دوشنبه، ۱۰ خرداد ۱۳۸۹
«و خدا گفت: "آدم را بصورت ما و موافق شبیه ما بسازیم تا بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان و بهایم و بر تمامی زمین و همه حشراتی که بر زمین میخزند، حکومت نماید."
پس خدا آدم را بصورت خود آفرید. او را بصورت خدا آفرید. ایشان را نر و ماده آفرید. و خدا ایشان را برکت داد و خدا بدیشان گفت: «بارور و کثیر شوید و زمین را پر سازید و در آن تسلط نمایید، و بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان و همه حیواناتی که بر زمین میخزند، حکومت کنید.» و خدا گفت: «همانا همه علفهای تخمداری که بر روی زمین است و همه درختهایی که در آنها میوه درخت تخمدار است، به شما دادم تا برای شما خوراک باشد.»
خود را فریب ندهید! خدا شما را آفریده و دقیقاً به همین اندازه که خواندید برای او ارزش دارید، زیرا کتابمقدس میگوید: خدا وقتی زمین، جانوران، گیاهان و دریاها و ستارگان و .... را آفرید، دید که نیکوست! ولی وقتی انسان را آفرید میگوید: «بسیار نیکوست!» خدا انسان را به صورت و موافق خویش آفرید (پیدایش ۲۶:۱-۲۷)؛ از روح خود در او دمید (پیدایش ۷:۲). درست است که شما به نوعی از خاک آمده و به خاک رجوع میکنید یا به نوعی عریان آمده و عریان هم خواهید رفت ولی از همه این حرفهای کهنه که بگذریم، ما از نزد خدا آمده و به حضور او خواهیم رفت.
در مورد اینکه انسان میمیرد هیچ شک و شبههای وجود ندارد، ولی اینکه روح به کجا میرود و چه اتفاقی میافتد مسأله دیگری است! مرگ جسمانی نتیجه گناه اولیه است چون تا پیش از سقوط آدم و حوا، مرگی وجود نداشت. در حقیقت مرگ جسمانی نتیجه مستقیم مرگ روحانی وی است. مرگ به نوعی مجازات و لعنت است (رومیان ۳۳:۱ و ۱۶:۵). مسیح هم در جسم و هم در خون سهیم شد تا با مرگ خود صاحب مرگ یعنی ابلیس را به زیر بکشد و آنانی را که همه عمر در بندگی ترس از مرگ به سر بردهاند، آزاد سازد (عبرانیان ۱۴:۲-۱۵). مرگ برای ایماندار چیزی نیست جز پیوستن به آغوش عیسی مسیح خداوند.
مسائل بسیاری در ذهن انسان وجود دارد که عمر وی برای یافتن پاسخ برای آنها کفاف نمیدهد و در ضمن فکر بشر محدود به زمان و مکان است؛ مثلاً انسان هرگز ازل یا ابد را درک نمیکند مگر اینکه به قلمرو آن وارد شود یا هرگز محلی مثل بهشت را آنطور که هست متصور نخواهد شد مگر اینکه بدانجا وارد شود. پس عاقلانهترین کار برای پاسخ به چنین سئوالی این است که ما سراغ آنچه میدانیم برویم و حدس و گمانهای خود را کنار بگذاریم و حقایق موجود اکتفا کنیم مبادا دانستهای بسیار ولی غیرحقیقی ما، چشم و ذهنمان را کور کنند.
تعالیم کتابمقدس (کلام خدا) در مورد زندگی پس از مرگ بسیار زیبا و حائز اهمیت میباشند. کلام خدا بر روی این حقیقت تأکید میکند که انسانها پس از مرگ بر طبق اعمال و رفتاری که انجام دادهاند به محل مناسب خود خواهند رفت.
ایمانداران یعنی کسانی که بوسیله خون بره خدا پاک شدهاند پس از مرگ بلافاصله به حضور خدا وارد شده و تا ابد در ورطهای از زمان به نام حیات جاودان و مکانی به نام بهشت (آسمان) باقی خواهند بود و بالعکس، بیایمانان یا همان گناهکاران بخشیده نشده که نجات خدا را نپذیرفتهاند به هاویه یا شئول عبری و هادس یونانی، جهان زیرین یا جهان مردگان فرستاده میشوند و این با جهنم یا Gehenna یونانی فرق دارد. جهنم (Ge-hinnam- عبری) دره هینوم بود که یهودیان روزگار ارمیای نبی قربانیهای انسانی را در آنجا میسوزاندند. کتابمقدس چیزی به نام عالم برزخ و یا خواب روح را تعلیم نمیدهد و از نظر کلام خدا پس از مرگ انسان دیگر امیدی به تغییر وضعیت ابدی او نیست.
بهشت و جهنم هر دو وجود دارند ولی ما نباید زیاد نگران وضعیت ابدی خود باشیم، البته اگر راه ورود به بهشت و عدم ورود به جهنم را بدانیم! بله، درست است؛ این خود ما هستیم که تعیین میکنیم پس از مردگان به بهشت برویم یا به جهنم. به هلاکت ابدی برسیم یا به حیات جاودان. کلام خداوند میگوید: «و حیات جاودان این است که تو را خدای واحد حقیقی و عیسی مسیح را که فرستادی بشناسند.» (یوحنا ۳:۱۷). پس شناخت خدای حقیقی، عیسی مسیح و داشتن رابطهای هر روزه با او ما را از داشتن حیات جاودان در بهشت که محل سکونت اوست مطمئن میسازد.
«زیرا خدا جهان را اینقدر محبت نمود که پسر یگانه خود را داد تا هر که بر او ایمان آورد هلاک نگردد بلکه حیات جاودانی یابد». (یوحنا ۱۶:۳)
پس خدا آدم را بصورت خود آفرید. او را بصورت خدا آفرید. ایشان را نر و ماده آفرید. و خدا ایشان را برکت داد و خدا بدیشان گفت: «بارور و کثیر شوید و زمین را پر سازید و در آن تسلط نمایید، و بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان و همه حیواناتی که بر زمین میخزند، حکومت کنید.» و خدا گفت: «همانا همه علفهای تخمداری که بر روی زمین است و همه درختهایی که در آنها میوه درخت تخمدار است، به شما دادم تا برای شما خوراک باشد.» خود را فریب ندهید! خدا شما را آفریده و دقیقاً به همین اندازه که خواندید برای او ارزش دارید، زیرا کتابمقدس میگوید: خدا وقتی زمین، جانوران، گیاهان و دریاها و ستارگان و .... را آفرید، دید که نیکوست! ولی وقتی انسان را آفرید میگوید: «بسیار نیکوست!» خدا انسان را به صورت و موافق خویش آفرید (پیدایش ۲۶:۱-۲۷)؛ از روح خود در او دمید (پیدایش ۷:۲). درست است که شما به نوعی از خاک آمده و به خاک رجوع میکنید یا به نوعی عریان آمده و عریان هم خواهید رفت ولی از همه این حرفهای کهنه که بگذریم، ما از نزد خدا آمده و به حضور او خواهیم رفت.
در مورد اینکه انسان میمیرد هیچ شک و شبههای وجود ندارد، ولی اینکه روح به کجا میرود و چه اتفاقی میافتد مسأله دیگری است! مرگ جسمانی نتیجه گناه اولیه است چون تا پیش از سقوط آدم و حوا، مرگی وجود نداشت. در حقیقت مرگ جسمانی نتیجه مستقیم مرگ روحانی وی است. مرگ به نوعی مجازات و لعنت است (رومیان ۳۳:۱ و ۱۶:۵). مسیح هم در جسم و هم در خون سهیم شد تا با مرگ خود صاحب مرگ یعنی ابلیس را به زیر بکشد و آنانی را که همه عمر در بندگی ترس از مرگ به سر بردهاند، آزاد سازد (عبرانیان ۱۴:۲-۱۵). مرگ برای ایماندار چیزی نیست جز پیوستن به آغوش عیسی مسیح خداوند.
مسائل بسیاری در ذهن انسان وجود دارد که عمر وی برای یافتن پاسخ برای آنها کفاف نمیدهد و در ضمن فکر بشر محدود به زمان و مکان است؛ مثلاً انسان هرگز ازل یا ابد را درک نمیکند مگر اینکه به قلمرو آن وارد شود یا هرگز محلی مثل بهشت را آنطور که هست متصور نخواهد شد مگر اینکه بدانجا وارد شود. پس عاقلانهترین کار برای پاسخ به چنین سئوالی این است که ما سراغ آنچه میدانیم برویم و حدس و گمانهای خود را کنار بگذاریم و حقایق موجود اکتفا کنیم مبادا دانستهای بسیار ولی غیرحقیقی ما، چشم و ذهنمان را کور کنند.
تعالیم کتابمقدس (کلام خدا) در مورد زندگی پس از مرگ بسیار زیبا و حائز اهمیت میباشند. کلام خدا بر روی این حقیقت تأکید میکند که انسانها پس از مرگ بر طبق اعمال و رفتاری که انجام دادهاند به محل مناسب خود خواهند رفت.
ایمانداران یعنی کسانی که بوسیله خون بره خدا پاک شدهاند پس از مرگ بلافاصله به حضور خدا وارد شده و تا ابد در ورطهای از زمان به نام حیات جاودان و مکانی به نام بهشت (آسمان) باقی خواهند بود و بالعکس، بیایمانان یا همان گناهکاران بخشیده نشده که نجات خدا را نپذیرفتهاند به هاویه یا شئول عبری و هادس یونانی، جهان زیرین یا جهان مردگان فرستاده میشوند و این با جهنم یا Gehenna یونانی فرق دارد. جهنم (Ge-hinnam- عبری) دره هینوم بود که یهودیان روزگار ارمیای نبی قربانیهای انسانی را در آنجا میسوزاندند. کتابمقدس چیزی به نام عالم برزخ و یا خواب روح را تعلیم نمیدهد و از نظر کلام خدا پس از مرگ انسان دیگر امیدی به تغییر وضعیت ابدی او نیست.
بهشت و جهنم هر دو وجود دارند ولی ما نباید زیاد نگران وضعیت ابدی خود باشیم، البته اگر راه ورود به بهشت و عدم ورود به جهنم را بدانیم! بله، درست است؛ این خود ما هستیم که تعیین میکنیم پس از مردگان به بهشت برویم یا به جهنم. به هلاکت ابدی برسیم یا به حیات جاودان. کلام خداوند میگوید: «و حیات جاودان این است که تو را خدای واحد حقیقی و عیسی مسیح را که فرستادی بشناسند.» (یوحنا ۳:۱۷). پس شناخت خدای حقیقی، عیسی مسیح و داشتن رابطهای هر روزه با او ما را از داشتن حیات جاودان در بهشت که محل سکونت اوست مطمئن میسازد.
«زیرا خدا جهان را اینقدر محبت نمود که پسر یگانه خود را داد تا هر که بر او ایمان آورد هلاک نگردد بلکه حیات جاودانی یابد». (یوحنا ۱۶:۳)
آخرين بروز رساني ( دوشنبه، ۱۰ خرداد ۱۳۸۹ ۲۲:۵۱ )
