تا برای چنین اشخاصی نسبت به اطلاعاتی كه احتمالا از جاهای دیگر دریافت می كردند شرح صحیحی از آغاز و رشد مسیحیت ارائه كند .

سومین هدف لوقا از نوشتن كتاب اعمال دفاع از مسیحیت بود . لوقا می خواست نگرش پولس رسول و سایر مسیحیان را نسبت به قانون و دولت رومی تایید كند . در سرتاسر كتاب اعمال رسولان تاكیدی الهیاتی وجود دارد . لوقا می خواست در مقابل حملاتی كه عموما در نیمه قرن اول متوجه مسیحیت بود از مسیحیت دفاع كند . سرتاسر كتاب اعمال حالت محترمانه مسیحیان را نسبت به دولت روم نشان می دهد .

سوم . تاریخی كه در كتاب اعمال رسولان شرح داده می شود .

یك . اعمال فصلهای 1 - 7 شرح گسترش كلیسای مسیحی در اورشلیم و اطراف آن است .

وقایع موجود در اعمال 1 - 7 بین 30 - 33 / 34 میلادی اتفاق افتاده اند . تبدیل ناگهانی شاگردان اولیه عیسی از افرادی كاملا مایوس به گروه شاهدان كه پر از خوشی و ایمانی محكم هستند را فقط می توان با قیام عیسی مسیح از مردگان توضیح داد . این حقیقت همه چیز را عوض می كند . پیغام اصلی آنها در همه جا این بود ، ‘‘‌خداوند عیسی مسیح به عنوان كفاره گناهان مرد از مردگان قیام كرد ، به آسمان صعود نمود و به دست راست خدا نشسته است . ’’ قیام و صعود مفهوم صلیب را روشن می سازند . به علاوه با ریختن روح القدس در روز پنطیكاست در ماه می 30 میلادی ، عیسی مسیح خودش آمد تا در قلوب و زندگی شاگردانش زندگی كند تا به آنها شجاعت ، قوت ، خوشی و بینش روحانی ببخشد .

موعظه انجیل به تبدیل بسیاری از مردم انجامید و نخستین كلیسای محلی در اورشلیم تاسیس شد . مشخصه مسیحیان وقف آنها به تعالیم رسولان ، معاشرت محبت آمیز و مشاركت آنها ، دعا و شهادت دادن آنها بود . عیسی مسیح هر روز به تعداد نو ایمانان بیشتر می افزود . رشد سریع آنها منجر به جفای آنها توسط قدرتمندان مذهبی یهودی و سیاسی شد . گرچه آنها را تهدید می كردند و شلاق می زدند ، اعمال 5 : 42 می گوید ، ‘‘ از آن پس هر روز در خانه ها كلام خدا را تعلیم می دادند و در خانه خدا وعظ می كردند كه عیسی همان مسیح است ." زمانیكه یهودیان یونانی زبان ، استیفان را تا به مرگ سنگسار نمودند جفای بزرگی آغاز شد بخصوص علیه یهودیان یونانی زبانی كه مسیحی شده بودند .

دو . اعمال فصلهای 8 - 12 شرح گسترش كلیسای مسیحی در بخش جنوبی حبشه و بخش شمالی سوریه است . وقایع موجود در اعمال 8 - 12 بین 33 / 34 تا 46 میلادی اتفاق افتاده اند . پس در حالیكه رسولان در اورشلیم ماندند ، یهودیان یونانی زبان پراكنده شده و در هر جایی كه رفتند كلیساهایی تاسیس نمودند . فیلیپس مبشر ، انجیل را در سامره و به یكی از اهالی حبشه رساند .

در حدود 34 میلادی پولس ایمان آورد و موعظه انجیل را در دمشق سوریه آغاز نمود . پطرس رسول انجیل را به قیصریه واقع در دشتی ساحلی رسانید . خدا از راههایی غیرعادی استفاده كرد تا به پطرس نشان بدهد كه انجیل فقط برای یهودیان نیست بلكه برای غیریهودیان ( امتها ) نیز هست بنابراین كرنلیوس و خانواده و دوستانش ایمان آوردند .

زمانیكه رسولان شنیدند كه امتها در انطاكیه سوریه نیز ایمان آوردند آنها برنابا را به انطاكیه فرستادند . حدود 44 / 45 میلادی برنابا ، پولس را به خدمت در انطاكیه آورد و در 46 میلادی مرقس را به خدمت در انطاكیه آورد .

سه . اعمال فصلهای 13 - 20 شرح گسترش كلیسای مسیحی در آسیای صغیر و اروپا است . وقایع موجود در اعمال 13 - 20 بین 47 تا 57 میلادی اتفاق افتاده است . پولس سه سفر بشارتی انجام داد . اولین سفر از 47 تا 57 میلادی و به اتفاق برنابا و مرقس بود . آنها به قبرس و پمفیلیه ، غلاطیه جنوبی ، و فینیقیه واقع در تركیه امروزی رفتند .

در حدود 49 / 50 میلادی ایمانداران یهودی به نام یهودی كننده ها كه ازاورشلیم به انطاكیه آمدند . به ایمانداران غیریهودی چنین گفتند كه فقط در صورت ختنه شدن میتوانند نجات بیابند . پولس به شدت با آنها مخالفت كرد. در نتیجه شورا یا گردهمایی در اورشلیم برگزار شد تا در مورد رابطه بین مسیحیان یهودی نژاد و مسیحیان غیریهودی سخن گویند . این شورا در اعمال 15 و غلاطیان 2 شرح داده شده است . در این شورا ، یهودی كننده ها به شدت تكان خوردند . بلافاصله آنها نقشه كشیدند و نقشه آنها این بود كه مبشرین را همه جا تعقیب كنند و با انجیل عادل شمردگی از طریق ایمان مخالفت كنند . این یهودی كننده ها به كلیساهای جنوب غلاطیه در اسیای صغیر امده و موفق شدند كه بسیاری از مسیحیان جدید را به سمت قانون گرایی خود جذب كنند . پس پولس نامه خود به غلاطیان را نوشت تا بخصوص با تعالیم كاذب این یهودی كننده ها مخالفت كند .

سفر دوم از 50 تا 52 میلادی و به اتفاق سیلاس و تیموتائوس بود . آنها به سوریه ، قیلیقیه و جنوب غلاطیه در آسیای صغیر یا تركیه امروزی رفته و سپس به طرف اروپا رفته و در مكادونیه و یونان كلیساهایی تاسیس نمودند .

سومین سفر از 52 تا 57 به اتفاق تیموتائوس بود . انها به مدت سه سال در افسس و همچنین در یونان و مكادونیه كار كردند .

چهار . اعمال فصلهای 21 - 28 شرح گسترش كلیسای مسیحی به روم است . وقایع موجود در اعمال 21 - 28 بین 57 تا 61 میلادی اتفاق افتاد . پولس تمام این مدت را تقریبا در زندان گذراند . از 57 تا 59 میلادی او در قیصریه و در 60 تا 61 میلادی در روم در حبس بود .

نكته 2 . نامه های پولس رسول .

اول . تاریخچه پولس رسول ، 34 تا 49 میلادی . پولس حدود 34 میلادی ایمان آورد و تبدیل شد یعنی حدود چهار سال بعد از قیام عیسی . غلاطیان 1 : 17 - 18 می گوید كه او در دمشق و عربستان به مدت سه سال ماند .

در 37 میلادی برای نخستین بار بعد از ایمان آوردنش به اورشلیم بازگشت . نمی دانیم پولس چگونه با برنابا آشنا شد اما هر دوی آنها مسیحیان یهودی یونانی زبان از شمال بودند . برنابا از قبرس ( اعمال 4 : 36 - 37 ) و پولس از طرسوس قیلیقی ( اعمال 9 : 31 ) . در اورشلیم برنابا ، پولس را به پطرس و یعقوب رسول یعنی برادر خداوند معرفی كرد . درست مانند استیفان قبل از او ، پولس با یهودیان یونانی زبانی كه در اورشلیم زندگی می كردند مخالفت كرد . و آنها هم

سعی كردند كه او را بكشند . پس برادران مسیحی پولس را به محل تولدش یعنی طرسوس در قیلیقیه در تركیه امروزی فرستادند .

او در آنجا ماند و به مدت هفت سال خدمت كرد . در غلاطیان 1 : 22 - 24 ، پولس می گوید كه او شخصا در كلیساهای یهودیه ناشناخته است به جز اینكه آنها شنیده اند كه او كه قبلا در صدد نابودی آنها بود ، حالا ایمان را موعظه می كند . در این زمان ، پولس احتمالا كلیساهای مسیحی در قیلیقی تاسیس نمود كه در اعمال 15 : 41 اشاره شده اند .

در حدود 44 / 45 میلادی زمانیكه بسیاری از امتها در انطاكیه در سوریه ایمان مسیحی را پذیرفتند برنابا ، پولس را به انطاكیه آورد تا در خدمت میان امتها به او كمك كند ( اعمال 11 : 25 - 26 ) . در 46 میلادی برنابا و پولس صندوق امانات را به اورشلیم آورده و مرقس پسر عموی برنابا را با خود به انطاكیه بردند ( اعمال 12 : 25 ) . از 47 تا 48 میلادی روح القدس ، برنابا و پولس را به اولین سفر بشارتی شان به قبرس و آسیای صغیر یا تركیه امروزی فرستاد .

دوم . نامه های پولس در دومین سفر بشارتی او ، 50 تا 52 میلادی .

پولس همراه با همكارانش سیلاس ، تیموتائوس و لوقا به طرف سوریه ، آسیای صغیر ، مكادونیه و اخائیه سفر كردند . در حالیكه پولس در قرنتس بود قبل از اینكه تیموتائوس و سیلاس در آنجا به او ملحق شوند ، غلاطیان را از قرنتس در 50 میلادی نوشت . هدف او این بود كه از انجیل عادل شمردگی از طریق ایمان و نه از طریق اعمال شریعت دفاع كند . بعد از اینكه سیلاس و تیموتائوس به مكادونیه وارد شدند . پولس اول تسالونیكیان را از قرنتس در 50 میلادی نوشت هدف او این بود كه رشد كلیسای جدید را تشویق كند . بلافاصله بعد از آن ، دوم تسالونیكیان را نیز از قرنتس در 50 میلادی نوشت . هدف او این بود كه كلیسا را تشویق كند كه با داشتن دید نسبت به آمدن ثانویه مسیح به آرامی زندگی كنند .

سوم . نامه های پولس در سفر سوم بشارتی ، 52 تا 57 میلادی .

پولس همراه با تیموتائوس و تیطس به آسیای صغیر سفر كردند . پولس اول قرنتیان را از افسس در 55 میلادی نوشت . هدف او این بود كه تعلیم دهد كه كلیسا در جهان ، ولی نه از جهان است . او دوم قرنتیان را از مكادونیه در 56 میلادی نوشت . هدف او دادن این تعلیم بود كه قدرت خدا در ضعف رسولان آشكار می شود . بالاخره او رومیان را از قرنتس در 57 میلادی نوشت . هدف او تعلیم عادل شمردگی به وسیله فیض و از طریق ایمان بود .

چهارم . نامه های پولس در طی اولین حبس رومی از 60 تا 61 میلادی .

بعد از زندانی شدن پولس در قیصریه از 57 تا 59 میلادی او در روم از 60 تا 61 میلادی حبس گردید . پولس از زندان روم ، چهار نامه نوشت : كولسیان ، فیلمون ، افسسیان در 60 تا 61 میلادی و فیلیپیان در 61 میلادی . هدف او این تعلیم بود كه مسیح از پیش موجودیت داشته و او تنها نجات دهنده ای است كه نجاتش همه جانبه است . هدف او از فلیمون این بود كه از او درخواست كند كه غلام فراری اش را مهربانانه بپذیرد . هدف او از افسسیان این بود كه اتحاد تمام مسیحیان كلیسای سرتاسر جهان و یا بدن مسیح را تعلیم دهد . موضوع فیلیپیان این است كه پولس قلب و زندگیش را بر روی فیلیپیان باز می كند .

پنجم . نامه های پولس به همكارانش از 61 تا 64 /65 میلادی .

بعد از آزادی از زندان پولس زیاد سفر كرد . گرچه نمی دانیم او چگونه سفر كرد ، اما این بازنگری بهتر از بقیه به نظر می رسد . فرض می كنیم كه پولس بین دو سفر خود به اسپانیا سفر كرد یعنی بین سفر به مكانی كه در اول تیموتائوس و تیطس اشاره شده و سفر به مكانهایی كه در دوم تیموتائوس اشاره شده است.

بلافاصله بعد از آزادی ، پولس تیموتائوس را به فیلیپی فرستاد ( فیلیپیان 2 : 19 - 23) در حالیكه خودش از راه كریت به آسیای صغیر رفت . او تیطس را در جزیره

كریت ترك كرد ( تیطس 1 : 5 ) . و به كولسی رفت یعنی جایی كه فیلمون را ملاقات كرد . ( فیلیمون 22 ) . سپس به افسس رفت یعنی جایی كه تیموتائوس را دوباره ملاقات كرد و از او خواست كه به كارش در افسس ادامه دهد ( اول تیموتائوس 1 : 3 ) پولس به فیلیپی در مكادونیه سفر كرد . (فیلیپیان 2 : 24) . او امیدوار بود كه به زودی به افسس برگردد اما بیشتر انتظار داشت كه غیبت او طولانی شود ( افسسیان 3 : 14 - 15 ) . پولس نامه اول تیموتائوس را از مكادونیه در 62 تا 63 میلادی نوشت . هدف او این بود كه به همكارش تیموتائوس برای مدیریت كلیسای افسس جهت بدهد . او نامه تیطس را هم از مكادونیه در 62 تا 63 میلادی نوشت و هدفش از نوشتن آن این بود كه به تیطس برای پیشبرد آموزه صحیح و تقدس در روابط فردی ، خانوادگی ، كلیسا و روابط اجتماعی جهت دهد . او از تیطس خواست كه او را در نیكوپولیس ملاقات كند . (تیطس 3 : 12) پولس به نیكوپولیس رفت و زمستان را در آنجا گذراند.

سپس احتمالا پولس به اسپانیا سفر كرد .( رومیان 15 : 24 ) . چیزی از جزئیات آن نمی دانیم جز اینكه تیطس با او بود . بعد از بازگشت از اسپانیا او دوباره به آسیای صغیر رفت . تروفیموس بیمار را در میلیتوس در جنوب افسس ترك كرد ( دوم تیموتائوس 4 : 20 ) . احتمالا همین زمان بود كه او تیموتائوس را ملاقات كرد و بسیار گریست ( دوم تیموتائوس 1 : 4 ) . در ترو آس ، كارپوس را دید كه ردای خود را در خانه اش جا گذاشت . ( دوم تیموتائوس 4 : 13 ) . در قرنتس اراستوس را ترك كرد . ( دوم تیموتائوس 4 : 20 ) . در روم دوباره زندانی شد . دستگیری او احتمالا در تراوس ، قرنتس یا روم اتفاق افتاد . قیصر ظالم به نام نرون كه نابرادری اش ، مادرش ، همسرش ، معلم خود و بسیاری دیگر را كشته بود سلطنت می كرد . در 19تا 24 ماه جولای سال 64 میلادی ، نرون احتمالا روم را به آتش كشید و مسیحیان را به دروغ متهم به آن کار كرد . جفای وحشتناكی علیه مسیحیان آغاز شد . حبس دوم پولس در روم شدیدتر و كوتاه بود . ( دوم تیموتائوس 1 : 16 و 2 : 9 ) . پولس نامه دوم تیموتائوس را از روم احتمالا در زمستان 64 تا 65 میلادی نوشت . هدف او این بود كه به همكارش تیموتائوس درپیشبرد آموزه مسیحی جهت دهد . او محكوم به مرگ شد و بر اساس پدران كلیسا كه رهبران تاریخی كلیسا بودند درراه استیان ( Ostian ) خارج از روم سرش بریده شد . آیا تیموتائوس و مرقس قبل از مرگ پولس به روم رسیدند نمی دانیم .

ششم . خواندن و انتقال و جمع آوری نامه های پولس رسول .

پولس رسول ، ایمانداران را تشویق می كرد كه نامه هایش را در جمع بخوانند ، (اول تسالونیكیان 5 : 27) و آنها را منتقل كنند ( كولسیان 4 : 16 ) . در دوران بعد از مرگ ، پولس حدود 64 / 65 میلادی شرایط برای جلب توجه به طرف نامه های او عالی بود . تیموتائوس سالها همكار قابل اعتماد پولس بود او با سایر همكاران پولس به خوبی در تماس بود و در تمام كلیساها با پولس كار كرده بود . از زندان ، پولس به تیموتائوس در دوم تیموتائوس 2 : 2 دستور می دهد ، ‘‘‌ تعالیمی را در حضور جمع از من شنیده ای به افراد قابل اعتماد بسپار تا ایشان نیز بتوانند آنها را به دیگران تعلیم دهند . ’’ یك روش خوب برای اینكه تیموتائوس بتواند این كار را بكند ، این بود كه نامه های مختلف پولس را جمع كند و اجازه بدهد كه كلیساها از روی این مجموعه رونوشتی برای خود داشته باشند . اوراق پوستی در دوم تیموتائوس 4 : 13 اشاره شده آغازی از چنین مجموعه ای از زندگی پولس است . از آنجا كه تیموتائوس و همراهانش با تمام این كلیساها كه پولس نامه هایش را به آنها می فرستاد در تماس بودند . منطقی است كه فرض كنیم كه او در جمع آوری این مجموعه سهم فعالانه ای داشته است . كه این شامل نامه های تیموتائوس و تیطس هم می شود . از دوم پطرس 3 : 16 محتمل به نظر می رسد كه قبلا مجموعه ای از نامه های پولس تا 64 میلادی وجود داشته یعنی وقتی كه پطرس با جفای نرون شهید شد .

منشاء نامه های عمومی

نكته 1 . نامه یعقوب .

اول . تاسیس كلیساهای مسیحی یهودیان . اعمال فصل 6 ، 8 ، 11 شرح منشاء كلیساهای مسیحی یهودی است . چند نوع یهودی مختلف در اورشلیم زندگی می كردند كه اغلب آنها یهودیانی بودند كه به زبان رایج آرامی سخن می گفتند . در آنجا بسیاری یهودیانی زندگی می كردند كه هِلِنیستیك نامیده می شدند یعنی یهودیانی كه یونانی صحبت می كردند و دارای فرهنگ یهودی بودند ( اعمال 6 : 1 ) . بالاخره كسانی كه ایمان یهودی را پذیرفته بودند و آنها را یونانی های خدا ترس می نامیدند یعنی كسانی كه قبلا كافر بودند و یهودیت را پذیرفته و دارای فرهنگ یهودی بودند ( اعمال 17 : 4 ) . این یهودیان یونانی زبان كه یهودیت را پذیرفته بودند اغلب از آسیای صغیر ، تركیه امروزی و قبرس در شمال و از سیرِن و اسكندریه در جنوب آمدند . و حتی در اورشلیم خودشان كنیسه داشتند (اعمال 6 : 9 و 11 : 20 ) . در مورد 32 - 34 میلادی بخصوص با استیفان بحث می كردند كه خودش یونانی زبان بوده و یهودی ای بود كه مسیحی شده بود ، اما نتوانستند در مقابل حكمت و قدرت روح القدس كه از طریق آن سخن می گفت مقاومت كنند . یهودیان یونانی زبان او را تا به مرگ سنگسار نمودند . جفایی عظیم بر علیه یهودیان یونانی زبانی كه در اورشلیم مسیحی شدند به پا خواست . این مسیحیان یونانی زبان در سرتاسر یهودیه ، سامره و تا به سواحل فینیقیه ، قبرس و بالاخره اَنطاكیه سوریه پراكنده شدند . و به هر جا كه می رفتند انجیل را به یهودیان یونانی زبان اعلام كرده و كلیساهایی تاسیس می نمودند . این كلیساها شامل یهودیان یونانی زبانی بود كه ایمان آوردند . به این كلیساها بود كه یعقوب نامه اش را به زبان یونانی نوشت .

دوم . نویسنده یك نامه به این كلیساهای یهودی یونانی زبان .

یعقوب برادر عیسی بود و گرچه بعدها یكی از رهبران كلیسای اورشلیم بود نامه اش را به مسیحیان یهودی یونانی زبانی نوشت كه ‘‘ در سرتاسر جهان پراكنده اند ’’ (1 : 1 ) . او در نامه خود به تمام مسیحیان سرتاسر جهان اشاره می كند كه از اورشلیم و بعد از جفایی كه با استیفان شروع شد پراكنده شدند . در آن زمان او هنوز از وجود مسیحیان غیریهودی اطلاعی نداشت . این نشان میدهد که یعقوب باید نامه خود را قبل از 44 میلادی نوشته باشد یعنی زمانی كه كلیسای اورشلیم شنید كه بسیاری از امتهای غیریهودی در انطاكیه مسیحی شدند . باید نتیجه بگیریم كه یعقوب حدود 43 – 44 میلادی نامه اش را از اورشلیم به كلیسای مسیحیان یهودی یونانی زبان نوشته است كه در سرتاسر جهان پراكنده شده اند . هدف نامه یعقوب خیلی شبیه موعظه سر كوه عیسی است یعنی قرار دادن معیارهایی برای زندگی مسیحی .

نكته 2 . نامه های پطرس .

پطرس رسول نویسنده دو نامه است . نخستین نامه او برخورد با خطرهایی است كه از خارج از كلیسا وارد می شوند یعنی جفا . دومین نامه برخورد با خطرهای داخلی كلیسا یعنی معلمین كاذب است . پطرس دو نامه اش را به كلیسایی می نویسد كه پولس بنا كرده و احتمالا در زمانی است كه پولس در سفر به اسپانیاست . به همین دلیل است كه او مشخصا در نامه اش اشاره ای به پولس نمی كند .

اولین نامه پطرس . در حالیكه پولس در روم غایب بود و پطرس همراه با سیلاس و مرقس دوباره به روم آمد ( اول پطرس 5 : 12 - 14 ) . طی اولین حبس پولس در روم ، مرقس با او بود ( كولسیان 4 : 10 ) و در روم اقامتی طولانی داشت . در روم پطرس اخباری راجع به كلیساهای آسیای صغیر دریافت كرد . اغلب اعضاء در آنجا از امتها بودند و تحت جفای شدید بودند كه شاید بیشتر از جانب همكاران زندگی روزمره آنها بود . غلامان ایماندار توسط اربابانشان ، زنان ایماندار از جانب شوهرانشان و خانواده های مسیحی توسط همسایگان كافرشان مورد مخالفت قرار گرفتند ( 4 : 12 ) .

گر چه نمی دانیم كه آیا پطرس در آسیای صغیر حتی كار كرده باشد اما به عنوان یك رسول وظیفه داشت كه مواظب كلیسا باشد صرفنظر از اینكه در كجای دنیا قرار داشته باشد . هدف او تقویت مسیحیان بود كه در رنج بودند و تشویق آنها بود كه با توجه به امید آینده شان زندگی مقدسی داشته باشند . تعلیم پطرس در ارتباط با دولت رومی آنقدر مسالمت آمیز است كه مناسب ترین زمان برای نگارش آن قبل از تابستان 64 میلادی است یعنی زمانی كه جفای معروف مسیحیان توسط نِروُن شروع شد . او اول پطرس را از روم در حدود 62 - 63 میلادی به كلیساهای آسیای صغیر نوشت .

دومین نامه پطرس . پطرس ، نامه دوم پطرس را از روم در 63 میلادی كمی قبل از مرگش نوشت ( 1 : 14 ) . یعنی قبل از جفاهای نِروُن در روم در 64 میلادی . هدف او تقویت مسیحیان در مقابل معلمین كاذب و بدعتها بود .

نكته 3 . نامه به عبرانیان .

نمی دانیم چه كسی این نامه را نوشت و مخاطب او چه كسانی بودند همچنین در مورد تاریخ و محل نگارش هم چیزی نمی دانیم .

اول . عبرانیان مسیحیانی بودند كه از یك زمینه ناموافق با یهودیت مرسوم ، ایمان آوردند . عبرانیان ، ایمانداران یهودی نژاد پیروی عیسی مسیح بودند كه زمینه آنها زیاد مانند یهودیت مرسوم و سنتی اورشلیم نبود . و مراسم آنها در معبد ، مانند یهودیت غیرسنتی جوامعی مانند اسین ها و غمرانی ها بود . بر طبق یوسِفوُس مورخ ، چنین جوامع یهودی ، زمانی باعث تمایز خود از سایر یهودیان می شدند كه در زمان انجام مراسم قربانی ها به مراسم تطهیر كه به انجام آن عادت داشتند اولویت می دادند . معلوم است كه جامعه یهودی در روم ویژگی های غیرسنتی بخصوص تعمید و مراسم تطهیر را نگاه می داشتند . و با مسیحی شدن این یهودیان بعضی از این اعمال به جامعه مسیحی در روم نفوذ یافت . بر طبق عبرانیان 6 : 2 مسیحیان عبرانی علاقه زیادی به مراسم تطهیر و تعمید داشتند .

دوم . نامه به عبرانیان از روم فرستاده شد . در عبرانیان 13 : 24 نویسنده از طرف ‘‘ مسیحیان ایتالیا ’’ سلام می رساند كه معنی آن این است كه این نامه یا از روم یا به روم نوشته شده است . پدر كلیسا ، کِلِمِنتِ روم با نامه به عبرانیان در 96 میلادی آشنایی داشت . پس بر طبق اسناد ادبی موجود ، اولین مكانی كه در آن به نظر می رسد نامه به عبرانیان را می شناختند روم بود . به علاوه كتاب رومیان نشان می دهد كه كلیسای روم دارای زمینه مسیحی - یهودی بود ( رومیان 11 : 13 ، 18 ) . در كل ، كلیسای روم ، كار ماموریت جهانی در میان امتها را پذیرفته بود اما گروه محافظه كار كوچكی ار آنها از اصول محافظه كارانه و سنتی یهودیت دست برنداشتند . نامه به عبرانیان بخصوص به این مسیحیان یهودی نژاد در كلیسای روم اشاره می كند .

سوم . نامه به عبرانیان قبل از 64 میلادی نوشته شد . در عبرانیان 13: 23 نویسنده تاكید می كند كه تیموتائوس از زندان آزاد شده است یعنی این نامه در قرن اول میلادی نوشته شده است . بر طبق این نامه مراسم معبد هنوز ادامه دارد . پس این نامه باید قبل از 70 میلادی نوشته شده باشد یعنی سالی كه اورشلیم و معبد تخریب شدند . در عبرانیان 2 : 3 نویسنده طوری از خودش و شنوندگانش صحبت می كند كه احتمالاً میتوانیم آنها را از شاگردان رسولان بدانیم . این مسیحیان ممكن است یهودیان و یا امتهایی بودند كه یهودی شده بودند ، به روم آمده و در روز پنطیكاست حضور داشتند و موعظه های رسولان را شنیده و معجزات آنها را دیده بودند . بر طبق عبرانیان 10 : 32 - 34 آنها متحمل جفا شده بودند و ممكن است این جفا مربوط به اخراج جامعه یهودی از روم توسط كِلادیوس در 49 میلادی باشد . سُئِتوُنیوس مورخ مینویسد ، كِلادیوس آنها را اخراج كرد چون ‘‘ آنها مدام در آشوبهایی كه به تحریك كِرسْتوس اتفاق میافتاد افراط می كردند ’’ . پرسْكِلا و آكیلا در همین زمان از

روم به قرنتِس فرار كردند جایی كه پولس در 50 میلادی آنها را ملاقات كرد . اینگونه اخراج به احتمال زیاد ، حتما همراه با تهمت عمومی ، جفا ، حبس و چپاول شدید از سوی مردمان روم بود . بر طبق عبرانیان 12 : 4 ، این مسیحیان هنوز این دعوت را نداشتند كه به خاطر ایمانشان بمیرند همانند نمونه جفا در زمان نِرون در 64 میلادی . پس نتیجه می گیریم كه نامه به عبرانیان قبل از 64 میلادی به مسیحیان روم نوشته شده است .

نكته 4. نامه به یهودا

یهودا برادر یعقوب ، رهبر كلیسای اورشلیم بود . او نامه اش را حدود 68 - 64 میلادی به همان كلیساهای آسیای صغیر نوشت كه پولس رسول به آنها دو نامه نوشته بود . در خواست او در آیه 17 ، " ای عزیزان ، سخنان رسولان خداوند ما عیسی مسیح را به یاد آورید ’’ مربوط به معلمین كاذب است كه احتمالا مربوط به درخواست پولس در اول تیموتائوس 4 و سوم تیموتائوس 3 و بخصوص درخواست پطرس رسول در پطرس 2 است . در این نامه به نظر می رسد انگار این معلمین كاذب قبلا به داخل كلیسای مسیحی وارد شده تا اعمال مخرب خود را انجام دهند . هدف پطرس هشدار به كلیساهای مسیحی است كه از وجود این معلمین كاذب آگاه باشند .

نكته 5 . نامه های یوحنا .

بعد از مرگ پطرس و مرگ بلافاصله پولس ، خداوند ، رهبر دیگری برای كلیساهای آسیای صغیر مهیا كرد . یعنی یوحنای رسول . احتمالا مدت كوتاهی بعد از اینكه جنگ یهودی بر علیه روم در 66 میلادی آغاز شد زمانیكه مسیحیان اورشلیم به " پلا " رفتند ، یوحنای رسول و سایر كسانی كه عیسی را دیده و سخنان او را شنیده بودند به افسس در آسیای صغیر رفتند پدر كلیسا ، " ایرانِئوس " می گوید كه یوحنای رسول دائما در افسس زندگی و كار می كرد تا زمان قیصر ، " تِراژان " كه بین 98 - 117 میلادی سلطنت می كرد . بعد از تخریب اورشلیم و معبد در 70 میلادی ، سیل امتها همراه با میراث تفكر فلسفی آنها به درون كلیساهای مسیحی آغازی برای تحت تاثیر گذاشتن تعالیم آموزه ای بود . یوحنا سه نامه بین 80 - 90 میلادی از افسس به كلیساهای منطقه افسس نوشت و به آنها خصوصا بر علیه تعالیم كاذب " سِرینتوس " هشدار داد كه نوع خاصی از " گناستیكیسم " بود . " گناستیك ها "، مسیحیان مرتدی بودند كه ادعا می كردند كسانی كه فرقه آنها را به راه انداخته اند دارای دانش روحانی هستند علاوه بر معرفتی كه در كتاب مقدس آشكار شده است .

نكته 6 . مكاشفه .

پدر كلیسا ، " ایرانِئوس " می گوید كه مكاشفه در پایان سلطنت امپراطور " دوُمیتیان " نوشته شد . او به عنوان قیصر بر امپراطوری روم از 81 - 96 میلادی سلطنت كرد . و در سه سال آخر سلطنتش به مسیحیان جفا نمود . " دوُمیتیان " اصرار داشت كه او را به عنوان خدا بپرستند و به صورت روزافزون با رشد مسیحیت مخالفت می كرد . مخالفت او در شرایط اجتماعی ، اقتصادی و شرایط مذهبی همانند نبوت مكاشفه انعكاس یافت . گرچه نویسنده واقعی مكاشفه ، خدا از طریق مسیح است ، مسیح از طریق فرشته ای آن را بر یوحنا آشكار كرد و یوحنا آن را حدود 95 - 96 میلادی نوشت از یك طرف این كتاب مسیحیان جفا یافته را تشویق می كند و از سوی دیگر به مسیحیان بی توجه و غافل هشدار میدهد ، آنانی که وسوسه میشوند از آلودگیهای دنیا پیروی کنند.

هدف این كتاب این است كه به كلیسای مبارز كه در كشمكش با نیروهای شریر است تسلی دهد . موضوع آن پیروزی مسیح و كلیسا بر اژدها ، سمبل شرارت و مددكاران اوست .

نكته 7 . انتقال رونوشت كتابهای عهد جدید .

اول . دست نوشته های اصلی یونانی عهد جدید .

اسناد اولیه عهدجدید احتمالا بر پاپیروس نوشته شده بودند كه نوعی كاغذ نازك و شكننده بود كه از چوب گیاه یا پاپیروس كه در باتلاق های مصر و خاورمیانه رشد می كرد ساخته می شد . این اسناد را با ‘‘ مركب و قلم ’’ می نوشتند ( سوم یوحنا 13 ) . تمام كتابهای اصلی عهد جدید به زبان یونانی نوشته شده اند . به اسناد دست نویس در زبان یونانی نسخه یونانی می گویند . آنها را معمولا توسط پیام رسان به كلیساها یا به دست كسی كه می خواستند می رساندند . بر طبق كولسیان 4 : 7 – 9 پولس ، تیخیكوس را مخصوصا می فرستد كه كلیسا شرایط او را بداند و از احوال او و هر آنچه كه اتفاق می افتد با خبر شود .

دوم . نخستین رونوشتها و مجموعه كتاب های عهد جدید .

متن یونانی كه امروزه در اختیار داریم به وسیله رونوشتهای دست نویس و در عرض بیش از 1400 سال یعنی زمانی كه دستگاه چاپ اختراع و مورد استفاده قرار گرفت به ما منتقل گردید . سالها بعد از استفاده ، رونوشتهای دست نویس كم كم پاره و برای استفاده بسیار كهنه می شدند . پس مردم به دقت رونوشتهایی از اسناد اصلی ساختند . بعد از چند سال باز هم رونوشتهایی دست نویس از روی رونوشتهای كهنه تهیه گردید و‌ غیره . گرچه دیگر اسناد اصلی مصون از خطای اولیه از كتابهای مختلف عهد جدید را در اختیار نداریم اما رونوشتهای بسیار قدیمی كه برای ما به جا مانده اند كمتر از دویست و پنجاه سال با تاریخ رونوشتهای اصلی فاصله دارند . این رونوشتهای قدیمی نسبت به سایر نوشته های قدیمی بسیار نزدیك به تاریخ نسخه های اصلی هستند . پس مسیحیان به قابل اعتماد بودن اسناد عهد جدید اعتماد زیادی دارند .

رو نوشت های انجیل و نامه های پولس باید در یك تاریخ زودتر نوشته شده و منتشر شده باشند . در دوم پطرس 3 : 2، 15 - 16 پطرس رسول از وجود اناجیل و نامه های پطرس خبر داشت . او از ‘‘ مطالبی كه از انبیای مقدس و از ما رسولان مسیح آموخته اید ’’ و همچنین از ‘‘ نامه های پولس ’’ سخن می گوید . احتمال دارد كه ‘‘ دو انجیل ’’ اول و نامه های پولس به صورت دو مجموعه قبل از 64 میلادی منتقل شده اند چون هرگز به صورت دست نوشته به تنهایی دیده نمی شوند . یكی از پدران كلیسا ، معروف به " ژوستین شهید" می نویسد كه تا حدوداً 140 میلادی ، انجیل لوقا از اعمال رسولان جدا شد و با سه انجیل دیگر ادغام شد تا ‘‘ چهار تصویر زندگی مسیح ’’ را بسازند . نامه های عمومی و مكاشفه به هیچ مجموعه ای تعلق نداشتند چون در آثار پدران كلیسای نخستین به همان ترتیب دیده نمی شوند . آنها كم كم در مجموعه بزرگتری همراه با بقیه جمع آوری شده تا كل عهد جدیدی كه امروزه در اختیار داریم در ابتدای قرن سوم ظاهر گردید .

سوم . رونوشت از كتابهای عهد جدید .

كتابهای عهد جدید در آغاز توسط اشخاص غیر رسمی و برای استفاده خصوصی یا توسط كاتبان و نویسندگان حرفه ای برای كلیساها و صومعه ها رونویسی شد . معمولا هر بار یك رونوشت درست می شد و همینطور كه تقاضا زیاد شد احتمالا به صورت همزمان تعدادی رونوشت توسط خادمین مجرب از طریق دیكته كردن ، آوا نویسی شد . در جریان آوا نویسی ، اشتباهاتی به دست نوشته ها وارد گردید و این اشتباهات توسط نسخه نویسان بعدی تكرار شد و بدین ترتیب رونوشتهای متفاوتی پدیدار گردید . اما این حقیقت كه ما رونوشتهای بسیاری از كتاب های عهد جدید در اختیار داریم این احتمال را ممكن می سازد كه متن اصلی در بعضی از این رونوشتها حفظ شده باشد .

بعد از اینكه بالاخره مسیحیت ، مذهب رسمی امپراطوری سوم در 313 میلادی شد . امپراطور كنستانتین دستور داد كه 50 رونوشت از كل كتاب مقدس آماده شود و بین كلیساهای بزرگ در شهرهای امپراطوری توزیع گردد. به این رونوشتها ‘‘ نشر مجاز ’’ اطلاق شد و با استفاده از این متون بعدها هزاران رونوشت تهیه گردید .

بین قرن چهارم و دوازدهم عهد جدید یا به صورت قسمتهایی مانند اناجیل یا نامه های پطرس و یا معمولا به صورت جلدهای كامل كل عهد جدید یا كل كتاب مقدس منتشر می گردید . چون پاپیروس بسیار برای استفاده در خدمات عمومی یا در كتابخانه های صومعه ها شكننده بود كاتبان ( نویسندگان ) معمولا از صفحات پوست گوساله به نام

" وِلوم " یا پوست گوسفند به نام " پارچْمِنت " استفاده می كردند . از این مواد تا عصر چاپ در قرن پانزدهم استفاده شد .

کلیسای ایرانیان دُبی

رادیو مژده

رادیو مژده

بالای صفحه