مقاله ها

چند سوال در مورد فصل سوم رساله رومیان

پولس رسول در كتاب رومیان فصل اول‌، نشان می‌دهد كه غیریهودیان مورد خشم و غضب خدا قرار گرفته‌اند و محتاج‌اند كه از جانب خدا عادل شمرده شوند. و همچنین در فصل دوم نشان می‌دهد كه چند سوال در مورد فصل سوم رساله رومیانخشم و غضب خدا بر یهودیان نیز افروخته شده است و بدین‌سبب آنان نیز به عادل شمرده شدن نیازمندند. او در 3:‌ 1-20 مخالفت‌هایی را كه یهودیان علیه تعالیم او نشان می‌دادند، مردود می‌شمارد و تأكید می‌كند كه هیچكس‌، نه یهودیان و نه غیریهودیان در نظر خدا عادل نیستند. او این حقیقت را بر اساس كلام خدا به اثبات می‌رساند.

سؤال 1( (رومیان 3:‌ 1-2). «چرا امتیازات و افتخاراتی كه خدا به اسرائیل داده بود، نمی‌تواند ضمانتی برای عادل شمرده شدن آنها باشد؟»

پولس رسول در فصل دوم رساله به رومیان چنین نتیجه می‌گیرد كه یهودیان همانند امت‌ها نمی‌توانند از خشم و غضب خدا بگریزند. یهودیان نیز مورد داوری و مجازات قرار خواهند گرفت‌، نه بر اساس افتخارات و امتیازاتی كه خدا به آنان عطا كرده بود بلكه بر اساس اعمالشان و با توجه به این‌كه تا چه میزان مكاشفه خدا را درك كرده‌اند.

یهودیان با این نتیجه‌گیری پولس به مخالفت برخاستند چرا كه باور داشتند با امتیازات و افتخاراتی كه یهودیان تا آن زمان دریافت كرده‌اند ناهمگون و ناسازگار است‌. آنان بر این باور بودند كه تمامی افتخارات و امتیازاتی كه خدا به آنها عطا كرده‌، مؤید این است كه آنان را پذیرفته است و هرگز نیز تركشان نخواهد كرد.

پولس رسول بر این حقیقت صحه می‌گذارد كه یهودیان از این افتخارات برخوردار بوده‌اند (9:‌ 4-5؛ افسسیان 2:‌ 11-12). یكی از امتیازات یهودیان این بود كه كلام خدا به آنان سپرده شده بود (آیه 2). این كلام سپس به ثبت رسید تا كتاب تورات و كتب انبیا را تشكیل دهد (آیه 21) كه همان عهدعتیق باشد (لوقا 24:‌ 25- 27، 44-45؛ یوحنا 5:‌ 45-47).

بااینحال پولس رسول تأكید می‌ورزد كه هیچ‌یك از امتیازات یهودیان ضمانتی برای عادل شمرده شدن و یا نجاتشان نیست‌. به‌عنوان مثال‌، همین تورات و كتب انبیا مردمان (و یهودیان‌) را به بی‌عدالتی محكوم می‌كنند (10-18). لذا یهودیان به‌خاطر افتخارات و امتیازاتشان عادل نیستند و عادل نیز شمرده نخواهند شد. هیچیك از افتخاراتشان آنان را در مقابل خشم خدا در روز داوری محافظت نخواهد كرد. سپس پولس رسول اعلام می‌كند كه همه انسانها (یهودیان و غیریهودیان‌) تنها با ایمان به مسیح می‌توانند عادل شمرده شوند (آیه 22).

سؤال 2) (رومیان 3: ‌3-4) «چرا امانت و وفاداری خدا به وعده‌هایش نمی‌تواند ضمانتی باشد بر اینكه یهودیان عادل شمرده خواهند شد؟»

یهودیان به پولس اعتراض می‌كردند كه نتیجه‌گیری او با امانت خدا به وعده‌هایش به اسرائیل فاقد انسجام است‌. یهودیان بر این باور بودند كه خدا به وعده‌هایش امین می‌ماند، حتی اگر اسرائیلیان به خدا امین و وفادار نمانند. ایشان به‌اشتباه اعتقاد داشتند كه بی‌وفایی ایشان هرچقدر هم بزرگ باشد، باز امانت خدا به وعده‌هایش تضمین‌كننده عدالت ایشان می‌باشد.

پولس نیز معتقد است كه امانت و وفاداری خدا خدشه‌ناپذیر است‌. وفاداری او، حتی وفاداری او به قومش اسرائیل‌، هرگز زیر سؤال نخواهد رفت‌. اما آنچه زیر سؤال خواهد رفت بی‌وفایی اسرائیل است‌. بی‌وفایی اسرائیلیان از این امر آشكار می‌شود كه آنان مفاد عهد و پیمانی را كه با خدا بسته بودند به‌جا نمی‌آورند. به‌عنوان مثال در تورات و كتب انبیا، بزرگترین پادشاه یهودیان اعتراف می‌كند كه كاملاً ناعادل و ناصالح است‌. او خود را بدكار می‌داند، هر چند بر كمال عدالت خدا شهادت می‌دهد (مزمور 51:‌ 4). این نمونه از عهدعتیق گواه بر آن است كه آن كسی كه همواره عادل

است‌، خدا است نه یهودیان‌. وعده‌هایی كه خدا به یهودیان داده بود همه مشروط بودند - و شرط آن وعده‌ها همانا ایمان و اطاعت بود. خدا تا زمانی به وعده‌های خود امین می‌ماند كه یهودیان نسبت به شروط وعده‌ها وفادار بمانند. اما آنگاه كه یهودیان شروط لازمه را رعایت نكنند، خدا نیز خود را متعهد نمی‌داند كه وعده‌هایش را به انجام رساند.

سؤال 3) (رومیان 3:‌ 5-8). چرا عدالت خدا ضمانتی برای عادل شمرده شدن یهودیان نیست‌؟

یهودیان بر مبنای علتی نادرست بر این باور بودند كه در روز داوری نهایی‌، از داوری عادلانه خدا معاف خواهند بود. آنان استدلال كرده‌، می‌گفتند كه «بی‌عدالتی آنان باعث آشكار شدن عدالت خدا شده است‌.» نیز بر این باور بودند كه هرقدر تضاد بی‌عدالتی آنان با عدالت خدا بیشتر باشد، عدالت خدا صفات عادله خدا روشنتر خواهد درخشید، و مردم راحت‌تر خواهند دید كه عدالت خدا چقدر عظیم بوده است (آیه 5). سپس چنین استدلال می‌كردند كه اگر بی‌عدالتی و ناپارسایی یهودیان باعث جلال خدا و آشكار شدن عدالت و وفاداری او است‌، پس اگر خدا آنان را به‌سبب گناهانشان محكوم كند، عادل نخواهد بود (آیه 7). اما پولس رسول می‌گوید چنین دلیل و برهانی نه تنها شریرانه بلكه بی‌پایه و اساس است‌. شریرانه است زیرا كه خدا را همچنان یهودیان ناعادل می‌شمارد. اگر خدا شرارت را محكوم و مجازات نكند، ناعادل خواهد بود.

و به دو دلیل ‌بی‌پایه و اساس است:

الف) «استدلال یهودیان غیرقابل دفاع است‌، زیرا غیریهودیانِ شریر نیز می‌توانند به همان استدلال استناد كنند.» اگر دلیل و برهان یهودیان صحت داشته باشد، پس غیریهودیان شریر نیز خواهند توانست همچون یهودیان به این دلیل و برهان استناد كنند. و در نتیجه خدا نمی‌تواند هیچ‌یك از مردم دنیا را داوری كند (آیه 6).

ب) «استدلال یهودیان غیرقابل دفاع است‌، زیرا تمامی تعالیمی كه انسانها را به‌سوی مسائل غیراخلاقی سوق می‌دهد، دروغ‌اند.» پس اگر برهان یهودیان صحت می‌داشت‌، می‌شد از آن آموزه‌ای غیراخلاقی نیز استنتاج كرد كه می‌گوید: «هرچه انسانها بیشتر به شرارت و مسایل غیراخلاقی دامن بزنند، نتایج مثبت بیشتری در پی خواهد داشت‌.» یا این‌كه بگوییم «هر قدر مردمان بیشتر گناه كنند، خدا را بیشتر جلال خواهند داد.» در صورتی كه این آموزه‌ای است شریر و ناصحیح‌، زیرا با این شعار كه «بیایید به انجام شرارت و گناه بپردازیم تا شاید نیكویی از آن پدید آید.» مردمان را به انجام هرچه بیشتر اعمال شریرانه و گناه‌آلود تشویق و ترغیب می‌كند. وقتی پولس رسول تعلیم می‌داد كه «انسانها نه با انجام اعمال شریعت‌، بلكه با فیض خدا نجات می‌یابند»، برخی از مخالفانش‌، او را به ترویج چنین آموزه‌ای متهم كرده بودند. مشكل آنان این بود كه تعلیم پولس را اشتباه درك كرده بودند و فكر می‌كردند پیام مسیحیت كه همانا نجات از طریق فیض است‌، بدین معنا است كه انسانها می‌توانند زندگی گناه‌آلودشان را ادامه دهند و خدا نیز صرف‌نظر از زندگی و اعمال گناه‌آلودشان آنان را می‌بخشاید و عادل می‌شمارد. پولس رسول از بحث خود چنین نتیجه می‌گیرد كه خدا هر كس را كه بر چنین آموزه‌ای دروغین استناد كند، به یقین محكوم می‌شمارد (آیه 8).

یهودیان به سه دلیل و برهان اشتباه‌، استناد می‌كردند:

1- وعده‌های خدا (امتیازات و افتخاراتی كه به یهودیان بخشیده است‌) ضمانتی است بر این‌كه یهودیان هرگز محكوم نخواهند شد.

2- وفاداری خدا (صرف نظر از بی‌وفایی یهودیان‌) ضمانتی است بر عدم محكومیت یهودیان‌.

3- جلال خدا (كه با شرارت و گناه یهودیان بیشتر می‌شود) یهودیان را از محكومیت خواهد رهاند.

این استدلالات یهودیان گواه این است كه هر تعلیم (آموزه‌ای‌) كه در تضاد با اصول و اخلاقیات مسیحی در کتاب مقدس باشد، دروغین و اشتباه است‌، صرف نظر از این‌كه چقدر خوشایند به‌نظر برسد.

سؤال 4) (رومیان 3:‌ 10-18). «پولس رسول چگونه این آموزه خود را كه می‌گوید یهودیان و غیریهودیان‌، هردو در مقابل خدا محكوم‌اند، به اثبات می‌رساند؟»

الف) كتاب‌مقدس به عنوان مرجع تعالیم و آموزه‌ها و راهنمای اصول زندگی‌. پولس پس از رد استدلالات نادرست یهودیان‌، با استناد به رومیان 1:‌ 18 تا 3:‌ 8 می‌گوید كه یهودیان برای عادل شمرده شدن‌، هیچ برتری و امتیازی نسبت به غیریهودیان ندارند. و برای اثبات این مدعای خود چندین قسمت از كتب عهدعتیق را نیز نقل قول می‌كند. و این نشان می‌دهد كه كلام خدا مرجع اقتدار است نه آنچه یهودیان باور دارند و ادعا می‌كنند. كتاب‌مقدس مرجع نهایی تعالیم و اصول و راهنمای زندگی مسیحیان است‌.

كتاب‌مقدس می‌گوید تمامی مردمان بدون استثنا به گناه آلوده‌اند و تحت حاكمیت و قدرت گناه به‌سر می‌برند و بدین‌سان خدا نیز عادلانه حكم به محكومیتشان می‌دهد (آیه 9). پولس آموزه جهان‌شمول بودن گناه را با نقل‌قولی از كلام خدا به اثبات می‌رساند. او قسمت‌های متعددی از عهدعتیق را گواه می‌گیرد تا نشان دهد كه كتب مقدس خود یهودیان‌، آنان را محكوم می‌كند.

ب) جهان‌شمول بودن بی‌عدالتی انسان‌. آیات 10-12 نقل قولی است از مزامیر 14:‌ 1-3 و 53:‌ 1-3. «كسی عادل نیست‌، حتی یكی هم نی‌»؛ «كسی فهیم و طالب خدا نیست‌» و بر میزان سقوط و تباهی خود آگاهی ندارد. «هیچ كس طالب خدا نیست‌» و این بدین معنا است كه هیچكس در پی آن نیست كه خدا را عبادت و خدمت كند. هر كس به‌طور طبیعی یا فی‌نفسه‌، از راه درستی كه به‌سوی خدا منتهی است‌، دوری می‌گزیند. «همه گمراه و جمیعاً باطل گردیده‌اند»، و این بدین معنا است كه از لحاظ اخلاقی منحرف و فاسد شده‌اند. «نیكوكاری نیست‌، یكی هم نی‌»، نیكو بدان معنا كه خدا آن را نیكو بشمارد. هیچ عمل نیكِ انسانی نیست كه بتواند خشم و غضب عادلانه خدا علیه گناه را فرو نشاند. در روز داوری‌، اعمال نیك انسان به او كمكی نخواهند كرد. پس بدین‌سان كتاب‌مقدس بر جهان‌شمول بودنِ انحراف و فساد اخلاقی و روحانی انسان گواه می‌دهد.

پ) «شرارت در گفتار.» آیات 13-14 نقل قولی است از مزامیر 5:‌ 9 و 10:‌ 7 و 140:‌ 3. همیشه مردمانی هستند كه اعتراض می‌كنند. مدعی هستند كه گناهكار نیستند و از لحاظ اخلاقی فاسد و منحرف نشده‌اند. و می‌گویند چون قتل و دزدی نمی‌كنند، پس گناهكار نیستند. اما پولس رسول به سخنان شریرانه انسان اشاره می‌كند و بر اساس آن او را محكوم می‌شمارد. تمامی مردمان و حتی آنان كه محترم و پارسا شمرده می‌شوند، از طریق بیان و گفتار خود گناه ورزیده‌اند. كلام بد و اهانت‌آمیزی كه از دهان انسان بیرون می‌آید، می‌تواند مانند زهری كشنده یا بوی تعفنی باشد كه از قبر بیرون می‌آید. دروغ‌، فریب‌، لعنت و دشنام و هر سخن تلخی كه از دهان آدمی بیرون می‌آید، گویای تفكرات و انگیزه قلبی او است‌، و نشان می‌دهد كه تا چه میزان دچار انحراف و فساد اخلاقی شده است‌.

ت) «شرارت اعمال‌.» آیات 15-17 نقل قولی است از اشعیا 59:‌ 7-8. این آیات گواهی می‌دهند كه انسان با اعمال خشونت‌آمیز كه موجب قتل و ویرانی است‌، گناه می‌كند. «پایهای ایشان برای خون ریختن شتابان است‌.» این بدان معنا است كه افراد با كوچكترین تحریكی‌، دست به قتل می‌زنند. «هلاكت و پریشانی‌» شیوه زندگی مردمان روی زمین است‌. مردم اغلب برای آغاز جنگ‌، دلایلی می‌تراشند، حتی دلیلی نظیر «جنگ مقدس‌»؛ اما اغلب دلایلشان ناعادلانه و غیرقابل توجیه است‌. ماحصل تمامی جنگها، ویرانی و تشویشی است ورای تصور انسان‌. انسانها به‌طور طبیعی «طریق سلامتی‌» را نمی‌دانند. و این بدان معنا است كه هرگز «در صدد بر نیامده‌اند» تا این طریق را بدانند زیرا همواره درگیر خشونت‌اند. بدین‌سان‌، درگیر بودن دائمی انسانها در دام خشونت و جنگ نیز گواهی است بر فساد و انحراف اخلاقی و روحانی‌شان‌.

ث) «بی‌خدایی.» آیات 15-17 نقل قولی است از مزمور 36:‌ 1. انسانها به‌طور طبیعی یا فی‌نفسه برای خدا حرمتی قائل نیستند. به خدا اعتماد و توكل نمی‌كنند. در مقابل او هیچ‌گونه فروتنی نشان نمی‌دهند و از مجازات و داوری او خوفی به دل راه نمی‌دهند. چنان رفتار می‌كنند كه گویی خدایی نیست‌. به‌گونه‌ای زندگی می‌كنند كه

گویی هرگز حساب كار خود را به خدا پس نخواهند داد. پس بدین‌سان‌، بی‌حرمتی نسبت به خدا نیز گواهی است بر این‌كه فساد و انحراف اخلاقی و روحانی بشر امری است جهان‌شمول‌. عهدجدید و عهدعتیق‌، هر دو بر جهان‌شمول بودن تباهی و فساد اخلاقی انسان گواه می‌دهند.

سؤال 5) (رومیان 3:‌ 19-20). «نتیجه‌گیری نهایی پولس از استدلال خود مبنی بر این كه یهودیان و غیریهودیان هر دو در مقابل خدا محكوم‌اند، چیست‌؟»

الف) «نتیجه‌گیری‌».

بی‌خدایی و الحاد و شرارت غیریهودیان (رومیان 1:‌ 18-32)، بی‌وفایی و بی‌عدالتی یهودیان و عدم پایبندی‌شان به شریعت خدا (رومیان 2:‌ 21 تا 3:‌ 8)، و در نهایت شهادت و گواهی كلام خدا (رومیان 3:‌ 10-18)، همگی پولس را بر آن می‌دارند تا به یك نتیجه‌گیری واحد دست بیابد، و آن این‌كه «همه مردم دنیا به‌معنی واقعی كلمه‌، اهل شریعت خدا هستند» (نه «زیر» شریعت خدا آن‌گونه كه در 6:‌ 14 آمده است و نه «با» شریعت خدا آن‌گونه كه در 2:‌ 12 ذكر شده است‌). تمامی انسانها در جهان مشمول مقررات عادلانه خدا می‌باشند.

ب) «شریعت‌».

كلمه «شریعت‌» در رساله به رومیان معانی متفاوتی دارد.

1) می‌تواند به معنای اقتضاهای عادلانه خدا برای عدالت و تقدیس باشد (3:‌ 19) كه متشكل است از اوامر و منهیات و داوریهای موجود در كتاب‌مقدس‌، مثلاً نظیر «ده فرمان‌» و سایر احكام اخلاقی (3:‌ 20 ، 21).

2) می‌تواند به معنای اقتضاهای عادلانه خدا برای نزدیك شدن به حضور او و برای نظام بخشیدن به جامعه قومش یعنی اسرائیل باشد (مناسك مذهبی و احكام مدنی‌) (افسسیان 2:‌ 15).

3) می‌تواند به معنای كتاب‌های موسی باشد (3:‌ 21) یا تمامی عهدعتیق (3:‌ 19).

4) می‌تواند به معنای یك اصل باشد (3:‌ 27).

معنای دقیق را چارچوب متن تعیین می‌كند.

پ) «شریعت به‌عنوان كتب عهدعتیق به‌همراه تعالیم و احكام اخلاقی آن‌» (3:‌ 19).

هر آنچه «شریعت‌»، یعنی كتب عهدعتیق می‌گویند، به تمامی مردم این جهان می‌گویند، مثلاً همان‌گونه كه در رومیان 3:‌ 10-18 آمده است‌، زیرا همه «اهل شریعت‌» هستند (3:‌ 19). زیرا وقتی پولس رسول قسمت‌هایی از مزامیر و اشعیا را نقل قول می‌كند، «شریعتی‌» كه از آن سخن به میان می‌آورد تنها اشاره به ده فرمان نیست كه از بقیه عهدعتیق جدا شده باشد. بلكه منظور از شریعت‌، احكام خدا و مطالبات و داوریهای اوست كه در تمام عهدعتیق یافت می‌شود.

شریعت نمرده است بلكه «سخن‌» می‌گوید. یكی از كارهای مهم روح خدا این است كه مردمان را در مورد گناهكار بودنشان‌ و عدالت‌، و داوری خدا آگاه و ملزم كند (یوحنا 16:‌ 8). روح‌القدس كلام خدا را به‌كار می‌برد و از طریق آن با قلب و فكر و وجدان مردمان سخن می‌گوید.

ت) «شریعت به‌عنوان مقتضیات مطلق خدا برای عدالت و تقدیس (3:‌ 19)، كه شامل احكام‌، منهیات و داوریهای موجود در كتاب‌مقدس است‌» (3: 19‌ و 20).

خدا عادل و قدوس است‌. لذا از یك سو می‌خواهد گناه را مجازات كند و از سوی دیگر می‌خواهد كه انسان زندگی كامل و مقدسی داشته باشد. این اقتضای خدا «شریعت‌» خوانده می‌شود (3:‌ 19). تمامی مردمان «اهل شریعت خدا» هستند و این بدان معنا است كه این اقتضای عادلانه خدا شامل تمامی آنان می‌شود. اراده خدا بر این است كه تمامی گناهان مجازات شوند و انسان مقدس و عادل و كامل زندگی كند. حال‌، خواه

یهودی باشند و مكاشفه خاص خدا بر آنان مكشوف شده باشد و خواه غیریهودی كه مكاشفه خاص خدا بر آنان مكشوف نشده است‌، همه موظفند بر اساس معیارهای «شریعت‌» خدا زندگی كنند. آنان كه خارج از محدوده مكاشفه خاص خدا هستند، از محدوده داوری و مجازاتی كه عهدعتیق از آن سخن می‌گوید، خارج نیستند .

پس همان‌گونه كه مبرهن است كه حتی یك نفر نیز وجود ندارد كه بتواند بر اساس معیارهای خدا (شریعت 3:‌ 19) زندگی كند، پر واضح است كه جمیع مردمان مورد خشم و غضب داوری عادلانه خدا قرار دارند. حتی یك نفر نیست كه بتواند بی‌عدالتی خود را توجیه كند. هر دهانی در حضور خدا بسته است‌. پولس رسول این‌گونه نتیجه می‌گیرد كه تمامی مردمان در حضور خدا پاسخگو و مسؤول‌اند و بدین‌سان باید در مورد رابطه خود با خدا و نیز رفتار و كردارشان به او حساب پس بدهند.

هر دهانی در حضور خدا بسته است «زیرا» (نمی‌گوییم "در نتیجه‌") «هیچكس از اعمال شریعت در حضور خدا عادل شمرده نخواهد شد». زمان فعل آینده‌، حالت تأكیدی شدید دارد. در اینجا كلمه «شریعت‌» به معنای تمامی عهدعتیق به‌كار رفته است‌، اما به‌طور خاص بر مقتضیات عادلانه آن برای تقدیس و عادل شمرده شدن تأكید دارد، همان‌گونه كه در تعالیم اخلاقی و فرامین آن ذكر شده است (3:‌ 20). هیچ انسانی نمی‌تواند با تلاش‌های انسانی خود و یا رعایت اعمال شریعت عادل شمرده شود و نجات بیابد. اگرچه ممكن است كسی برخی از این اعمال را رعایت كند اما قطعاً نمی‌تواند تمامی آنها را به‌جا بیاورد، و خدا نیز چیزی كمتر از رعایت كامل و بی‌چون و چرای تمامی این احكام را نمی‌طلبد. برای این‌كه یك شخص با رعایت اعمال شریعت (تعالیم و قوانین اخلاقی كلام خدا) عادل شمرده شود، نباید حتی مرتكب یك گناه نیز شده باشد (یعقوب 2:‌ 10)؛ همچنین باید همواره در حضور خدا كامل زندگی كرده باشد (اشعیا 64:‌ 6). بنابراین كاملاً روشن است كه در سراسر تاریخ بشر حتی یك نفر هم نیست كه بتواند با رعایت اعمال شریعت عادل شمرده شود.

ث) «پس هدف شریعت خدا چیست‌؟»

در اینجا كلمه «شریعت‌» می‌تواند به معنای «مقتضیات عادلانه خدا» باشد، یا «تعالیم و احكام اخلاقی موجود در كتاب‌مقدس‌». شریعت هدفی دارد اما هدف آن عادل شمردن و یا نجات بخشیدن انسان نیست‌. بلكه هدف آگاه ساختن وجدان بشر بر گناه و گناهكار بودن او است‌. شریعت همچون آینه است‌؛ هر انسان با نگاه كردن در این آینه می‌تواند دریابد كه خدا او را چگونه می‌بیند. شریعت وسیله‌ای است در دستان خدا كه از طریق آن شخص را بر ضعف و ناتوانی‌اش آگاه می‌سازد و او را به‌سوی مسیح هدایت می‌كند.

نمونه هایی از كاربردهای امكان‌پذیر (رومیان 3:‌ 1-20)

* 3:‌ 1 * امتیازات و افتخارات من نمی‌توانند مرا عادل كنند و ناتوانی و قصوراتم نیز نمی‌توانند مرا از عادل شمرده شدن باز دارند. تنها خدا است كه می‌تواند از طریق ایمان مرا عادل به‌شمار آورد.

* 3:‌ 2 * داشتن كتاب‌مقدس امتیاز بزرگی است‌. باید آن را خواند و مطالعه كرد.

* 3:‌ 3 * خدا همواره وفادار خواهد ماند حتی اگر ما بی‌وفا شویم (دوم تیموتائوس 2:‌ 13). او نسبت به تمام وعده هایش در باره نجات و رفتارش در مورد داوری وفادار است. اما او ما را به‌خاطر بی‌وفایی‌مان داوری خواهد كرد. مانند خدا باشیم‌: وفادار.

* 3: 4 * خدا همواره حقیقت را میگوید (اعداد 23: 19). به کلام خدا در کتاب مقدس اعتماد داشته باشید.

* 3: 5-8 * مراقب استدلالهای نادرست و غلط باشید.

* 3:‌ 9 * هرگز نپنداریم كه در مقایسه با دیگران‌، نژاد، فرهنگ‌، زبان و یا تاریخ ما بهتر است‌. (غلاطیان 3: 28)

* 3:‌ 10-12 * عمیقاً بر این حقیقت باور داشته باشیم كه بر اساس معیارهای خدا، انسان نفسانی از لحاظ روحانی و اخلاقی فاسد و منحرف است‌.

* 3: 13-14 * مراقب زبان خود باشیم (مزمور 141:‌ 3؛ متی 12: 36؛ 15: 18-20).

* 3:‌ 15-17 * هرگز در جنگ و ستیز مردمان درگیر نشویم‌ (یعقوب 4: 1-2).

* 3:‌ 18 * همواره رابطه فردی و صمیمی خود با خدای زنده را حفظ كنیم‌.

* 3:‌ 19 * سعی نكنیم خود را در چشم خدا عادل جلوه دهیم‌.

* 3:‌ 20 * از تعالیم و اخلاقیات شریعت كه در كلام خدا آمده است همچون آینه‌ای استفاده كنیم‌، و خود را در آن چنان ببینم كه خدا ما را می‌بیند.

کلیسای ایرانیان دُبی

رادیو مژده

رادیو مژده

بالای صفحه