گفته ها

هفت اصل در تشخیص ...

پست الكترونيكي
سه‌شنبه، ۰۹ شهریور ۱۳۸۹
هفت اصل در تشخیص اراده خدا در انتخاب صحیح شریک ازدواج
ما در" دوران رمانتیک " زندگی می‌کنیم. مردم انتظار دارند که به سرعت یک ارتباط نزدیک صمیمانه بین آنها بوجود آید. بسیاری از مردم باور دارند که اگر نسبت به ارتباطشان احساس خوبی بکنند و بخصوص از ارتباط جنسی خود احساس رضایت داشته باشند ازدواج موفقی خواهند داشت. به هر حال افزایش وحشتناک طلاق در همه‌ فرهنگ‌ها نشان می‌دهد که نزدیکی جنسی یا راههای هیجان‌انگیز، رضایت خاطر کامل را به بار نمی‌آورند. "عاشق بودن"، نوعی دوست داشتن است که از طریق آن یک زن و یک مرد حس می‌کنند از جنبه‌های اجتماعی، جنسی و احساسی زندگیشان به سمت یکدیگر جذب می‌شوند. دیدن رویاها و ساختن خیالات نسبت به یکدیگر آغاز میشود. آنها می‌خواهند همیشه باهم  باشند و حتی یکدیگر را لمس کنند.
در دوران نوجوانی هورمون هایی در بدن شما شروع به بالا رفتن می‌کنند و شما از وجود آنها اطلاع پیدا می‌کنید. به عنوان یک نوجوان، قبل از بزرگسالی بارها عاشق افراد مختلف می‌شوید و هر بار که عاشق می‌شوید فکر می‌کنید که  "‌او شخص مناسبی برای من است.‌ دوست دارم با این شخص ازدواج کنم."‌ اما بعد وقتی آن شخص را بهتر می‌شناسید، جذابیتش ازبین می‌رود و احساسات عاشقانه ناپدیــد می‌شود. فقط بعد از آن می‌فهمید که احساسات،‌ شما را اشتباه راهنمایی کرده است. عاشق شدن احساس بسیار زیبایی است ولی مشاور بدی است. احساسات غیر قابل پیش‌بینی، ناپایدار و قابل تغییر هستند. اغلب جهت احساسات به سوی شما است و نه به سوی شخص دیگر. به منظور تصمیم‌گیری در امر مهم ازدواج، به بنیاد ثابت و پایدار دیگری به نام " محبت آگاپه "   احتیاج دارید.

" آگاپه "،‌ کلمه یونانی است که اغلب برای محبت در عهد جدید استفاده شده است. محبت " آگاپه " محبت خالص مسیحی است. ذات خدا، محبت " آگاپه " است (اول یوحنا ۴: ۸)‌. خدا ما را با محبت " آگاپه " دوست دارد (یوحنا ۳: ۱۶) ‌و به ما فرمان داده تا همسایه خود را با محبت " آگاپه " دوست بداریم (‌مرقس ۱۲: ۳۰ – ۳۱)‌. وقتی خدا محبت " آگاپه " را به قلبهای ما می‌ریزد ما هم می‌خواهیم و می‌توانیم دیگران را با این محبت " آگاپه " دوست بداریم و آنها را با این محبت " آگاپه " دوست خواهیم داشت.
محبت " آگاپه " دارای ویژگی‌های واضحی مانند حلم، مهربانی،‌ قناعت، تحمل، فداکاری، ‌روحی بخشنده، راستی،‌ پایداری، ‌امانت و وفاداری (‌اول قرنتیان ۱۳: ۴ – ۸)‌ است. محبت " آگاپه " بزرگترین محبت فداکارانه و غیر خود محور، که میتوان تصور کرد، میباشد. محبت " آگاپه " ایثارگرانه در جهت رشد دیگران است. محبت " آگاپه " شخص دیگر را دوست دارد ولی نه برای آنچه که از این ارتباط حاصلش می‌شود بلکه برای آن سهمی که می‌تواند در این ارتباط بپردازد. فداکار و ایثارگر است. محبت " آگاپه " شخص دیگر را به جای تضعیف، ‌بنا می‌کند. محبت " آگاپه " به شخص کمک می‌کند تا به بهترین فرد ممکن تبدیل شود.
محبت " آگاپه " برای نشان دادن عشق رمانتیک خود، به جای اینکه بی‌اختیارهیجان زده اقدام کند، می‌تواند منتظر بماند. درحالیکه یک عشق احساساتی معمولاً یک یا دو سال به طول می‌کشد. محبت " آگاپه " می‌تواند بخش ثابتی از شخصیت و زندگی شما گردد. 
نزدیکی جنسی هیچوقت نباید در ارتباط بین زن و مرد هدف باشد بلکه میوه محبت " آگاپه " است. وقتی دو نفر با دید ازدواج با یکدیگر آشنا می‌شوند (به عبارت دیگر " نامزد " یکدیگر میگردند) بایستی رشد یک ارتباط سالم محبت "آگاپه" را هدف خود قرار دهند. در چنین ارتباطی، افکارشان (اعتقادات و انگیزه‌ها) ‌احساساتشان (‌هیجانات و حالتها)‌ و تصمیماتشان (آرزو و انتخابهایشان)‌ و چیزهای بیشتری را با یکدیگر درمیان می‌گذارند. مهمترین ارتباطاتشان، مثل ارتباط با خدا، رابطه با پدر و مادرشان و ارتباط با دوستانشان را نیزبا یکدیگر درمیان می‌گذارند. هدف آشنایی یک زن و مرد،‌ رشد چنین ارتباطی است یعنی محبت " آگاپه " و یافتن اراده خدا که آیا می‌خواهد آنها با هم ازدواج کنند یا نه. نتیجه یک ارتباط سالم محبت " آگاپه "، دوستی خالص و صمیمیت خالص و فداکارانه است.

قبل از اینکه تصمیم بگیرید با جنس مخالف خود ارتباط خاص برقرار کنید باید چند تصمیم بسیار مهم در زندگی خود بگیرید. این هفت تصمیم همه براساس کتاب مقدس است.

۱- تصمیم بگیرید که می‌خواهید ازدواج کنید یا نه.
مزایای ازدواج و مزایای تجرد چیست؟
جامعه ۴: ۹- ‌۱۲ ؛ اشعیاء ۵۴: ۱ – ۵ ؛ متی ۱۹: ۱۰ – ۱۲ ؛ اول قرنتیان ۷: ۱ – ۷ ، ۳۲ – ۳۵
مزایای تجرد این است که می‌توانید خودتان را به صورت کامل وقف عیسی مسیح و گسترش ملکوت او در جهان کنید. انسانهایی که بچه ندارند می‌توانند دارای فرزندان روحانی باشند. مضرات تجرد، تنهایی،‌ عدم وجود شریکی که در وقت نیاز به کمک انسان می‌آید و سوختن در شهوت است.
به عنوان یک کاربرد امکان‌پذیر می‌توانید با خدا تصمیم بگیرید که فقط برای مدتی در زندگیتان تنها بمانید تا از نظر روحانی و احساسی رشد کنید یا آموزش‌های مهم مسیحی را دوره ببینید یا در خدمت مسیحی خود تجربیات مهمی بدست آورید. وقتی خدا بعدها شما را برای ازدواج هدایت می‌کند شما بالغ‌تر و در زندگی با تجربه‌تر خواهید بود. خدا بعضی مسیحیان را دعوت می‌کند تا در تمام زندگیشان مجرد بمانند و وظایف خاصی را در ملکوت او به انجام رسانند.

۲- تصمیم بگیرید فقط با یک ایماندار ازدواج کنید.
چرا مسیحیان فقط بایستی با یک مسیحی دیگر ازدواج کنند؟
تثنیه ۷: ۳ – ۴ ؛ اول قرنتیان  ۷: ۳۹ ؛  دوم قرنتیان ۶: ۱۴ – ۷: ۱ ؛ افسسیان ۵: ۲۲ – ۲۵
کتاب مقدس به مسیحیان دستور داده است که فقط با یک ایماندار ازدواج کنند (اول قرنتیان ۷: ۳۹ ؛ دوم قرنتیان ۶: ۱۴ – ۷: ۱)‌. یک بی‌ایمان اغلب ایماندار را ازایمان به عیسی مسیح دور می‌کند (‌تثنیه ۷: ۳ – ۴). رابطه ازدواج منظور شده است تا تصویری قابل رویت و اعلانی باشد از ارتباط بین عیسی مسیح و کلیسای مسیحی. پس در هر ازدواج مسیحی آبروی عیسی مسیح و کلیسای مسیحی در معرض خطر است (افسسیان ۵: ۲۲ – ۲۵).
کاربرد: قبل از اینکه تصمیم بگیرید به منظور ازدواج، شخصی را بهتر بشناسید بایستی در وهله نخست او یک مسیحی راستین باشد.
۳- تصمیم بگیرید که فقط با شخصی ازدواج کنید که او را به خوبی می‌شناسید.
عملاّ چه می‌‌توانید بکنید برای اینکه متوجه شوید که شخص دیگرواقعاً کیست؟
امثال ۲۷: ۱۹ ، ۲۳
مهم است که بخصوص وضعیت قلبی و روحانی شخص دیگر را بشناسید. هیچگاه حتی تصور ازدواج با شخصی را که خوب نمی‌شناسید نداشته باشید.
کاربردهای امکان‌پذیر: به یک گروه مسیحی ملحق شوید. صحبت کردن و مشارکت با یکدیگر را یاد بگیرید. به عنوان یک گروه فعالیتهایی را با هم انجام دهید. بخصوص ویژگی‌های زیر را یادداشت کنید:
•    آیا او شخصی است که من را به داشتن ارتباط با خدا و سایر مردم تشویق می‌کند؟
•    آیا او شخصی است که برزندگی من تاثیر خوبی دارد و باعث می‌شود تا من در زندگی عملکردهای خوبی داشته باشم؟ آیا او شخصی است که باعث می‌شود زندگی پرنشاط ‌تر، باارزش و سازنده داشته باشم؟ آیا باعث می‌شود که من بهتر رفتار کنم؟ آیا هرگزمرا به گناه نمی‌کشاند بلکه همیشه مرا به سمت معیارهای عیسی مسیح می‌کشاند؟
•    آیا او شخصی است که به من گوش می‌دهد، سخنان مرا جدی می‌گیرد و می‌پذیرد؟
•    آیا او شــــخصی آماده و دردسترس است و من می‌توانم همـــیشه ازاو مشورت و کمک خالصانه دریافت ‌کنم؟
•    آیا او شخصی است که همیشه در خانه او را حس می‌کنم و می‌توانم با او بخندم، گریه کنم و به طور جدی صحبت کنم؟
•    آیا او شخصی صادق و بی‌ریا است که همیشه حقیقت را می‌گوید و نقش شخص دیگر را بازی  نمی‌کند؟
•    آیا او شخصی است که می‌تواند مرا با دوستانش آشنا کند و هیچوقت از دیگرروابط مرا حذف نمی‌کند و مرا به سمت داشتن روابط سالم با سایر مردم می‌کشاند؟

۴- تصمیم بگیرید که فقط با شخصی ازدواج کنید که پرهیزگار است.
خدا در خصوص ارتباط بین زن و مرد، در مورد پرهیزگاری چه می‌گوید؟
غلاطیان ۵: ۲۲ – ۲۳ ؛ غلاطیان ۶: ‌۷ – ۸ ‌؛ اول تسالونیکیان ۴: ۱ – ۸ ؛ عبرانیان ۱۳: ۴
ثمره‌ داشتن یک ارتباط خوب با خدا، پرهیزگاری است (‌غلاطیان ۵: ۲۲ – ۲۳)‌. درارتباط با جنس مخالف و تمام موارد مربوط به اخلاق جنسی، داشتن پرهیزگاری ضروری است. آنچه حالا در زندگی خود می‌کارید، قطعاّ در آینده درو خواهید کرد (غلاطیان ۶: ۷ – ۸).
کاربرد های امکان‌پذیر: از هر نوع فساد جنسی اجتناب کنید. پرهیزگاری را تمرین کنید در ارتباط با چشمانتان آنچه را که می‌بینید، در ارتباط با فکرتان به آنچه فکر می‌کنید و در ارتباط با دستهایتان  آنچه را که لمس می‌کنید و غیره. با خدا عهد ببندید که قبل از ازدواج و هرگز خارج از چارچوب ازدواج خود ارتباط جنسی نخواهید داشت (عبرانیان ۱۳: ۴)‌. خدا به شما فرمان داده که شریک آینده زندگیتان را از راهی مقدس و آبرومندانه  بدست آورید و هرگز مانند بی‌خدایان اینکار را از طریق امیال شهوانی انجام ندهید (‌اول تسالونیکیان ۴: ‌۱– ۸). درنتیجه درارتباط خود با جنس مخالف  محدودیتهای سالم کتاب مقدس را رعایت کنید.

۵- تصمیم بگیرید که فقط با شخصی ازدواج کنید که با شما اهداف مشابه‌ای دارد.
چرا داشتن اهداف مشابه مهم است؟
عاموس ۳: ۳ ؛ متی ۶: ۳۳ ؛ فیلیپیان ۱: ۲۷ ؛ ۲: ۲ – ۴
وقتی که اهداف مشابه‌ای ندارید هرگز نمی‌توانید با هم در جهتی مشابه حرکت کنید (‌عاموس ۳: ۳). عیسی مسیح تعلیم داد که اهداف زندگی مسیحیان بایستی موارد زیر باشد. نخست ملکوت خدا (‌پادشاهی در قلب خودتان) ‌و عدالت او را بطلبید (ازاینکه آنچه او می آموزد راست است پیروی کنید) (متی ۶: ۳۳). مسیحیان بایستی همراه با یکدیگر، با اتحاد فکری ومشترک بودن اهداف، برای ایمان مسیحی مبارزه کنند (فیلیپیان ۱: ۲۷ ؛ ۲: ۲ – ۴)‌.
کاربرد های امکان‌پذیر: یادداشت کنید که کدامیک از اعضاء گروه مسیحی دارای اهداف زندگی مشترکی با شما هستند. عملاّ با سایر مسیحیان در مورد اهداف و آرزوهای آنها و خودتان صحبت کنید. از حالا اهداف زندگیتان را تعقیب کنید.

۶- تصمیم بگیرید فقط با شخصی ازدواج کنید که زندگی تاریک گذشته‌اش را پاکیزه کرده است.
خروج ۲۰: ۵ – ۶
کدام اصل در اینجا تعلیم داده می‌شود؟ این اصل چگونه در تاریخ مردم و کتاب مقدس به تصویر کشیده می‌شود؟ چگونه ارتباطات غلط درخانواده والدین شما می‌توانند بعدها درارتباطات خانواده شما تاثیر گذارند؟
اصل موجود در خروج ۲۰: ۵ – ۶ این است که مشکلات حل نشده بین شما و والدینتان (‌برادران و خواهران، دوستان،‌ معلمین، ‌همکاران و غیره) ‌بعدها در زندگی و ارتباط زناشویی شما مشکل‌آفرین می‌شوند (دوم سموئیل ۱۱: ۴ ، ۱۵، ۲۷ را با دوم سموئیل ۱۳: ۱۲ – ۱۴ مقایسه کنید، دوم تواریخ ۲۲: ۲– ۴ را بخوانید و  دوم تواریخ ۲۵: ۲ را با  دوم تواریخ ۲۶: ‌۴ مقایسه کنید)‌. برای مثال شیوه‌ برخورد فرد با مادرش ممکن است بعدها روش رفتار او با همسرش بشود و شیوه‌ای که یک زن با پدرش رفتار می‌کند نیز ممکن است بعدها روش رفتار او با شوهرش شود.
علل مشکلات و نتایج بد آنها در گذشته، نیاز به برخورد و برطرف کردن دارد. ارتباطات از هم گسیخته احتیاج به احیاء دارند. احساسات مجروح احتیاج به شفا دارد. فیض خدا بسیارکفایت دارد در اینکه هرگناه تاریک گذشته را ببخشد، ارتباطات از هم گسیخته احیاء کند و هر جراحتی را شفا دهد. فیض خدا  در رشد روحانی و احساسی به شما کمک می‌کند تا به شخصی سالم و بالغ تبدیل شوید.

۷- در وقت مناسب تصمیم بگیرید ازدواج کنید.
چقدر مهم است که برای رسیدن وقت مناسب ازدواج منتظر بمانید؟
جامعه ۳: ۵ ؛ ۸: ۵ – ۶ ؛ پیدایش ۲۹: ۲۰ ؛ اول قرنتیان ۷: ۹
برای هرکاری بر روی زمین وقتی هست. زمانی برای در آغوش کشیدن و زمانی برای امتناع از در آغوش کشیدن. قلب حکیم، زمان صحیح و شیوه صحیح برقراری ارتباط با جنس مخالف را می‌داند.
شخصی که به خدا اعتماد می‌کند، از این نیز اطمینان دارد که خدا اجازه می‌دهد چیزهای درست در زمان مناسب اتفاق بیفتد. محبت خالصانه صبور است و قبل از ازدواج منتظر می‌ماند (اول قرنتیان ۱۳: ۴).
کاربردهای امکان‌پذیر: در وهله نخست می‌توانید تحصیلات خود را کامل کنید. ابتدا مطمئن شوید که استقلال مالی دارید. نخست باید بتوانید قبل از ازدواج در کار یا خدمت مسیحی خود تجربه کسب کنید. در بعضی فرهنگها، بایستی از جانب طرفین وقت کافی به والدین خود بدهید تا اجازه آنها را برای ازدواجتتان بدست بیاورید. به هرحال وقتی دو نفر مسیحی کنترل خود در زمینه جنسی را امری مشکل می‌دانند بهتر است که فوراً ازدواج کنند (‌اول قرنتیان ۷: ۹).



آخرين بروز رساني ( سه‌شنبه، ۰۹ شهریور ۱۳۸۹ ۲۳:۵۳ )
 

مبحث زبانهای روح القدس در رساله اول قرنتیان

پست الكترونيكي
یک‌شنبه، ۱۰ مرداد ۱۳۸۹
در رساله قرنتیان (اول قرنتیان ۱۲: ۱۰، ۲۸- ۳۰؛ ۱۳: ۱، ۸- ۱۱؛ ۱۴: ۱- ۳۳) "تکلم به زبانها" عبارت بود از توانایی خاصی جهت بیان سخنانی غیرمعقول، نامفهوم و عجیب (زبانهای فرشتگان). این پدیده همراه با زبانه های آتش نبود، ولی قابل شنیدن بود و در بین مردم ابهاماتی ایجاد کرده بود. ۱) پولس رسول راجع به ناگهانی بودن واقعه زبانها صحبت نمی‌کند، بلکه درمورد توانایی دائمی تکلم به زبانها سخن می‌گوید. عبارت "کسی که به زبانی سخن می‌گوید" (اول قرنتیان ۱۴: ۱۳) به شخصی اشاره نمی‌کند که در یک جلسه کلیسایی ناگهان به سرعت تحت تأثیر روح‌القدس قرار گرفته و به زبانی بیگانه و نامفهوم سخن می‌گوید. بلکه این عبارت به شخصی اشاره دارد که از توانایی دائمی تکلم به زبانها برخوردار است (در یونانی: زمان حال)."هر که زبانی دارد" (اول قرنتیان ۱۴: ۲۶، در یونانی: زمان حال) به شخصی اشاره می‌کند که به طور دائمی از توانایی تکلم به زبانها برخوردار است. کلمات "سخن گفتن به زبانی" (اول قرنتیان ۱۴: ۲۷- ۲۸) (در یونانی: زمان حال) به شخصی اشاره می‌کند که به طور کامل و پیوسته بر آنچه که بر زبان می‌آورد تسلط دارد. به همین دلیل نیز پولس رسول می‌توانست محدودیتهای خاصی را در استفاده از عطایای روحانی در جلسات کلیسایی تعیین کند،‌ در حالیکه اگر مسیحیان به طور ناگهانی قدرت تکلم به زبانی را از روح‌القدس دریافت می‌کردند، اعمال چنین محدودیتهایی غیر ممکن می‌بود. ۲) تجلی عطایای روحانی مربوط به دوران اولیه کلیسای عهد جدید بود، زیرا انجیل در آن زمان هنوز به طور کامل نگاشته نشده بود. به همین دلیل امکان وجود خطا و تعالیم اشتباه زیاد بود. کلیسای قرنتس اغلب از ایماندارانی تشکیل شده بود که از زمینه‌ای بت‌پرست بودند و اغلب در محیط غیرمسیحی با مشکلات متعددی مواجه می‌شدند. ایمانداران کلیسای قرنتس بطور تحت اللفظی "برای روحها غیرت داشتند" (در یونانی: اول قرنتیان ۱۴: ۱۲). آنها احتمالأ معتقد بودند که "روحهای" مختلف عطایای مختلفی به مردم عطا می‌کنند. ولی پولس رسول تعلیم داد که منشأ تمام عطایای روحانی از یک روح، یعنی از روح‌القدس است (اول قرنتیان ۱۲: ۴، ۱۱). پولس تعلیم داد که مسیحیان قرنتس باید برای انجام کارهایی غیرت داشته باشند که باعث بنای کلیسا می‌شود، نه اموری که در کلیسا بی‌نظمی ایجاد می‌کند (اول قرنتیان ۱۴: ۳۳، ۴۰). بنابراین با توجه به وضعیت گناه‌آلود کلیسای قرنتس، به برخی عطایای خاص مانند نبوت و تشخیص ارواح نیاز شدیدی وجود داشت (اول قرنتیان ۱۲: ۱۰). ۳) از رساله قرنتیان چنین برمی‌آید که تکلم به زبانها تنها یکی از مشکلات موجود در کلیسای قرنتس بود، و آنها با مشکلات دیگری نیز دست به گریبان بودند. مشکلاتی چون جدایی، حسادت، نزاع، درگیری، انحرافات جنسی، متوسل شدن به قضات دنیوی و ‌خدانشناس، سوء‌استفاده از آزادی که داشتند، مشکلات مربوط به ازدواج، خوردن گوشتی که برای بتها قربانی شده بود، حضور زنانی که از موقعیت خود سوء استفاده می‌کردند، جلسات کلیسایی مخرب و استفاده نادرست از شام خداوند، غیرت بیش از حد جهت تکلم به زبانها و انکار رستاخیز جسم. مشکل اعضای کلیسای قرنتس این بود که بیش از حد به تکلم به زبانها اهمیت می‌دادند (اول قرنتیان ۱۲: ۳۰) و بدین ترتیب باعث ایجاد بی‌نظمی در جلسات کلیسایی می‌شدند (اول قرنتیان فصل ۱۴). به همین دلیل پولس به بررسی موضوع عطایای روحانی (در یونانی: charismata) می‌پردازد. او ابتدا درخصوص تنوع عطایای روحانی، خدمات و تجلیات روح‌القدس تعلیم می‌دهد (اول قرنتیان فصل ۱۲). سپس به مهمترین طریق اشاره می‌کند که همان طریق محبت است. محبت باعث می‌شود عطایای روحانی در جای درست خود بکار روند، زیرا تمام عطایای روحانی باید بر اساس اصل محبت بکار گرفته شوند (اول قرنتیان فصل ۱۳). پولس در پایان درمورد تفاوت بین عطای زبانها و عطای نبوت تعلیم می‌دهد (اول قرنتیان فصل ۱۴). برخی از اعضای کلیسای قرنتس که از عطایای روحانی خاصی برخوردار بودند، از جلسات کلیسایی سوءاستفاده می‌کردند تا سخنان خود را به گوش دیگران برسانند. این عده به طریقی ناشایست عمل می‌کردند، در حالیکه خواست خدا این است که تمام امور کلیسا در نظم پیش رود. آنها جلسات معمول کلیسا را مغشوش می‌ساختند. به همین دلیل به جای آرامش و سلامتی، تشویش و اغتشاش و بی‌نظمی در کلیسا حاکم بود (اول قرنتیان ۱۴: ۳۳،

۴۰). اگر چه پولس رسول برای تمام عطایا ارزش قائل بود، اما نمی‌توانست چنین رفتارهایی را تحمل کند. حکم او این بود که در جلسات کلیسایی تمام امور باید در جهت منفعت و بنای اعضای کلیسا باشد. هر فرد مسیحی باید در چهارچوب اصل محبت، و به هدف بنا کردن و خدمت به دیگران، از آزادی خود در زمینه بکارگیری عطایای روحانی استفاده کند. همچنین این عطایا باید بر اساس اصولی بکار گرفته شود که پولس رسول در کتاب مقدس مشخص کرده است (اول قرنتیان ۱۴: ۲۶- ۴۰). ۴) بدین ترتیب پولس رسول عطای تکلم به زبانها را در جایگاه صحیح خود قرار داد. روی سخن او بویژه با مسیحیانی بود که توانایی دائمی تکلم به زبانها را داشتند یا عادت داشتند که به این زبانها صحبت و دعا کرده یا سرود بخوانند. در اول قرنتیان ۱۴: ۱۴- ۱۷ میخوانیم: " زیرا اگر به زبانی دعا کنم که آن را نمی فهمم، در واقع روح من دعا می کند و خودم از آنچه میگویم بی خبرم. پس چه کنم؟ باید هم به زبانهای غیر دعا کنم و هم به زبان معمول، هم به زبانهای غیر سرود خوانم هم به زبان عادی تا همه بفهمند. زیرا اگر شما خدا را به زبانی شکر گویید که فقط روح خودتان می فهمد، چگونه دیگران بتوانند به دعای شکرگزاری شما آمین بگویند، در حالیکه نمی فهمند چه میگویید؟ شکی نیست که شما بسیار عالی خدا را شکر می گویید اما حاضرین بهره ای نمی برند." وقتی پولس از سخن گفتن، دعا کردن و سرودخواندن به روح صحبت می کند، تنها میتواند این معنا را بدهد که شخص صداهایی را ابراز می کند که هیچکس نمی تواند بفهمد. و وقتی پولس از سخن گفتن، دعا کردن و سرودخواندن به عقل یا ذهن صحبت میکند، تنها میتواند به این معنی باشد که شخص کلماتی را ابراز می کند که هر فردی میتواند بفهمد. پولس این مسیحیان را مخاطب قرار میدهد زیرا آنها فقط بواسطه روح انسانی خود سخن گفته، دعا کرده یا سرود میخواندند و نه از طریق عقل و اندیشه انسانی خود. در نتیجه تنها زبانها و صداهای نامفهوم تولید میکردند (اول قرنتیان ۱۴: ۱۳- ۱۷). بر چنین مسیحیانی بود که دعا کنند تا در آینده بتوانند آنچه را که تنها به زبانی غیرقابل درک بدان متکلم می‌نمودند، روزی ترجمه کنند. پولس از آنها نمی‌خواهد که ابتدا به زبانی بیگانه و غیر قابل فهم تکلم کنند و سپس آن را ترجمه نمایند. بلکه از آنان می‌خواهد که دعا کنند تا در آینده تکلم آنها به زبانها، هم بواسطه روح انسانی باشد و هم با تکیه بر عقل و خرد انسانی‌شان. تا بدین ترتیب بتوانند در جلسات کلیسایی به زبانی معقول و روشن که برای همه قابل فهم است سخن بگویند، دعا کنند و سرود بخوانند. با توجه به اینکه روح انسان مطیع او است (اول قرنتیان ۱۴: ۳۲)، چنین ایماندارانی این توانایی را دارند که تصمیم بگیرند که بجای تکلم به زبانی نامفهوم و بیگانه، به زبانی تکلم کنند که باعث بنای دیگر اعضای کلیسا است (اول قرنتیان ۱۴: ۱۹). تنها از این طریق است که سایر اعضای کلیسا نیز بنا خواهند شد. حالا ببیننیم منظور از ترجمه زبانها چیست الف) "ترجمه زبانها" (اول قرنتیان ۱۲: ۱۰، ۳۰؛ ۱۴: ۲۷- ۲۸). ترجمه زبانها توانایی خاصی است که به موجب آن، شخص می‌تواند نه تنها زبانهای خارجی قابل فهم را ترجمه کند، بلکه سایر زبانهای مختلف و ناشناخته مردم و فرشتگان را نیز درک و ترجمه نماید تا از این طریق شنوندگان و اعضای کلیسا ‌بنا شوند. این عطای روحانی و عطای روحانی تکلم به زبانهای مردم و فرشتگان، هر دو در جلسات کلیسایی لازم و ملزوم و مکمل یکدیگرند. مسیحیانی که از این عطای دائمی برخوردار هستند می‌توانند تشخیص دهند که آیا مسیحیان دیگر براستی از عطای زبانها برخوردارند یا نه، یا آنچه را که می‌خواهند به زبانی متکلم شوند، باعث بنای شنوندگان در کلیسا خواهد شد یا نه. ب) تکلم همزمان از طریق روح و فکر روشن است که آن عده از اعضای کلیسای قرنتس که به زبانی بیگانه و غیر قابل درک تکلم می‌‌کردند، از عطای روحانی ترجمه زبانها برخوردار نبودند (اول قرنتیان ۱۴: ۱۳). این امکان وجود داشت که کسانی که از عطای دائمی تکلم به زبانها برخوردار بودند، خودشان آنچه را که می‌گفتند ترجمه ‌کنند. ولی در اینصورت می‌بایست به زبانی قابل درک سخن می‌گفتند تا دیگران بفهمند. یعنی هم‌زمان، هم از طریق روح خود سخن گویند و

هم از طریق فکر انسانی خود. به عبارت دیگر، آنچه را که روح آنها می‌خواست به زبانی غیر قابل درک و بیگانه متکلم شود، فکر و دهان آنها می‌‌بایست به زبانی قابل فهم بیان می‌کرد (اول قرنتیان ۱۴: ۵، ۱۳- ۱۹). ولی این توانایی امری خودکار نبود (اول قرنتیان ۱۴: ۵ ، ۱۳). به طور کلی، اگر در جمع مسیحیان مترجمی حضور می‌داشت، آن شخص خود از عطای دائمی ترجمه زبانها برخوردار بود و سایر مسیحیان نیز همگی این موضوع را می‌دانستند، و این شخص معمولأ کسی بود غیر از فردی که به زبانی غیر قابل درک تکلم می‌‌کرد (اول قرنتیان ۱۲: ۱۰؛ ۱۴: ۲۷- ۲۸). اگر در جلسات کلیسایی هیچ مترجمی حضور نمی‌داشت یا مترجم تمایلی به ترجمه زبانها نداشت، تعلیم پولس رسول این بود که در چنین شرایطی هیچ کس اجازه ندارد در جلسات کلیسایی به زبانی بیگانه تکلم کند (اول قرنتیان ۱۴: ۲۸). پ) محدودیتهای رسولان در زمینه تکلم به زبانها پولس رسول به روشنی حکم می‌کند که در جلسات کلیسایی حداکثر سه نفر مجازند به نوبت به زبانها تکلم کنند، آن هم در صورتی که سخنان آنها بلافاصله توسط کسی که عطای ترجمه دارد، ترجمه شود. به اعتقاد پولس، مسیحیان اجازه ندارند به طور همزمان در جلسات کلیسایی به زبانها تکلم کنند (اول قرنتیان ۱۴: ۲۷). همچنین او به زنان اجازه تکلم به زبانها یا نبوت در جلسات رسمی کلیسایی را نمی‌دهد (اول قرنتیان ۱۴: ۳۴- ۳۸).


آخرين بروز رساني ( یک‌شنبه، ۱۰ مرداد ۱۳۸۹ ۱۱:۵۶ )