ذات خدا چیست؟

پست الكترونيكي
یک‌شنبه، ۱۱ بهمن ۱۳۸۸
ذات خدا چیست؟ آیا ما میتوانیم این ذات را درک کنیم؟

۱-  ذات خدا غیر قابل درک است.

ایوب ۱۱: ۷ - ۸ ؛ اول تیموتائوس ۶: ۱۵- ۱۶ ؛ یوحنا ۱: ۱۸ ؛ عبرانیان ۱: ۱- ۳
چگونه مردم میتوانند بقدر کافی ذات خدا را تشریح کنند؟
ذات خدا غیر قابل درک است. بدون مکاشفه خدا ما انسانها هرگز نمیتوانیم حتی بدانیم که خدایی هست و هرگز نمیتوانیم مطلبی در باره ذات خدا بفهمیم. ما انسانها فقط تا آنقدر میتوانیم پی به ذات خدا ببریم که خود خدا آن را برای ما مکاشفه کند. بدون مکاشفه خود خدا، ذات الهی او برای انسان بصورت راز باقی میماند. ما فقط خدا را تا آنجا میتوانیم بشناسیم که خود او خودش را به ما آشکار سازد. ما میتوانیم در باره خدا آنچه را بگوئیم که او در باره خودش به ما گفته است.

۲-  خدا خودش را مکاشفه و ظاهر کرده است برای اینکه مردم بتوانند او را بشناسند.

قسمتهای در داخل پرانتز را از کتاب مقدس مطالعه کنید.
خدای غیر قابل درک خودش را چگونه به مردم مکاشفه کرد تا مردم بتوانند او را بشناسند؟
مسیحیان به یک خدا ایمان دارند، یعنی به یک وجود خدایی با یک ذات خدایی که خودش را به بشر آشکار میسازد. خدا از مخلوقش، از قومش و از هرچه که برای قومش اتفاق میافتد بدور نمیماند. بلکه خدا خودش را در میان خلقت خود و تاریخ بشری آشکار و ظاهر کرده است.

الف)  خلقت: 

خدا به ما از طریق خلقت مکاشفه کرده است که او وجود دارد و اینکه بسیار قدرتمند و منظم است. خلقت قدرت، زیبایی و نظم خدا را آشکار می کند (مزامیر ۱۹: ۱- ۷ ؛ رومیان ۱: ۱۹- ۲۰).

ب)  قلب انسان: 

خدا، توسط نوشتن بخشی از قوانین اخلاقی خود روی قلب انسانها و وجدانی که به آنها داده که آنان را محکوم یا تبرئه میکند، مکاشفه کرده است که او خدایی است که از آنچه که بد است متنفر و آنچه که خوب است را دوست دارد. قلب انسان آشکار کننده این حقیقت است که خدا اصول اخلاقی دارد (رومیان ۲: ۱۴- ۱۵ ؛ اشعیا ۵: ۲۰).

پ)  اعمال و سخنان: 

خدا خودش را توسط عمل کردن (اشعیا ۴۳: ۱۳) و سخن گفتن (متی ۴: ۴) در بین خلقت خود و در تاریخ بشری مکاشفه و ظاهر کرده است. اعمال و سخنان او در نوشته های کتاب مقدس ثبت شده اند. کتاب مقدس افکار، نقشه ها، سخنان و اعمال خدا را آشکار میسازد. خدا در گذشته از طریق پیامبران بدفعات واز طرق گوناگون با اجداد ما صحبت کرد اما در این دوران آخر او از طریق پسرش، عیسی مسیح، که جایگزین دقیق وجود خدایی است، با ما صحبت کرده است (عبرانیان ۱: ۱- ۳). 

ت)  خدا با ما: 

خدا خودش را از طریق در بر گرفتن بدن انسانی مکاشفه و ظاهر کرده است. خدا بدون اینکه ذات الهی خودش را رها کند، ذات انسانی در بر گرفت و وارد خلقت خود و تاریخ بشری گردید (یوحنا ۱: ۱، ۱۴، ۱۸؛ کولسیان ۱: ۱۵، ۱۹؛ ۲: ۹). به این دلیل عیسی گفت: " هر که مرا دیده، خدا را دیده است. " (یوحنا ۱۴: ۹). عیسی مسیح، وجود، شخصیت و ویژگی خدا را آشکار میکند.

بعضی افراد میگویند که خدا هرگز نمیتواند در یک بدن انسانی وجود داشته باشد.
اما عهد عتیق میگوید: " فرشته خداوند در شعله آتش از میان بوته ای بر وی ظاهر شد، ... خدا از میان بوته به وی ندا در داد و گفت « ای موسی، ای موسی » ... " (خروج ۳: ۲- ۴).             
 
اگر خدا قادر است که در یک بوته سوزان وجود داشته یا ساکن شود، مطمئناً قادر است که در یک بدن پاک انسانی نیز باشد.

ث)  روح خدا در ما: 

خدا خودش را توسط سکونت در بدنهای فرد فرد ایمانداران (اول قرنتیان ۶: ۱۹- ۲۰) و در کلیسای مسیحی (افسسیان ۲: ۲۲) در میان خلقتش و در تاریخ بشری آشکار و ظاهر میکند. روح القدس قدرت حضور خدا را در زندگی های قومش و در توانایی خدا جهت تغییر اساسی قومش آشکار میسازد.

۳-  خدا خودش را در عیسی مسیح، پسر خدا، مکاشفه و ظاهر میکند.

عبارت " پسر خدا "، بدانگونه که در کتاب مقدس بکار رفته، نبایستی اشتباه فهمیده شود.
کتاب مقدس از سه نوع پسرها صحبت میکند.

الف)  یک پسر جسمانی: 

کلمه " پسر" در زبانهای اصلی کتاب مقدس معنای جسمانی دارد.
به یک پسر جسمانی اشاره میکند. " از جسم، جسم متولد میشود" صحبت میکند از یک فرزند جسمانی که از یک مادر جسمانی بدنیا آمد (یوحنا ۳: ۶). عیسی یک پسر جسمانی بود که از مریم باکره متولد شده بود. اما بر خلاف همه اشخاص جسمانی، او کاملاً بدون گناه بود (عبرانیان ۴: ۱۵). و برخلاف همه اشخاص جسمانی، او یک پدر جسمانی نداشت. عبارت " پسر خدا " در ارتباط با عیسی مسیح بهیچوجه بمعنای یک مفهوم جسمانی نیست، زیرا خدا دارای بدنی نیست و هیچگونه رابطه جسمانی با انسانها ندارد. طبیعت جسمانی عیسی مسیح مربوط به این حقیقت است که خدا خودش بدون کنار گذاشتن طبیعت الهی خود، طبیعت انسانی در بر گرفت و"خدا با ما " شد. خدا اینچنین عمل کرد برای اینکه به انسانها مکاشفه کند که او کیست، برای اینکه نقشه نجات را آشکار کند و برای اینکه انسانها را نجات دهد. عیسی مسیح فقط در طبیعت انسانی خود مرد و بنابراین کفاره را جهت گناهان قومش فراهم ساخت . و عیسی مسیح فقط در طبیعت انسانی خود از مرگ برخاست و بنابراین برای قوم خود تضمینی جهت یک زندگی تازه هم اکنون روی زمین و ضمانتی جهت یک بدن قیام کرده پس از مرگ شد.

ب)  یک پسر سمبولیک: 

کلمه " پسر" در زبانهای اصلی کتاب مقدس همچنین دارای یک معنی سمبولیک است.
کلمه " پسر" بهمراه یک مضاف الیه اشاره به چیزی میکند که این پسردرآن سهیم است، یا به شخصی که شایسته آن چیزاست و یا شخصی که در یک نوع رابطه نزدیک با آن چیز قراردارد. بعنوان مثال، عبارت " پسران نور" (لوقا ۱۶: ۸) اشاره به انسانهایی میکند که در یک رابطه نزدیک با نور، عیسی مسیح، میباشند و حتی در " نور" او سهیم هستند، یعنی در ویژگیهای والای انسانی اومانند حکمت، قدوسیت، عدالت و محبت او.
عبارات " بازوی خدا " و " چشم خدا " (اشعیا ۵۹: ۱- ۲) تحت اللفظی نبوده بلکه سمبولیک هستند. آنها بدین معنی نیستند که خدا بازوان و چشمان جسمانی دارد، بلکه بیش از آن خدا توانایی شنیدن دعاها و توانایی عمل کردن جهت نجات انسانها را دارد. عبارت " چشمان خدا " (دوم تواریخ ایام ۱۶: ۹) به این مفهوم نیست که خدا چشمان جسمانی دارد بلکه اینکه خدا بعنوان روح ابدی هر شخصی و هر چیزی را میبیند.
بهمین صورت، عبارت " پسر خدا " این معنی را ندارد که خدا یک پسر جسمانی دارد، بلکه بیش از آن خدا قادر است که خود را در طبیعت انسانی ظاهر و آشکار کند و اینکه خدا در واقع خود را در طبیعت انسانی عیسی مسیح آشکار و ظاهر ساخت. عیسی مسیح در یک رابطه نزدیک بی نظیر(یگانه) با خدا قرار دارد و سهیم در ویژگیهای بی مانند طبیعت الهی خدا می باشد. کتاب مقدس هرگز از خدا و عیسی مسیح بعنوان دو خدای جدا از هم صحبت نمیکند، بلکه بیشتر از یک خدا که خود را بعنوان خدا در آسمان و خدا " با ما " روی زمین مکاشفه و ظاهر کرد.

پ)  یک پسر روحانی:
                
۱)  کلمه " پسر " در زبانهای اصلی همچنین معنی روحانی نیز دارد.
" آنچه از جسم مولود شد، جسم است و آنچه از روح مولود گشت روح است." (یوحنا ۳: ۶). تفاوت بزرگی بین یک فرزند جسمانی و یک فرزند روحانی است. همه مردم روی زمین بعنوان فرزندان والدین انسانی متولد میشوند و یک طبیعت جسمانی دارند. اما تنها ایمانداران به عیسی مسیح بعنوان فرزندان خدا نیز متولد میگردند – آنان فرزندان جسمانی خدا نیستند، بلکه فرزندان روحانی خدا میباشند (یوحنا ۳: ۳- ۸). در حینی که طبیعت جسمانی آنها از والدین جسمانی آنها میآید، طبیعت روحانی آنان از خدای روح القدس میآید. طبیعت روحانی آنان دیگر پس از این برده خطا، شرم، قدرت و فریب گناه نیست، بلکه آزاد گردیده است تا بیشتر و بیشتر به شباهت عیسی مسیح رشد کند. و طبیعت روحانی آنان دیگر پس از این برده شریر نمیباشد – که مجبور باشند اراده او را انجام دهند (دوم تیموتائوس ۲: ۲۶) – اما یک فرزند خدا شده اند – که آنچه را که در دیدگان خدا درست است، انجام میدهند و خدا و برادرخود را دوست دارند (اول یوحنا ۳: ۱۰).

۲)  بهمین صورت، از یک طریق بی نظیر روحانی، عیسی مسیح " پسر خدا " نامیده شده است – او پسر جسمانی نیست بلکه پسر روحانی خدا است. در حینی که عیسی مسیح طبیعت جسمانی خود را تنها از مریم باکره دریافت کرد، ذات الهی و روحانی خود را از خدای روح القدس دریافت کرد (لوقا ۱: ۳۰- ۳۵).

توجه کنید که کتاب مقدس در باره اینکه عیسی مسیح روح خدا و کلمه خدا میباشد، چه میگویند.
مزامیرمیگوید: " او (خدا) به من (مسیح) گفته است، تو پسر من هستی ... از من درخواست کن و امتها را به میراث تو خواهم داد و اقصای زمین را ملک تو خواهم گردانید." (مزمور ۲: ۷- ۸)
عهد جدید میگوید: " اما عیسی چون تعمید یافت، فوراً از آب برآمد که در ساعت آسمان بر وی گشاده شد و روح خدا را دید که مثل کبوتری نزول کرده، بر وی میآید. آنگاه خطابی از آسمان در رسید که « این است پسر حبیب من که از او خشنودم.» " (متی ۳: ۱۶- ۱۷)
" در باره پسر خود (پسر خدا) که بحسب جسم از نسل داود متولد شد، و بحسب روح قدوسیت، پسر خدا به قوت معروف گردید از قیامت مردگان یعنی خداوند ما عیسی مسیح " (رومیان ۱: ۳- ۴)
 
۴-  خدای واحد دارای درون مجزا است.

قسمتهای در داخل پرانتز را از کتاب مقدس مطالعه کنید.
اجزای درونی ذات الهی خدای واحد چیستند؟

الف)  پدر و پسر و روح القدس

مسیحیان به خدای واحد ایمان دارند، یعنی به یک وجود الهی با یک ذات الهی که خودش را بعنوان خدای پدر، خدای پسر و خدای روح القدس مکاشفه و ظاهر میکند.

۱)  کلمه " پدر" فقط معنی روحانی دارد. خدای واحد، بعنوان پدر، سرچشمه نقشه الهی برای هستی و تاریخ و سرچشمه خلقت، مکاشفه و خلقت مجدد است. بعنوان پدر، این خدای واحد سرپرست خانواده خودش در آسمان و زمین است (افسسیان ۳: ۱۴ – ۱۵)، آن یگانه ای که هر یک از فرزندان روحانی او با وی یک رابطه شخصی و نزدیک دارند (متی ۶: ۹ – ۱۳). 

۲)  کلمه " پسر" فقط معنی روحانی دارد. خدای واحد، بعنوان پسر، عیسی مسیح، خدای واحدی است که بدون کنارگذاشتن ذات الهی خود، طبیعت انسانی دربرگرفت و ازطریق مریم باکره وارد خلقت خود و تاریخ بشری شد (فیلیپیان ۲: ۶ – ۷ ؛ کولسیان ۱: ۱۵ ؛ ۲: ۹). عیسی مسیح " خدا با ما " گردید (اشعیا ۷: ۱۴؛ متی ۱: ۲۳). عیسی مسیح " کلمه " خدا است که در میان خلقت و تاریخ بشری ظاهر شد (یوحنا ۱: ۱، ۱۴، ۱۸).

۳)  روح القدس، خدای واحدی است که میاید تا بعنوان روح الهی در درون بدنهای قوم خدا (رومیان ۸: ۹ – ۱۰ ؛ اول قرنتیان ۶: ۱۹ – ۲۰) و در بین اجتماع قوم خدا روی زمین (کلیساها) (افسسیان ۲: ۱۹ – ۲۲)  زندگی کند.


ب)  تثلیث
 
۱)  کلمه " تثلیث " یک کلمه کتاب مقدسی نیست، بلکه کلمه ای مربوط علم الهیات است. مسیحیان، بطور سنتی اندیشه های بالا را با گفتن اینکه خدای واحد، خود را در سه شخص مکاشفه کرد، ابراز میکنند. اما، واژه " شخص" (در زبان یونانی: اوپستاسیس) هیچگاه نظریه یک شخص مفرد را بیان نمیکند، بلکه فقط نظریه یک تمیز درونی که درون وحدانیت ذات الهی وجود دارد را بیان میکند. این حقیقت بیان کننده این است که خدای واحد، خودش را در بین خلقت و در تاریخ بشری بعنوان پدر در آسمان و بعنوان پسر روی زمین و بعنوان روح ساکن درون قومش روی زمین مکاشفه کرده است.
   
۲)  وقتی مسیحیان غسل تعمید میگیرند، در" نام پدر و پسر و روح القدس " تعمید میابند (متی ۲۸: ۱۹). کلمه " نام" کلمه ای مفرد و نه جمع میباشد.  نام واحد خدا آشکار میسازد که او یک خدا، یک وجود الهی است (تثنیه ۶: ۴). کلمات " پدر، پسر و روح القدس " آشکار میکند که یک تمیز درونی در بین وحدانیت ذات الهی وجود دارد. خدای واحد یا وجود الهی واحد خودش را بعنوان پدر، پسر و روح القدس مکاشفه کرد. پدر، پسر و روح القدس دارای ذات الهی یکسان هستند.

۳)  بنابراین، عیسی مسیح " خدا با ما " (متی ۱: ۲۳)، " پسر خدا " (متی ۲۶: ۶۳- ۶۴) و حتی " خدا " (اشعیا ۹: ۶ ؛ یوحنا ۱: ۱ ؛ رومیان ۹: ۵ ؛ ۲۰: ۲۸ ؛ تیطوس ۲: ۱۳ ؛ عبرانیان ۱: ۸ – ۹) نامیده شد. و بنابراین روح القدس " روح خدا " ، " روح مسیح " ، " مسیح در شما " (رومیان ۸: ۹- ۱۰) و حتی " خدا " (اعمال رسولان ۵: ۳ ، ۵) نامیده شد.